به نام خدا

عمریست لحظه لحظه دلم بی قرار توست
چشمم به راه مانده و در انتـــظار توست

دلواپسیـــم تو را به خــدا زودتر بیا
من که مسافــر سفــر جمکرانییــم
اصلا فـدای بی کسیــه تو جوانییــم
گریه برای غربت چشـمت وظیفه است
دنبال اشکهـای امــــام زمانییـــم
ما را ببخـش از عشق تو دیوانه نیستیم
با زائران چشم تو بیــگانه نیستیــم
از صبــح شنبه تا شب جمــعه بیا بیا
جمــعه برای آمــدنت خانـه نیستیم
ما مرده ایم در تنمـان جان درست کن
بی معجزه بیــا و مسلمـان درست کن
مــا پشت رد پای شمــا راه می رویم
از مـا عزیز فاطمه، سلمـان درست کن
چشمم به غیر گریه به کـاری نمی رسد
یاری سراغ بی کس و کــاری نمی رسد