دعا برای فرج حضرت حجه ابن الحسن العسگری , بخش پنجم کتاب مکیال المکارم قسمت ششم

 

۵۰ – شفاعت او درباره هفتاد هزار تن از گنهکاران

و بر این امر دلالت می کند روایتی که در بحار به سند خود از حضرت ابی عبداللَّه صادق علیه السلام از پدرش از جدّش از امیرمؤمنان علی علیه السلام که فرمود : بهشت را هشت درب است ، از یک در پیغمبران و صدیقین داخل می شوند ، و از در دیگر شهدا و صالحین ، و از پنج در شیعیان و دوستان ما ، داخل می شوند پیوسته بر صراط خواهم ایستاد ، دعا می کنم و می گویم : پروردگارا شیعیان و دوستان و یاران مرا و کسانی که در دنیا از من پیروی کردند به سلامت بدار . پس از باطن عرش ندا می رسد : دعایت را مستجاب کردم و درباره شیعیانت شفاعت دادم . پس هر مرد از شیعیانم و کسانی که از من پیروی کرده اند ، و مرا یاری نموده و با آنها که با من سر جنگ داشته اند – به عمل یا قول –

جنگ کرده است ، در حق هفتاد هزار تن از همسایگان و نزدیکانش شفاعت می کند ، و از در دیگر سایر مسلمانان – کسانی که شهادت لا اِلهَ اِلَّا اللَّه را می گفته اند و در دلشان ذره ای بغض ما اهل البیت نبوده – داخل می شوند ( ۱۲۷۱ ) .

می گویم : وجه دلالت اینکه هر کس ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام را داشته باشد و آن حضرت را یاری کند و با جنگ کننده با آن حضرت – با فعل و قول – جنگ نماید ، شفاعتش در حقّ هفتاد هزار نفر قبول می شود ، و مخفی نیست که دعا کردن در حق مولایمان صاحب الزمان علیه السلام و خواستن فرج آن جناب از اقسام نصرت و یاری امیرمؤمنان علیه السلام به زبان است . زیرا که یاری حضرت حجّت علیه السلام ، یاری پدر بزرگوارش می باشد ، و چون حضرت صاحب الزمان عجل اللَّه فرجه انتقام گیرنده از دشمنان و ستمگران نسبت به امیرالمؤمنین علیه السلام است ، پس هر آنچه در گرفتن این انتقام مؤثّر باشد در اقسام نصرت آن حضرت داخل است ، که از آن جمله دعا است – با توضیحی که قبلاً آوردیم که دعا سبب زودتر واقع شدن فرج و ظهور آن حضرت است – .

۵۱ – دعای امیرمؤمنان علیه السلام

همانطور که در مکرمت گذشته آوردیم امیرمؤمنان علی علیه السلام روز قیامت در حق او دعا می کند و می گوید : پروردگارا شیعیان و دوستان و یاران مرا . . . به سلامت بدار . . . .

۵۲ – بی حساب داخل بهشت شدن

و بر این معنی دلالت دارد روایتی که در تحف العقول آمده : در آخر وصایای امام صادق علیه السلام به عبداللَّه بن جندب ، فرمود : پس باقی نمی ماند احدی از کسانی که مؤمنی از دوستان ما را با یک کلمه کمک کرده باشد مگر اینکه خداوند او را بدون حساب داخل بهشت گرداند ( ۱۲۷۲ ) .

به توضیح اینکه : مکرر گفته ایم که دعا از جمله اقسام یاری کردن به زبان است . بنابراین دعا برای تعجیل فرج مولای ما صاحب الزمان علیه السلام در کاملترین افراد این عنوان داخل می باشد .

۵۳ – در امان بودن از تشنگی قیامت

چون از کسانی خواهد بود که رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم آنان را سیراب می نماید . چنانکه در حدیث پرچمهایی که روز قیامت بر آن حضرت وارد می شود ، چنین آمده : رسولخدا فرمودند : سپس پرچمی بر من وارد می شود که ( افراد آن ) رخسارشان از نور برق می زند ، به آنها می گویم : شما کیستید ؟ می گویند : ما اهل کلمه توحید و تقوی از امت محمّد مصطفی صلی الله علیه وآله وسلم هستیم ، و ماییم بازماندگان اهل حق ، کتاب پروردگارمان را برگرفتیم و حلال آن را حلال و حرامش را تحریم نمودیم ، و ذریه پیغمبرمان صلی الله علیه وآله وسلم را دوست داشتیم ، و آنان را با همه وسائلی که برای خودمان به کار می بردیم یاری کردیم ، و در خدمت آنان با دشمنانشان جنگ نمودیم . پس به آنها خواهم گفت : بشارت باد شما را که منم پیامبر شما محمد و به تحقیق که در دنیا همین طور

بودید که گفتید ، سپس از حوض خودم به آنان آب می دهم ، آنگاه سیرآب می روند و به یکدیگر اظهار سرور و بشارت می کنند ، بعد از آن داخل بهشت می شوند و تا ابد در آن جاودان خواهند ماند .

می گویم : وجه دلالت اینکه سابقاً ذکر کردیم که دعا از اقسام نصرت و یاری است ، و نیز این حدیث بر مکرمت دیگری – که خلود در بهشت است – نیز دلالت دارد .

دعا برای فرج حضرت حجه

۵۴ – جاودانگی در بهشت

همانطور که در حدیث سابق دانسته شد ، و نیز به وجه دیگری گفته می شود : این دعا سبب کمال و پایداری ایمان است ، و بدون تردید ایمان سبب جاودانگی در بهشت است ، پس این دعا مایه رسیدن به آن می باشد .

۵۵ – خراش صورت ابلیس

شاهد بر این مطلب روایتی است که در اصول کافی به سند خود از اسحاق بن عمّار آورده که گفت : حضرت ابوعبداللَّه صادق علیه السلام فرمود : ای اسحاق تا می توانی به دوستانم نیکی کن که هیچ مؤمنی به مؤمن دیگر احسان یا کمک نکند مگر اینکه صورت ابلیس را خراشیده و به دلش زخم زده است ( ۱۲۷۳ ) .

می گویم : این حدیث دلالت دارد بر اینکه کمک به مؤمن و احسان به او دو سبب برای خراش صورت ابلیس و زخم زدن به دل او است ، و ما مکرر گفته ایم که دعا برای تعجیل فرج مولایمان صاحب الزمان علیه السلام کمک و احسان است ، و آن حضرت اصل ایمان و رئیس اهل دین است ، پس این فایده بر اعانت و احسان به آن حضرت به نحو اکمل حاصل می گردد .

۵۶ – تحفه و هدیه ویژه در قیامت

در اصول کافی به سند خود ، به روایت مفضّل از حضرت ابی عبداللَّه صادق علیه السلام است که فرمود : همانا مؤمن به برادرش تحفه می دهد . عرض کردم : تحفه چیست ؟ فرمود : از قبیل جای نشستن و متکا و غذا و پوشاک و سلام ، پس بهشت برای پاداش او گردن می کشد . و خدای عز و جل به بهشت وحی فرماید : من خوراک تو را بر اهل دنیا حرام کردم مگر بر پیغمبر و وصی پیغمبر . و چون روز قیامت شود ، خداوند به بهشت وحی فرماید که : دوستانم را در برابر تحفه هایشان پاداش ده . آنگاه حوران و غِلْمانی از آن بیرون آیند در حالی که طبقهایی که از

مروارید سرپوش دارد با خود دارند . پس چون جهنم و صحنه هولناکش را بنگرند و به بهشت و آنچه در آن است نگاه کنند عقلشان بپرد ، و از خوردن امتناع ورزند .

سپس منادی از زیر عرش بانگ می زند : همانا خداوند عز و جل جهنم را بر کسی که از غذای بهشت خورده باشد تحریم فرموده است . آنگاه دست دراز کنند و بخورند ( ۱۲۷۴ ) .

می گویم : وجه دلالت اینکه ، منظور از تحفه دادن به برادرش احسان به او است به هر نحوی که انسان می تواند احسان کند ، هر چند که با زبان باشد ، به قرینه اینکه امام علیه السلام سلام کردن را نیز مثال زد . بنابراین مطلق احسان و نیکی مراد است .

پس می گویم : تردیدی نیست که دعا برای مؤمن از واضح ترین و بالاترین اقسام احسان است ، و ثوابی که در حدیث فوق بیان شده بر دعا کردن برای تعجیل فرج و ظهور مولا صاحب الزمان علیه السلام مترتّب می باشد ، بلکه نحوه آن کاملتر و تمام تر خواهد بود چنانکه پوشیده نیست .

۵۷ – خدمتگزاران بهشتی

خداوند تبارک و تعالی از خدمتگزاران بهشت به خدمتش می گمارد ، زیرا که دعا نیکی و احسان است ، و در اصول کافی به سند خود از زید بن ارقم آمده که گفت : رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود : هر بنده ای در امت من نسبت به برادرش در راه خدا مهربانی و لطفی انجام دهد ، خداوند از خدمتگزاران بهشتی به خدمتش خواهد گمارد ( ۱۲۷۵ ) .

و منظور از لطف ، نیکی

و احسان است چه به زبان باشد یا غیر آن . بنابراین دعا به خیر و فرج برای مولایمان صاحب الزمان علیه السلام را به طریق اولی شامل می گردد .

۵۸ – سایه گسترده خداوند

دعا کننده برای فرج مولی صاحب الزمان علیه السلام زیر سایه گسترده خداوند قرار می گیرد و تا مادامی که به دعاگویی آن حضرت مشغول باشد ، رحمت بر او نازل می گردد .

دلیل بر این معنی روایتی است که در اصول کافی به سند خود از حضرت ابی عبداللَّه صادق علیه السلام آورده که فرمود : رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود : هر کس برادر مسلمانش را با کلمه ای گرامی بدارد که به وسیله آن کلمه به او لطف کند و غصّه اش را برطرف سازد ، پیوسته در سایه گسترده خداوند خواهد بود تا وقتی که در آن حال باشد ، رحمت بر او فرود می آید ( ۱۲۷۶ ) .

می گویم : سابقاً بیان کردیم که دعا برای بزرگان و شخصیتها از انواع تکریم و تعظیم آنان به شمار می رود و همچنین مهربانی و اظهار محبّت و برطرف کردن غصّه تکریم و گرامی داشتن به شمار می آید . بنابراین اگر مؤمن برای مولایش در زمان غیبت آن حضرت دعا کند ، و نتواند به وسیله دیگری غصه آن جناب را کم کند ، به ثواب یاد شده خواهد رسید . بیان این مطلب به دو وجه انجام می گیرد :

اوّل

اینکه به عقل و نقل دانستی که بین امام و شیعیانش برادری برقرار است . این حدیث دلالت دارد که آن ثواب با دعای مؤمن برای برادرش ثبوت می یابد ، زیرا که دعا در

برطرف کردن غمها و دفع شداید و بلاها مؤثر است ، و نیز اظهار محبّت مؤمن نسبت به برادر دینی خویش است . و قبلاً دانسته شد که دعا در تعجیل فرج مولایمان صاحب الزمان علیه السلام مؤثر می باشد .

دوّم

با توجه به مسأله اولویت قطعی ، آن ثواب با دعا کردن برای مولایمان صاحب الزمان علیه السلام به طریق اولی تحقق می یابد .

۵۹ – ثواب خیر خواهی مؤمن

شایسته است ابتدا قسمتی از روایات را که در این باره رسیده ذکر کنیم ، سپس حصول خیرخواهی را با دعا برای تعجیل فرج مولایمان صاحب الزمان علیه السلام بیان نماییم :

در اصول کافی به سند صحیحی از حضرت ابی عبداللَّه صادق علیه السلام آمده که فرمود : بر مؤمن واجب است که در حضور و غیاب خیر خواه مؤمن باشد ( ۱۲۷۷ ) .

و نیز به سند صحیحی از حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام است که فرمود : بر مؤمن خیرخواهی نیست نسبت به مؤمن دیگر واجب است ( ۱۲۷۸ ) .

و به سند موثّقی از حضرت ابی عبداللَّه صادق علیه السلام است که فرمود : رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند : عظیم ترین مردم از لحاظ منزلت نزد خداوند در روز قیامت کسی است که برای نصیحت و خیرخواهی آفریدگان در زمین بیشتر تلاش نماید ( ۱۲۷۹ ) .

و به سند خود از حضرت ابی عبداللَّه صادق علیه السلام آورده که فرمود : بر شما باد که برای رضای خدا به خیرخواهی در خلق او بپردازید ، که به عملی بهتر از آن او را ملاقات نکنی ( ۱۲۸۰ ) .

اکنون می گوییم : یکی از

شارحین گفته : نصیحت ( = خیرخواهی ) عمل یا سخنی است که به منظور خیر رسانیدن به منصوح ( = کسی که خیر او خواسته شده ) انجام گیرد . علّامه مجلسی نیز در مرآه العقول همین را گفته است .

سپس مجلسی فرموده : منظور از نصیحت و خیرخواهی مؤمن برای مؤمن : ارشاد و راهنمایی او به مصالح دین و دنیایش می باشد ، و آموختن به او در صورتی که جاهل باشد ، و آگاه ساختن او در صورتی که غافل باشد ، و دفاع از او و آبرویش در صورتی که ضعیف باشد ، و احترام او در کوچکی و بزرگیش ، و ترک حسد و فریب دادنش ، و دفع ضرر از او و جلب منفعت به سوی او ، و هرگاه نصیحتش را نپذیرد آنقدر با او مدارا کند تا قبول نصیحت نماید ، و اگر مربوط به امر دین باشد ، از راه امر به معروف و نهی از منکر وارد شود .

وی گفته : و می توان خیرخواهی برای رسول و امامان علیهم السلام را نیز از همین قبیل بدانیم ، زیرا که ایشان افضل مؤمنین می باشند .

و در شرح فرموده امام علیه السلام که : در حضور و غیاب . . . ، گفته : یعنی در وقت حضور او همانگونه که گفته شد رفتار کند ، و در غیابش به وسیله نامه و پیغام ، و حفظ آبرو ، و دفع غیبت ، و خلاصه حفظ تمام منافع برای او ، و دفع مفاسد از او هر طور که باشد .

بدین جهت همه

گفتارش را نقل کردم که مؤیّد مطالبی است که ان شاء اللَّه تعالی خواهد آمد .

و از تمام مطالب گذشته برای عارف سالک روشن گردید که دعای خیر برای مؤمن از مصادیق بارز نصیحت و خیرخواهی است ، چه در حضور و چه در غیاب او ، که به وسیله دعا ناراحتی ها برطرف می شود و منفعت جلب می گردد ، و دعا؛ گرامی داشت و احسان نسبت به کسی است که برای او دعا شده است .

اکنون که این مطالب را دانستی ، می گوییم : درخواست تعجیل فرج و ظهور برای مولایمان صاحب الزمان علیه السلام اخلاص و خیرخواهی برای بهترین مؤمنین و نیز برای همه آنها است ، زیرا که :

اوّلاً : امام علیه السلام بهترین مؤمنین می باشد ، و دعا در حقّ او؛ درخواست خیر برای آن حضرت است ، که دعا سخنی است که به منظور خیرخواهی گفته شده باشد .

ثانیّاً : قبلاً گفتیم که فَرَج و خوشحالی و نصرت و پیروزی برای عموم مؤمنین و دفع بلاها و بیماریها و هموم و غموم آنها به برکت ظهور آن حضرت حاصل می گردد ، بنابراین درخواست ظهور آن جناب از خدای تعالی نصیحت و خیرخواهی برای تمامی آنها است .

۶۰ – حضور فرشتگان

مجلسی که در آن برای حضرت قائم علیه السلام دعا شود ، جایگاهی برای حضور فرشتگان گردد . و همچنین است تمام مجالس دعا ، فرشتگان اهل آن مجالس را در دعا یاری می دهند . دلیل بر این معنی چند روایت است ، از جمله : در مجلّد اول بحار از پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم مروی

است که فرمود : اگر به بوستانهای بهشت گذرتان افتاد در آنها به گردش و تنعم بپردازید . عرض کردند : یا رسول اللَّه ، بوستانهای بهشت چیست ؟ فرمود : حلقه های ذِکر؛ که خداوند را کاروانهایی از فرشتگان است که در پی حلقه های ذکر می گردند ، پس هنگامی که به آنها برسند پیرامونشان را می گیرند ( ۱۲۸۱ ) .

می گویم : از این حدیث شریف چند نکته استفاده می شود :

اوّل

اینکه مجالس ذکر از بوستانهای بهشتی است ، و این یا از باب نامگذاری سبب به نام مسبَّب است ، به جهت اینکه نشستن در آن مجالس سبب دخول در بهشت می باشد . و یا از این جهت که آن مجالس در حقیقت بهشت است ، یعنی : منظور از بهشت دارالقرب و جایگاه ابرار و نیکان باشد . مؤیّد این احتمال علّت آوردن آن حضرت است ، اینکه : خداوند را کاروانهایی از فرشتگان است که در پی حلقه های ذکر می گردند . . . .

و به عبارت دیگر : بهشت محل الطاف خداوند و منزلگاه کرامت او است . پس اگر بنده ای اهل کرامت باشد ، هم در دنیا و هم در برزخ و هم در قیامت و بعد از آن در بهشت خواهد بود .

و نیز مؤیّد این معنی است آنچه در روایت آمده : قبر ، یا یکی از بوستانهای بهشت است و یا گودالی از گودالهای جهنّم ، زیرا که مخفی نیست قبر که در زمین واقع است غیر از آن بهشت موعود می باشد که در آسمان واقع است – چنانکه در اخبار وارد شده – .

و

ممکن است منظور از بهشت همان بهشت موعود؛ و تعبیر از حلقه های ذکر به بهشت ، از باب استعاره باشد ، و وجه شباهت همان باشد که گفته شد یعنی : سرای نزدیکی به حق ، و منزلگاه نیکان بودن . و اللَّه العالم .

دوّم

از اموری که از خبر شریف استفاده می شود : استحباب جمع شدن و گرد هم آیی مؤمنین برای ذکر و دعا می باشد ، و شاهد بر این مطلب چند روایت است از جمله :

در اصول کافی به سند خود از حضرت ابی عبداللَّه صادق علیه السلام آمده که فرمود : هیچ سه نفر به بالا از مؤمنین جمع نشوند مگر اینکه به مثل آنها از فرشتگان حاضر گردند . پس اگر دعای خیر کنند ، آمین گویند ، و اگر از شرّی به خدا پناه ببرند ، فرشتگان از خداوند می خواهند که آن شرّ را از آنان دور نماید و اگر حاجتی بخواهند ، به درگاه الهی شفاعت کنند و قضای آن را تقاضا نمایند ( ۱۲۸۲ ) . . . .

و نیز از آن حضرت است که فرمود : هیچ گاه چهار نفر با هم در یک امر مجتمع نشوند که به درگاه خدا دعا کنند مگر اینکه با اجابت آن دعا متفرّق گردند ( ۱۲۸۳ ) .

همچنین از امام صادق علیه السلام است که فرمود : هرگاه پدرم را چیزی اندوهگین می کرد ، زنان و کودکان را جمع می نمود ، سپس دعا می کرد و آنها آمین می گفتند ( ۱۲۸۴ ) .

می گویم : روایت اول – از این سه روایت – از جمله دلایل این است که

مجلس دعا محل حاضر شدن ملائکه است .

سوّم

از اموری که از حدیث شریف استفاده می شود اینکه : شرکت کردن و حضور در مجلس ذکر و دعا مستحب است هر چند که به آن اشتغال نورزد . شاهد بر این مطلب روایتی است که در بحار به نقل از عَوالی اللّئالی آمده که : عدّه ای از مشایخ به طریق صحیحی از حضرت رضا علیه السلام روایت کرده اند که فرمود : هنگامی که اهل مجالس ذکر و علم به منزلهایشان باز می گردند خدای عزّ و جل به فرشتگانش می فرماید : ثواب آنچه از کارهای اینان دیدید بنویسید ، پس برای هر کدام ثواب عملش را می نویسند ، و بعضی از افراد را که با آنها حاضر بوده اند رها می کنند . پس خداوند عز و جل می فرماید : چرا فلانی را ننوشتید مگر با ایشان نبود و در جمعشان حضور نداشت ؟ می گویند : پروردگارا او با آنها شرکت نداشت و کلمه ای هم سخن نگفت . خداوند جلیل جل جلاله می فرماید : مگر همنشین آنها نبود ؟ عرضه می دارند : چرا پروردگارا ، پس می فرماید : او را با آنها بنویسید ، آنان قومی هستند که همنشینشان به سبب ایشان بدبخت نشود ، پس او را با آنها می نویسند ، و خداوند تعالی فرماید : برای او ثوابی مثل ثواب یکی از آنها بنگارید ( ۱۲۸۵ ) .

بیان : علّامه مجلسی گفته : اینکه حضرت فرمود : « لایَشْقی بِهِمْ جَلیسهُمْ » ؛ همنشینشان بدبخت نشود ، یعنی : به برکت آنها همنشین ایشان نومید نمی شود که منتهی به بدبختی وی گردد ، یا اینکه مصاحبت

آنان در همنشین مؤثر است ، پس به سبب آن شایسته ثواب و سعادت شده است .

و نیز در بحار به نقل از عیون اخبار الرضا به سند خود از حضرت رضا علیه السلام آورده که فرمود : هر کس در مجلسی که امر ما در آن إحیا می شود بنشیند ، روزی که دلها می میرد دل او نخواهد مُرد ( ۱۲۸۶ ) .

می گویم : و نظیر این مصاحبت با زائران قبر مولای شهیدمان حضرت ابی عبداللَّه الحسین علیه السلام و بودن با آنها و نیز ورود به جمع ایشان می باشد .

چهارم

از اموری که از حدیث شریف استفاده می شود اینکه : نشستن در مجالس ذکر مایه صفای دل می باشد ، بدین جهت است که فرشتگان با اهل آن مجالس انس می گیرند . خداوند ما را موفق بدارد و در دنیا و آخرت از آنان قرار دهد .

تذکّر

منظور از حلقه های ذکر : مجالسی است که اهل ایمان در آنها جمع می شوند تا قرآن بخوانند ، یا برای مولی صاحب الزمان علیه السلام دعا کنند ، یا نامهای خدای تعالی و صفات او را یاد نمایند ، یا از پیغمبر و امامان علیهم السلام یاد آورند – که در خبر آمده : ذکرِ آنها ذکر اللَّه است – و یا مصائب آنان ، یا سایر شئونی که متعلق به ایشان است ، بازگو شود .

و نیز از جمله مجالس ذکر : سایر مجالس دعا ، و مجلس مذاکره و مباحثه علم شرعی و درس گرفتن آن می باشد ، البته به طور خالصانه و دور از هر گونه ریا و شهرت طلبی و جدال و مراء

. اگر بخواهیم احادیثی را که بر این مطالب دلالت دارد ، ذکر کنیم از مقصود اصلی باز می مانیم ، لذا به همین مقدار اکتفا می کنیم .

۶۱ – مباهات خداوند متعال

خداوند متعال به این عمل ارزنده – دعا برای حضرت بقیهاللَّه الاعظم عجل اللَّه فرجه الشریف – به فرشتگانش مباهات می کند .

۶۲ – استغفار فرشتگان

و دلیل بر این دو مکرمت روایتی است که در مجلّد اول بحار مسنداً از حضرت ابی عبداللَّه صادق علیه السلام آمده که به داوود بن سرحان فرمود : ای داوود سلام مرا به دوستان و پیروانم برسان و اینکه می گویم : خداوند رحمت کند بنده ای را که با دیگری جمع بشود پس امر ما را مذاکره نمایند که سوّمی آنان فرشته ای خواهد بود که برای آن دو طلب مغفرت کند ، و هیچ گاه دو نفری بر یاد ما جمع نشوند مگر اینکه خدای تعالی به جهت [ اجتماع] آنان به فرشتگانش مباهات می نماید . پس هرگاه اجتماع کردید به یادآوری و گفت و شنود امر ما بپردازید ، که در جمع شدن و مذاکره شما إحیای امر ما است . و بهترین مردم بعد از ما کسی است که امر ما را مذاکره کند و به یاد ما دعوت نماید ( ۱۲۸۷ ) .

می گویم : وجه دلالت اینکه پرداختن به دعا برای مولایمان صاحب الزمان علیه السلام از بارزترین مصادیق ذکر و ارزنده ترین افراد آن است ، خداوند ما و سایر مؤمنین را به آن توفیق دهد .

۶۳ – بهترین مردم بعد از امامان علیهم السلام

از اموری که از حدیث سابق استفاده می شود اینکه : دعا کننده برای این موضوع ارزنده در عداد بهترین مردم قرار خواهد گرفت ، زیرا که از کسانی خواهد بود که امر امامان علیهم السلام را مذاکره می کند . چون منظور از مذاکره امر ایشان ، یادآوری آنان و ذکر آنچه متعلق به ایشان و شئونشان می باشد ، به جهت جاوید ماندن نام و آثار آنها که بدون تردید بقای دین جز به این

امر نیست . و از این معنی به دست می آید که این عمل از سایر اعمال مستحبی بهتر است ، مخصوصاً در زمان غیبت .

و ناگفته نماند که : از بارزترین و بهترین انواع ذکر امامان علیهم السلام یادآوری صفات و ویژگیهای مولای غایب ما علیه السلام و بیان علائم و آثار آن حضرت است که مایه بینش اهل نظر می باشد .

و بدان که این سه مکرمتی که ذکر گردید ، در صورتی برای مؤمن حاصل می شود که در مجمع مؤمنین باشد که در اجتماع و گردهم آیی آنان خصوصیاتی است که جز به آن حاصل نمی گردد . از جمله آن خصوصیات احیاء امر و إعلاء کلمه امامان بر حق علیهم السلام و نشر حقایق و معارف ایشان و همبستگی مؤمنین در جهت یاری آنان ، و دعا برای تعجیل فرج آنان علیهم السلام می باشد .

۶۴ – اطاعت اولی الأَمر

این دعا اطاعت اولی الأمر است ، و آن بهترین چیزی است که بندگان به وسیله آن به درگاه خداوند تقرُّب جویند . خدای عز و جل می فرماید : « یَا أیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ اُولی الأَمْرِ مِنْکُمْ » ( ۱۲۸۸ ) ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید ، اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید پیغمبر و اولی الامر از خودتان را .

در اینجا چند مطلب مورد بررسی قرار می گیرد :

اوّل : منظور از اولی الامر در آیه مبارکه؛ ائمه اطهار علیهم السلام می باشد .

دوّم : وجوب اطاعت اولی الأمر .

سوّم : اینکه این امر بهترین چیزی است که بندگان به سوی خداوند عز و جل بدان

تقرّب جویند .

چهارم : اینکه دعا برای تعجیل فَرَج مولایمان صاحب الزمان علیه السلام از مصادیق اطاعت آنان است .

مطلب اوّل : اولی الأَمر أئمه اطهار علیهم السلام هستند

اخبار بسیاری از طریق خاصّه و عامّه بر این معنی دلالت دارد که در کتابهای : کافی؛ غیبت نعمانی؛ کمال الدین؛ غایه المرام؛ تفسیر البرهان؛ بحار؛ مناقب و غیر اینها آمده است ، ما در اینجا به ذکر بعضی از آنها به نقل از تفسیر البرهان و به حذف سند اکتفا می کنیم :

از جابر بن عبداللَّه انصاری است که گفت : هنگامی که خداوند عز و جل بر پیامبرش حضرت محمد صلی الله علیه وآله وسلم این آیه را نازل کرد : « یَا أیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ اُولی الأَمْرِ مِنْکُمْ » . عرض کردم : یا رسول اللَّه ، خدا و رسولش را شناختیم ، اولی الامر که خداوند طاعتشان را به طاعت تو مقرون ساخته کیانند ؟ فرمود : آنان خلفای من هستند ای جابر ، و امامان مسلمین پس از من می باشند ، اولشان علی بن ابی طالب ، سپس حسن ، سپس حسین ، سپس علی بن الحسین ، سپس محمد بن علی – که در تورات به باقر معروف است و تو ای جابر او را درک خواهی کرد ، پس هرگاه او را ملاقات کردی سلام مرا به او برسان – سپس صادق جعفر بن محمد ، سپس موسی بن جعفر ، سپس علی بن موسی ، سپس محمد بن علی ، سپس علی بن محمد ، سپس حسن بن علی ، سپس همنام

و هم کُنیه ام حجّت خدا در زمین و بقیه اللَّه در بندگانش ، فرزند حسن بن علی ، آنکه خدای تعالی بر دستهای او مشارق و مغارب زمین را فتح خواهد کرد ، آنکه از شیعیان و دوستانش غیبتی خواهد داشت که در زمان غیبتش بر اعتقاد به امامتش ثابت نمی ماند مگر کسی که خداوند دلش را برای ایمان آزموده باشد .

جابر گوید : عرضه داشتم : یا رسول اللَّه ، آیا برای شیعیانش نفعی از او در زمان غیبت هست ؟ فرمود : آری سوگند به آنکه مرا به پیغمبری مبعوث ساخت ، آنها به نور او روشنایی می گیرند و به ولایت او در عصر غیبت ، نفع می برند همچنان که مردم از نور خورشید سود می برند هر چند که ابری آن را بپوشاند . ای جابر ، این از مکنون سرّ الهی و مخزون علم اوست ، آن را جز از اهلش مخفی بدار ( ۱۲۸۹ ) .

و نیز از ابوبصیر از حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام درباره فرموده خدای عز و جل : « یَا أیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ اُولی الأَمْرِ مِنْکُمْ » . آمده است که فرمود : امامان از فرزندان علی و فاطمه صلوات اللَّه علیهما تا روز قیامت ( ۱۲۹۰ ) .

و از حضرت ابوعبداللَّه صادق علیه السلام در مورد فرموده خدای تعالی : « أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ اُولی الأَمْرِ مِنْکُمْ » . آمده : فرمود : خصوص ما منظور هستیم ( ۱۲۹۱ ) . . . .

مطلب دوّم : وجوب اطاعت اولی الأمر

در وجوب اطاعت از

اولی الأمر همین آیه شریفه : « أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ اُولی الأَمْرِ مِنْکُمْ » . بس است ، و اخبار در این زمینه بسیار است .

مطلب سوّم : اطاعت اولی الأمر بهترین چیزی است که بندگان به سوی خدا بدان تقرُّب جویند

پس از اطاعت خداوند و اطاعت از پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم اطاعت از اولی الأمر بهترین وسیله ای است که با آن به سوی خداوند تقرُّب جسته شود . دلیل بر این معنی روایتی است که در اصول کافی به سند خود از محمد بن فضیل آمده که گفت : از امام علیه السلام درباره بهترین چیزی که به وسیله آن بندگان به خداوند عز و جل تقرُّب جویند پرسیدم . فرمود : بهترین چیزی که بندگان به وسیله آن به خداوند عز و جل تقرّب جویند ، اطاعت خداوند و اطاعت فرستاده او ، و اطاعت اولی الأمر است ( ۱۲۹۲ ) .

مطلب چهارم : دعا در حق مولای ما صاحب الزمان علیه السلام از مصادیق اطاعت است

تمام روایاتی که از امامان علیهم السلام در امر به دعا برای حضرت صاحب الزمان علیه السلام رسیده – که قسمتی از آنها در بخشهای ششم و هفتم خواهد آمد – بر این مطلب دلالت دارد ، به اضافه توقیع شریفی که در اول همین بخش ذکر کردیم که : بسیار دعا کنید برای تعجیل فرج که آن فرج شما است . . . .

۶۵ – خرسندی خداوند متعال

این دعا از موجبات سرور و رضای الهی است ، زیرا که وقتی مؤمن در حق امام خود دعا کند امام خویش را مسرور

نموده است ، و خرسندی امام علیه السلام مایه سرور خدا و رسول اوست . چنانکه در اصول کافی به سند صحیحی از ابوحمزه ثمالی آمده که گفت : شنیدم حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام فرمود : رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند : هر کس مؤمنی را مسرور سازد ، به راستی که مرا مسرور کرده ، و هر که مرا مسرور کند ، در حقیقت خدای را مسرور نموده است ( ۱۲۹۳ ) .

۶۶ – مایه خرسندی پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم

دلیل بر این معنی – اضافه بر آنچه گذشت – فرموده امام صادق علیه السلام به مفضّل بن عمر می باشد که فرمود : چنین نداند کسی از شما اگر بر مؤمنی سروری داخل کرد که تنها او را مسرور نموده ، بلکه به خدا قسم بر ما سرور وارد کرده ، بلکه به خدا قسم بر رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم وارد کرده است ( ۱۲۹۴ ) .

و نیز دلالت می کند بر این معنی فرمایش آن حضرت به ابوبصیر که در اصول کافی روایت گردیده : و اللَّه هر آینه رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم از روا شدن حاجت مؤمن از خود مؤمن خوشحال تر می شود ( ۱۲۹۵ ) .

می گویم : وجه دلالت اینکه ، حاجت چیزی است که انسان برای جلب منفعت یا دفع مضرّتی از شخص دیگری طلب نماید ، و در اول این بخش گفتیم که مولایمان صاحب الزمان عجل اللَّه فرجه از عموم اهل ایمان حاجتی خواسته که در هر زمان بر انجام آن توانایی دارند ، آن حضرت چنین فرموده : و بسیار دعا کنید برای تعجیل فَرَج .

. . ، سپس نهایت لطف و مهربانی خودش را نسبت به آنان بیان کرده که : همان فَرَج شما است ، تا دلالت کند بر اینکه درخواست این حاجت برای خود مردم است و فوایدش به خودشان بازمی گردد .

خلاصه این که : تمام آنچه بر قضای حاجت مؤمن مترتّب است – از ثوابهای گوناگون و آثار ارزنده بر بسیار دعا کردن برای تعجیل فَرَج مولای ما صاحب الزمان علیه السلام به طریق اولی مترتّب می باشد .

۶۷ – محبوب ترین اعمال

این دعا بهترین اعمال به سوی خدای تعالی است . زیرا که موجب خوشحالی امام و پیشوای مؤمنین و افضل آنان می باشد . و در اصول کافی روایت شده که حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام فرمود : خداوند به هیچ چیزی عبادت نشد که نزد او خوشایندتر باشد از خوشحالی رساندن به مؤمن ( ۱۲۹۶ ) .

و نیز در همان کتاب است که از حضرت ابی عبداللَّه صادق علیه السلام روایت شده از پدرش از علی بن الحسین علیهم السلام که رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند : همانا محبوبترین کارها نزد خداوند عز و جل خوشی رساندن به مؤمنین می باشد ( ۱۲۹۷ ) .

۶۸ – حکومت در بهشت

در کافی از حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام روایت آمده که فرمود : از جمله چیزهایی که خداوند عز و جل به بنده اش موسی علیه السلام مناجات کرد این بود که فرمود : همانا بندگانی برای من هستند که بهشت خود را بر آنها مباح نمایم و در آن ایشان را حکومت دهم .

موسی گفت : پروردگارا اینها کیانند که بهشت را بر آنها مباح نمایی و در آن حکومتشان دهی ؟ فرمود : هر کس به مؤمنی خوشحالی برساند ( ۱۲۹۸ ) . . . .

و نیز به سند صحیحی از حضرت ابی عبداللَّه صادق علیه السلام است که فرمود : خدای عز و جل به داوود وحی فرمود : همانا بنده ای از بندگانم حسنه ای انجام دهد که بهشت خود را بر وی مباح سازم . داوود علیه السلام عرضه داشت : پروردگارا آن حسنه کدام است ؟ فرمود : بر بنده مؤمنم سرور و خوشحالی

وارد نماید هر چند به وسیله یک دانه خرما . داوود عرضه داشت : پروردگارا شایسته است آنکه تو را شناسد امیدش را از تو نبُرد ( ۱۲۹۹ ) .

۶۹ – به آسانی به حساب او رسیدگی شود

به آسانی به حساب او رسیدگی شود

۷۰ – مونس مهربان در عالم برزخ و قیامت

و بر این دو مکرمت دلالت می کند روایتی که در اصول کافی به سند صحیحی از سدیر صیرفی آمده که گفت : حضرت ابوعبداللَّه صادق علیه السلام ضمن حدیثی طولانی فرمود : هنگامی که خداوند مؤمن را از قبرش برانگیزد ، صورتی با او خارج شود که پیشاپیش وی راه رود ، که هرگاه مؤمن یکی از اهوال قیامت را بنگرد آن مثال به او گوید : هراسان و غمگین مباش ، مژده باد تو را به خوشی و کرامت خدای عز و جل . تا اینکه در پیشگاه خدای عز و جل بایستد پس به آسانی او را محاسبه نماید و به سوی بهشتش فرمان دهد ، در حالی که آن صورت پیش روی اوست مؤمن به آن گوید : خدایت رحمت کند چه خوب کسی بودی که از قبر همراهم درآمدی و همواره مرا به شادمانی و کرامت الهی مژده دادی تا آن را دیدم . پس از آن گوید : تو کیستی ؟ می گوید : من همان شادمانی و سروری هستم که در دنیا بر برادر مؤمنت وارد کردی ، خدای عز و جل مرا از آن سرور آفرید تا تو را مژده دهم ( ۱۳۰۰ ) .

می گویم : توضیح استدلال اینکه مکرر بیان کرده ایم که بدون تردید مولای ما صاحب الزمان و پدران بزرگوارش علیهم السلام بر اثر دعای مؤمن برای تعجیل ظهور و فرج مولایمان صاحب الزمان علیه السلام خوشحال و مسرور می شوند ، بنابراین به نحو تامّی تمام آثاری که بر خرسند کردن مؤمنین مترتّب است بر این دعای شریف مترتّب

می گردد . و همین طور است سایر اموری که موجب سرور و شادمانی آن حضرت می شود . در مکرمت سی و پنجم روایت دیگری که به گونه کاملتری بر این معنی دلالت دارد آوردیم .

۷۱ – بهترین اعمال

چون این عمل موجب سرور بهترین اهل ایمان است ، و شادمان نمودن مؤمن – بعد از نماز – بهترین اعمال می باشد . دلیل بر این معنی روایتی است که در جلد دهم بحار به نقل از کتاب مناقب از حضرت حسین بن علی علیهما السلام روایت شده که فرمود : به یقین جدم پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند : بهترین اعمال بعد از نماز إدخال سرور بر دل مؤمن است به چیزی که گناه در آن نباشد . که من غلامی را دیدم با سگی هم غذایی می کند ، درباره این کار از او پرسیدم ، گفت : ای فرزند رسولخدا من غمناک هستم و با خوشحال کردن این سگ خوشحالی می کنم ، زیرا که صاحبم یهودی است می خواهم از او جدا شوم . پس حسین علیه السلام نزد صاحب او رفت و دویست دینار قیمت غلام را نزد او برد . یهودی عرضه داشت : غلام فدای قدمت ، و این باغ برای او باشد و پول را به شما بازگرداندم . امام علیه السلام فرمود : من هم پول را به تو بخشیدم . عرض کرد پول را قبول کردم و آن را به غلام بخشیدم . حسین علیه السلام فرمود : غلام را آزاد کردم و تمام اینها را به او بخشیدم . آنگاه همسرش گفت : من مسلمان شدم و مهریّه ام را

به شوهرم بخشیدم ، یهودی گفت : من نیز مسلمان شدم و این خانه را به همسرم بخشیدم ( ۱۳۰۱ ) .

۷۲ – مایه زوال غم

از حدیث شریف فوق مکرمت دیگری نیز استفاده می شود و آن اینکه خوشحال کردن مؤمن مایه زایل شدن غم و اندوه او نیز می گردد ، و از جهت دیگری شادمانی و نشاط هم حاصل می شود . شاهد بر این ، تقریر و امضای امام علیه السلام و کوشش کامل به خاطر آن است . – که در حدیث فوق آمده است – به اضافه مقتضای عدل الهی و پاداش کار نیک نسبت به برادر دینی همین است .

۷۳ – دعا در عصر غیبت بهتر از زمان ظهور امام علیه السلام است

دلیل بر این معنی روایتی است که در اصول کافی و غیر آن از عمّار ساباطی آمده که گفت : به حضرت ابی عبداللَّه صادق علیه السلام عرضه داشتم : کدامیک بهتر است ، عبادت پنهانی با امام پنهان شده شما در دولت باطل ، یا عبادت در دوران ظهور حق و دولت آن با امام آشکار از شما ؟ فرمود : ای عمّار به خدا که صدقه در سرّ از صدقه آشکارا بهتر است ، همین طور به خدا قسم عبادت شما در پنهانی با امام پنهانتان در زمان دولت باطل و با ترس از دشمنتان و یا صلح با او؛ بهتر است از کسی که خدای – عز و جل ذکره – را در زمان ظهور حق با امام بر حق ظاهر در دولت حق عبادت نماید . و عبادت توأم با ترس در دولت باطل همچون عبادت و امنیّت در دولت حق نیست .

و بدانید که هر کس از شما در این زمان نماز واجب خود را در وقتش به جماعت و به طور کامل بجای آورد و از دشمنش کتمان نماید ،

خداوند ثواب پنجاه نماز واجب به جماعت گزارده شده را برای او بنویسد ، و هر کس از شما که در این زمان نماز واجبش را فرادی و در وقت خود به طور کامل و درست ادا نماید ، خداوند عز و جل ثواب بیست و پنج نماز واجب فرادی برای وی بنویسد ، و هر کدام از شما که یک نافله را در وقتش به طور کامل بجای آورد ، خداوند برایش ثواب ده نماز نافله بنویسد ، و هر کس از شما کار نیکی انجام دهد ، خدای عز و جل چند برابر خواهد ساخت ، به شرط اینکه حسن عمل داشته باشد و نسبت به دین و امام و جان خود تقیّه را به کار بندد و زبانش را حفظ کند ، همانا خدای عز و جل کریم است .

عرضه داشتم : فدایت شوم به خدای قسم مرا بر عمل تشویق فرمودی و برانگیختی ، ولی دوست دارم بدانم چگونه است که ما اعمالمان از اعمال اصحاب امامی که ظاهر باشد در دولت حق بهتر است و حال آنکه همه یک دین داریم ؟ فرمود : شما در گرویدن به دین خدای عز و جل و به نماز و روزه و حج ، و به هر کار نیکی و دانشی ، و به عبادت خدای – عزّ ذِکْرُه – پنهانی از ترس دشمنتان از آنان پیشی گرفته اید ، با امام پنهان شده خود و مطیع او هستید ، و مانند او صبر می کنید ، و به انتظار دولت حق به سر می برید ، در حالی که بر امامتان و بر جانتان

از زمامداران ستمگر می ترسید . حقِّ امامتان و حقوق خودتان را در دست ستمگران می بینید که از دست شما گرفته ، و به کِشتِ دنیا و کسب معاش وادارتان نموده اند ، با وجود صبر شما نسبت به دین و عبادتتان و اطاعت امامتان و ترس از دشمنتان ، پس برای این جهات است که خداوند عز و جل ثواب اعمالتان را چند برابر قرار داده است که گوارایتان باد .

عرض کردم : قربانت گردم ، بنابراین آرزو نکنیم [به نظر شما ] اینکه از اصحاب قائم باشیم و حق آشکار گردد ، با اینحال که ما امروز در زمان امامت و با اطاعت شما ثواب اعمالمان بهتر از اصحاب حق و عدل می باشد ؟ فرمود : سبحان اللَّه آیا دوست نمی دارید که خداوند تبارک و تعالی حق و عدل را در بلاد ظاهر کند ، و خداوند وحدت کلمه پدید آورد ، خداوند بین دلهای مختلف و پراکنده الفت دهد ، و خدای عز و جل در زمینش معصیت نشود ، و حدودش در خلقش اجرا گردد ، و خداوند حق را به اهلش بازگرداند ؟ پس حق آشکار شود تا هیچ قسمتی از حق از ترس احدی از خلق مخفی نماند ، به خدا قسم ای عمّار هیچ کس از شما در این حال که شما دارید نمیرد مگر اینکه نزد خداوند از بسیاری از شهدای بدر و اُحُد بهتر باشد پس شما را مژده باد ( ۱۳۰۲ ) .

می گویم : بدین جهت تمام این حدیث را آوردیم که بر فواید بسیار و امور مهمی مشتمل است ، و وجه دلالت فرموده

امام علیه السلام است که : همین طور به خدا قسم عبادت شما در پنهانی . . . ، زیرا که دعا از بهترین و مهمترین عبادتها است ( ۱۳۰۳ ) .

به خصوص دعا در حق صاحب الزمان عجل اللَّه تعالی فرجه و ظهوره ، چنانکه برای دقت کنندگان در قسمتهای مختلف این کتاب معلوم می گردد .

۷۴ – دعای فرشتگان در حقّ او

و دلیل بر این معنی روایاتی است ، از جمله :

در اصول کافی به سند خود از حضرت ابی جعفر باقر علیه السلام آورده که فرمود : نزدیکترین دعایی که زود به اجابت برسد دعای برادر دینی برای برادر خویش در غیاب او است ، اینکه با دعا برای برادرش آغاز کند ، پس فرشته ای که موکل بر او است بگوید : آمین و برای تو دو چندان آن باشد ( ۱۳۰۴ ) .

و در همان کتاب از علی بن ابراهیم از پدرش آورده که گفت : عبداللَّه بن جندب را در موقف عرفات دیدم ، پس وقوفی بهتر از آن وقوف ندیده ام ، پیوسته دستهایش را به سوی آسمان بلند کرده ، و اشکهایش بر گونه هایش روان بود تا به زمین می رسید ، پس از آنکه مردم [ از عرفات] بازگشتند به او گفتم : ای ابومحمد ، وقوفی بهتر از وقوف تو ندیدم! گفت : به خدا سوگند جز برای برادرانم دعا نکردم ، بدین جهت که حضرت ابوالحسن موسی بن جعفر علیه السلام خبرم داد که هر کس برای برادر [دینی]یش در غیاب او دعا کند از سوی عرش ندا می شود که : و برای تو صد هزار برابر آن باشد ،

پس من خوش نداشتم که صد هزار دعای مستجاب را برای یک دعایی که ندانم مستجاب می شود یا نه رها سازم ( ۱۳۰۵ ) .

و نیز از حضرت سیّدالساجدین علی بن الحسین علیهما السلام به سند صحیحی آورده که فرمود : همانا فرشتگان اگر بشنوند که مؤمن برای برادر مؤمنش در غیاب او دعا می کند یا به خوبی یادش می نماید گویند : خوب برادری هستی برای برادرت ، برایش به نیکی دعا می کنی در حالی که از تو غایب است ، و از او به خوبی یاد می آوری ، خدای عز و جل دو برابر آنچه برایش خواستی به تو عنایت فرماید ، و دو چندان که او را به نیکی یاد کردی بر تو ثنا گوید ( ۱۳۰۶ ) . . . .

و در وسائل از محمد بن الحسن طوسی قدس سره آورده که در أمالی به سند خود از حضرت ابی عبداللَّه صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود : چهار طایفه اند که دعایی از آنان رد نمی شود : امام عادل درباره رعیّتش و برادر دینی برای برادر خود در غیاب وی ، خداوند فرشته ای را موکل گرداند که به او بگوید : و برای تو است مثل آنچه برای برادرت دعا کردی ، و دعای پدر برای فرزندش ، و دعای مظلوم ، خداوند عز و جل می فرماید : به عزت و جلالم قسم حتماً برای تو انتقام می گیرم هر چند که پس از مدّتی باشد ( ۱۳۰۷ ) .

می گویم : این اثر دعا در غیاب برادر ایمانی است . پس اثر دعا در غیاب مولایمان صاحب الزمان علیه السلام

که معرفتش از ارکان ایمان است چگونه می باشد! از خداوند توفیق انجام آن را در هر آن خواهانیم .

۷۵ – دعای حضرت سجَّاد علیه السلام برای دعا کنندگان

این دعا بر فواید متعدّد و آثار چندی مشتمل است :

اوّل : دعا و طلب صلوات بر آنان از سوی خدای عز و جل در هر صبح و شام .

دوّم : سلام بر آنان از سوی خدای تعالی .

سوّم : جمع شدن أمر آنان بر تقوی .

چهارم : إصلاح و سامان دادن به امور و شئون آنان .

پنجم : پذیرفتن توبه آنان و آمرزش گناهان ایشان .

ششم : اسکان دادن آنان در بهشت ، در مجاورت امامان بر حق علیهم السلام .

دلیل بر این امور گفتار امام سجّاد علیه السلام در دعای روز عرفه است که پس از دعا کردن درباره مولایمان صاحب الزمان عجّل اللَّه فرجه الشریف چنین دعا کرده است : اللَّهُمَّ وَ صَلِّ عَلی أوْلِیائهِمْ المُعْتَرِفِینَ بِمَقامِهِمْ المُتَّبِعینَ مَنْهَجَهُمْ المُقْتَفِینَ آثارَهُمْ المُسْتَمْسِکِینَ بِعُرْوَتِهِمْ المُتَمَسِّکِینَ بِوِلایَتِهِمْ الْمُؤْتَمِّینَ بِاِمامَتِهِمْ المُسَلِّمینَ لِاَمْرِهِمْ المُجْتَهِدِینَ فِی طاعَتِهِمْ المُنْتَظِرِینَ اَیَّامَهُمْ المَادّینَ إلَیْهِمْ أعْیُنَهُمْ الصَّلَواتِ المُبارَکاتِ الزَّاکِیاتِ النّامِیَات ِالغَادِیَاتِ الرَّایِحَاتِ وَ سَلِّمْ عَلَیْهِمْ وَ عَلَی أرْواحِهِمْ وَ أجْمِعْ عَلَی التَّقْویَ أمْرَهُمْ وَ أصْلِحْ لَهُمْ شَأنَهُمْ وَ تُبْ عَلَیْهِمْ انَّکَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ وَ خَیْرُ الغَافِرینَ وَ اجْعَلْنا مَعَهُمْ فی دارِالسَّلامِ بِرَحْمَتِکَ یا أرْحَمَ الرَّاحِمینَ؛

بارالها درود و صلوات فرست بر دوستان آنان که مقامشان را إعتراف دارند ، و از روش ایشان تبعیّت نمایند ، و از آثارشان پیروی کنند ، و به آنان دست یازند ، و به ولایتشان تمسُّک جویند ، و به امامتشان اقتدا کنند ، و تسلیم أمرشان باشند

، و در اطاعتشان کوشش نمایند ، و منتظر روزگار حکومتشان باشند ، و دیده ها به سوی ایشان بدوزند؛ صلواتهای مبارک پاکیزه نمو کننده در هر صبح و شام ، بر آنان و أرواح ایشان سلام فرست ، و أمرشان را بر تقوی جمع گردان ، و وضعشان را به سامان برسان ، و توبه ایشان را بپذیر که تویی توبه پذیر و مهربان ، و بهترین آمرزندگان ، و ما را در دارالسلام ( سرای سلامت؛ بهشت ) با آنان قرار ده ، به رحمت خودت ای مهربانترین مهربانان .

می گویم : وجه دلالت این دعا بر مقصود ما اینکه : بدون شبهه دعای آن حضرت علیه السلام مستجاب است ، و به شش دعا که به آنها اشاره کردیم؛ برای مؤمنانی که ده صفت داشته باشند دعا کرده است و هرگاه مؤمن با شرایطی که در آخر این بخش خواهد آمد ، برای تعجیل فرج مولایش دعا کند از مصادیق یاد شدگان در این دعا می شود ، و این دعا درباره اش به اجابت می رسد .

در اینجا لازم است برای توضیح مقصود سه مطلب بیان شود :

اوّل : شرح دعاهای یاد شده ، که می گوییم : شاید منظور از صلوات ، رحمت باشد ، چنانکه یکی از تفسیرهای روایت شده در این کلمه است .

و ممکن است که مراد ثناگویی خداوند بر بنده در ملأ أعلی باشد ، چنانکه در مورد کسانی مباهات کردن خداوند به فرشتگان رسیده است ، و منظور از صلواتهای مبارک : بسیاری منافع و آثار دنیوی؛ و پاکیزه : خالی بودن از شائبه خشم و عقوبت الهی؛

و نمو کننده : افزون شدن و چند برابر گشتن آثار و نتایج أخروی آنها است . و منظور از جمع شدن امر آنان بر تقوی ، این است که : تمام کارهایشان موافق با تقوی ، و خالی از آمیختگی با هوی و هوس باشد ، که عملی بر خلاف دستورات خداوند تعالی از آنان سر نزند . و احتمال می رود که منظور هماهنگی آنان و جمع شدنشان بر کلمه تقوی باشد ، ولی احتمال اول اظهر است . و سامان دادن وضع آنان : یعنی إصلاح امور دنیوی ایشان .

دوّم : شرح صفات دهگانه یاد شده ، بطوری که از کلمات عترت پاک پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم استفاده می شود . پس می گوییم :

صفت اوّل : اعتقاد به شئونی است که خداوند آنها را به امامان معصوم علیهم السلام اختصاص داده است ، این اعتقاد به طور إجمال باشد یا تفصیل ، و به این صفت اشاره فرمود با عبارت : المُعْتَرِفینَ بِمَقامِهِمْ ، که مقامشان را إعتراف دارند .

صفت دوّم : پیروی کردن از آنان در عقایدشان و دینداری نمودن به آنچه ایشان دینداری کرده اند ، و همین است مراد از : اَلْمُتَّبِعینَ مَنْهَجَهُمْ ، از روش ایشان تبعیّت نمایند .

صفت سوّم : إقتدا کردن به آنان در آداب و أفعالی که از ایشان صادر شده ، در هر جنبه از جوانب زندگی که امام علیه السلام به همین اشاره فرموده : اَلْمُقْتَفینَ آثارَهُمْ ، از آثارشان پیروی کنند .

صفت چهارم : اینکه دست آویز خود را همان چیزی قرار دهند که آنان برای او پسندیده اند

، و این امر با عمل کردن مطابق أمر و نهیی که از آنان علیهم السلام رسیده حاصل می گردد ، و از همین معنی است که تعبیر آمد : المُسْتَمِسکینَ بعُرْوَتِهِمْ ، و به آنان دست یازند .

صفت پنجم : در مهمّات و رویدادها توسُّل و تمسک به ریسمان ولایت ایشان ، و إمام سجّاد علیه السلام به آن چنین اشاره کرده : المُتَمَسّکینَ بِوِلایَتِهِمْ ، و به ولایتشان تمسُّک جویند .

صفت ششم : اینکه فقط آنان علیهم السلام را امام بداند ، و مانند زیدیّه و پیروانشان دیگری را امام نداند .

صفت هفتم : تسلیم بودن نسبت به أمر ایشان . در اصول کافی به سند صحیحی از عبداللَّه کاهِلی آمده که گفت : حضرت ابوعبداللَّه صادق علیه السلام فرمود : اگر مردمی خدای یکتای بی شریک را عبادت کرده ، و نماز را بپای داشته و زکات را عطا کرده و حجّ خانه خدا را بجای آورده ، و ماه رمضان را روزه گرفته باشند ، سپس به کاری که خداوند یا رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم انجام داده اند بگویند : چرا برخلاف این نکرد ؟ یا این را در دل احساس کنند ، به همین أمر مشرک باشند ، سپس این آیه را تلاوت کرد : « فَلَا وَ رَبِّکَ لَا یُؤْمِنُونَ حَتّی یُحَکِّمُوکَ فِیما شَجَرَ بَیْنَهُمْ ثُمَّ لَا یَجِدُوا فی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلیماً » ( ۱۳۰۸ ) ؛ پس نه ، به پروردگارت سوگند ایمان نیارند تا اینکه تو را در اختلافاتی که بین آنان پیش آید حاکم سازند ، سپس در دلهای خویش

از آنچه حکم فرموده ای چیزی از ناراحتی نداشته باشند و به طور کامل تسلیم شوند . سپس حضرت صادق علیه السلام فرمود : بر شما باد به تسلیم ( ۱۳۰۹ ) .

و نیز به سند صحیحی از آن حضرت است که فرمود : مردم سه تکلیف دارند : شناختن امامان ، و تسلیم بودن نسبت به آنچه از آنان رسیده ، و إرجاع نمودن اختلافات به آنان ( ۱۳۱۰ ) .

صفت هشتم : به کار بردن کوشش تمام در اطاعت ایشان ، و به همین اشاره فرموده : اَلْمُجْتَهِدینَ فی طاعَتِهِمْ ، و در اطاعتشان کوشش نمایند .

صفت نهم : انتظار ظهور دولت ایشان ، چنانکه فرمود : اَلْمُنْتَظِرینَ أَیَّامَهُمْ ، و منتظر روزگار حکومتشان باشند ، و روایاتی که در این باره آمده در بخش هشتم کتاب ذکر خواهیم کرد .

صفت دهم : اینکه امام خودش را در پیش چشمش بداند ، و خودش را در حضور امامش ببیند که در تمام أحوال و أشغال امام علیه السلام او را می بیند و صدایش را می شنود به طوری که از نظر او پنهان نمی باشد ، و اگر پرده از روی دیده اش برداشته می شد امام علیه السلام را مشاهده می نمود ، و در این هنگام در رعایت ادب و إحترام نسبت به ساحت مقدّس امام کمال جدّیت را خواهد داشت ، و این است معنی فرموده امام سجّاد علیه السلام : المَادّین إِلَیْهِمْ أَعْیُنَهُمْ ، و دیده ها به سوی ایشان بدوزند و بر آنچه گفتیم روایات بسیاری دلالت دارد ، از جمله :

در خرایج از ابوبصیر است که گفت : با

حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام داخل مسجد شدم در حالی که مردم آمد و شد می کردند ، پس آن حضرت به من فرمود : از مردم بپرس آیا مرا می بینند ؟ هر کس را دیدم پرسیدم : آیا ابوجعفر علیه السلام را ندیدی ؟ می گفت : خیر ، و حال آنکه آن حضرت همانجا ایستاده بود ، تا اینکه ابوهارون مکفوف ( نابینا ) آمد ، فرمود : از این بپرس ، پس به او گفتم : آیا ابوجعفر را ندیدی ؟ گفت : مگر نه همین است که ایستاده ؟ ! گفتم : از کجا دانستی ؟ گفت : چگونه ندانم و حال آنکه او نوری درخشان است .

گوید : و شنیدم که آن حضرت به مردی از اهل آفریقا می فرمود : حال راشد چگونه است ؟ گفت : او را زنده و نیکو عقیده ترک گفتم که سلامت می رسانید . حضرت فرمود : خدایش رحمت کند . عرضه داشت : او مُرد ؟ فرمود : آری . عرض کرد : چه موقع ؟ فرمود : دو روز پس از بیرون آمدن تو . گفت : به خدا سوگند بیماری نداشت و علّتی در او نبود ، و کسی از مرض یا علّتی می میرد . من پرسیدم : آن مرد که بود ؟ فرمود : مردی از پیروان ما بود که ما را دوست داشت . سپس فرمود : اگر چنین بدانید که برای ما با شما دیدگانی بینا و گوشهایی شنوا نیست بد نظر داشته اید ، به خدا سوگند که چیزی از کارهای شما بر ما پوشیده نیست ، و خودتان را

به کارهای خوب عادت دهید و از اهل خیر باشید تا به آن شناخته شوید ، که من این را به فرزندان و شیعیانم سفارش می کنم ( ۱۳۱۱ ) .

می گویم : قسمتی از دلایل این مطلب را در مکرمت چهل و ششم آوردیم .

سوم : در بیان مترتب بودن این فواید بر دعا برای تعجیل فرج آن حضرت علیه السلام که می گوییم : بدون شک دعا کننده برای مولایمان صاحب الزمان و تعجیل فرج آن بزرگوار ، مصداق عناوین مذکوره خواهد بود ، در صورتی که ملازم تقوی هم باشد و نفس خود را از هوی پرستی حفظ نماید ، و آن را از موجبات بدبختی و فریبندگیهای دنیوی دور سازد ، که خواهد آمد اینکه تمام فوایدی که در این کتاب آورده شده ، شرط کمال آنها تقوی و تهذیب نفس است . پس هرگاه دعا کننده چنین بود به آنچه بیان گشت نایل می آید ، زیرا که دعا؛ دوستی کردن با امامان برحقّ است ، و اعتراف به مقام ایشان ، و پیروی از شیوه آنان ، و تبعیّت از آثارشان ، و دست یازیدن به آنان ، و تمسّک جستن به ولایتشان ، و اقتدا کردن به امامتشان ، و تسلیم بودن به أمرشان ، و کوشش در اطاعتشان می باشد ، و نیز نشانه انتظار روزگار حکومت آن بزرگان است ، که تمام این امور با اندک تأملی برای دوستان این خاندان معلوم می گردد .

۷۶ – تمسُّک به ثقلین

دعا برای تعجیل ظهور حضرت صاحب الزمان عجّل اللَّه تعالی فرجه تمسُّک به ثقلین است دو گوهر گرانبهایی که پیغمبر اکرم صلی الله علیه

وآله وسلم در امّت خویش ترک گفت . رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم تمسّک به ثقلین را أمر فرموده ، و این را خاصّه و عامّه از آن حضرت روایت کرده اند ، و این روایات در کتاب غایه المرام ذکر شده است ، ( ۱۳۱۲ ) و از جمله آمده : از امیرالمؤمنین علی علیه السلام درباره معنی فرموده رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم : « إنّی مُخَلِّفٌ فِیکُمُ الثِّقْلَیْنِ کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرتی » ؛ من در میان شما ثقلین – دو شی ء نفیس – را ترک می گویم ، کتاب خدا و عترتم را ، سؤال شد که : عترتِ پیامبر کیانند ؟ أمیرمؤمنان علیه السلام فرمود : من و حسن و حسین و امامان نهگانه از فرزندان حسین ، نهمین آنها مهدی و قائم ایشان است . از کتاب خداوند جدا نشوند و آن نیز از ایشان جدا نشود تا اینکه بر کنار حوض ( کوثر ) بر رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم باز گردند .

می گویم : وجه استشهاد به این حدیث اینکه : تمسُّک به عترت با متابعت از ایشان حاصل می گردد ، و چون دعا کردن برای تعجیل فَرَج مولایمان صاحب الزمان متابعت با زبان از ایشان است ، و از اعتقاد به آنان و ثابت بودن بر آن سرچشمه می گیرد ، دعاکننده از مصادیق این عنوان خواهد بود .

۷۷ – چنگ زدن به ریسمان الهی

این دعای شریف چنگ زدن به ریسمان الهی است که در کتاب خود فرموده : « وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً » ( ۱۳۱۳ ) ؛ و همگی به ریسمان خداوند دست یازید .

در کتاب

غایه المرام از تفسیر ثعلبی به سند خود از امام صادق علیه السلام روایت کرده که فرمود : ماییم ریسمان خداوند که خدای تعالی فرموده : « وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا » ( ۱۳۱۴ ) ؛ و همگی به ریسمان خداوند دست یازید و پراکنده نشوید .

۷۸ – کمال ایمان

نظر به اینکه دعا برای تعجیل فَرَج حضرت ولیّ عصر عجل اللَّه تعالی فرجه اظهار محبَّت زبانی نسبت به امیرمؤمنان علیه السلام است ، مایه کمال ایمان می باشد . در روایات متعدّدی آمده اینکه هر کس آن حضرت را به زبان دوست بدارد ، یک سوم ایمان در او کامل می گردد . این احادیث در تفسیر البرهان ( ۱۳۱۵ ) مذکور می باشند .

اضافه بر این روایتی که در نهم بحار از حضرت ابوالحسن الرِّضا علیه السلام از پدرانش آورده دلالت می کند ، آن حضرت از جدّ بزرگوارش علی علیه السلام نقل کرده که فرمود : برادرم رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم به من فرمود : هر آن کس دوست دارد خدای عز و جل را در حالی ملاقات کند که به او روی نموده و از او اعراض نکرده باشد ، باید که ولایت علی را دارا شود ، و هر کس مایل است خداوند را ملاقات نماید در حالی که از او راضی باشد ، فرزندت حسن را دوست بدارد ، و هر کس می خواهد خداوند او را در حالی ملاقات کند که بر او ترسی نباشد ، دوستدار فرزندت حسین گردد ، و هر آنکه مایل است در حالی خداوند را ملاقات نماید که گناهانش آمرزیده شده باشد ،

دوستدار علی بن الحسین سجّاد گردد ، و هر کس دوست می دارد که خدای تعالی را با روشنی چشم ملاقات کند ، دوستدار محمد بن علی باقر باشد ، و هر کس دوست دارد خداوند را در حالی ملاقات کند که پرونده او را به دست راستش دهند ، دوستدار جعفر بن محمد صادق باشد ، و هر کس دوست می دارد خدای تعالی را پاک و پاکیزه ملاقات کند ، علی بن موسی الرضا را دوست بدارد ، و هر کس دوست دارد خدای را در حالی ملاقات کند که درجاتش بالا رفته و سیئاتش به حسنات تبدیل گشته باشد ، محمد جواد را دوست همی دارد ، و هر کس دوست می دارد که خداوند را ملاقات کند و از او به آسانی حساب کشد ، علیّ هادی را دوستدار باشد ، و هر کس دوست دارد خداوند را در حالی ملاقات نماید که از رستگاران باشد ، دوستدار حسن عسکری شود ، و هر کس دوست می دارد خدای را در حالی ملاقات کند که ایمانش کامل و إسلامش نیکو باشد ، ولای حجّت صاحب الزَّمان مُنتَظَر را پیشه کند . اینان چراغهای تاریکی ، و امامان هدایت ، و نشانه های تقوی می باشند . هر آنکه آنان را دوست بدارد و ولایتشان را دارا شود ، برای او از خدای تعالی ضمانت بهشت کنم ( ۱۳۱۶ ) .

می گویم : جهت دلالت آن است که مراد از تَوَلِّی هر یک از امامان علیهم السلام – که در این حدیث آمده – اظهار محبّت با أعمال بدنی و کارهای پسندیده است ، زیرا که ولایت قلبی نسبت

به تمامی آنها واجب است ، و اظهار محبّت نسبت به هر یک از ایشان اثر ویژه ای دارد که در این حدیث بیان گردیده ، و بدون تردید دعا در حق مولایمان صاحب الزمان علیه السلام و خواستن فرج و ظهور آن جناب از درگاه خداوند ، اظهار محبّتی است که در دلها نهفته ، پس این اثر بر آن مترتَّب می گردد . و جهت اینکه این تأثیر در دوستی کردن نسبت به مولایمان حضرت حجّت علیه السلام قرار دارد ، آن است که ایمان جز با معرفت تمام امامان بر حق علیهم السلام کمال نمی یابد ، و چون جزء آخر علّت تامّه است ، پس ایمان جز با ولایت و دوستی کردن با خاتم الأئمه ، و برطرف کننده غم از این امّت – که خدای تعالی فَرَجَش را نزدیک فرماید – تمام نخواهد شد .

۷۹ – ثواب عبادت کنندگان

دلیل بر اینکه دعا کننده برای تعجیل فَرَج حضرت قائم علیه السلام همچون ثواب عبادت تمام بندگان را درک می کند ، روایتی است که در تفسیر البرهان و غیر آن مسنداً از پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم آمده که : به علی بن ابی طالب علیه السلام فرمود : همانا مَثَل تو همچون « قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ » است ، که هر کس آن را یک بار بخواند مانند آن است که یک سوم قرآن را خوانده باشد ، و هر که آن را دو بار بخواند مثل این است که دو سوم قرآن را خوانده باشد ، و هر که آن را سه بار بخواند ، مانند کسی است که تمام قرآن را خوانده

باشد ، تو نیز چنین هستی که هر کس در دل دوستت بدارد یک سوم ثواب بندگان را خواهد داشت ، و هر که به دل و زبانش دوستت بدارد ، دو سوّم ثواب بندگان را خواهد داشت ، و کسی که به دل و زبان و دستش دوستت بدارد ثواب تمام بندگان برای او خواهد بود ( ۱۳۱۷ ) .

می گویم : وجه استشهاد اینکه منظور از محبّت و دوستی به زبان آن است که محبّت قلبی با زبان إظهار گردد ، و منظور از محبّت با دست اظهار محبّت قلبی به وسیله دست می باشد ، با هر کاری که از او ساخته است ، پس هر آنکه برای مولایمان صاحب الزمان علیه السلام درخواست یاری و فَرَج کند به خاطر محبّت نسبت به امیرمؤمنان علیه السلام ، دستهایش را به سوی آسمان بردارد ، و از درگاه خداوند این حاجت بزرگ را تقاضا نماید ، در حقّ او مصداق می یابد که دوستدار امیرالمؤمنین علیه السلام است ، و دوستی آن جناب را با دست و زبان ابراز می دارد . چنانکه هرگاه کسی شخصی را دوست بدارد ، و بداند که آن شخص را فرزندی است زندانی یا بیمار ، و بدین جهت آن شخص بی نهایت اندوهگین است ، محبّت او را وامی دارد که درباره فرزندش دعا کند ، و بدین وسیله دوستی خویش را نسبت به آن شخص آشکار می نماید .

و باید دانست که اظهار محبّت با دست اقسامی دارد ، از جمله : یاری کردن محبوب و دفع آزار از او ، یا از کسانی که مورد علاقه محبوب هستند به

هر وسیله و ابزاری که می تواند ، از ابزارهای جنگی و غیر اینها .

و از جمله : نصرت و یاری محبوب با دعا کردن درباره او ، و دستها را به هنگام دعا به سوی آسمان بلند نمودن .

و از جمله : نوشتن فضایل محبوب و امور دیگری که در این زمینه باشد ، و با آن محبّت قلبی آشکار گردد ، چنانکه پوشیده نیست .

۸۰ – تعظیم شعائر الهی

خداوند متعال می فرماید : « وَ مَنْ یُعَظِّمْ شَعائرَ اللَّهِ فَإنَّها مِنْ تَقْوی القُلُوبِ » ( ۱۳۱۸ ) ؛ و هر کس شعائر خداوند را تعظیم کند ، همانا از تقوای دلها است .

طبرسی رحمه الله فرموده : و هر کس شعائر خداوند را تعظیم کند یعنی : معالم دین خدا و علامتهایی که برای اطاعت خویش قرار داده است ( ۱۳۱۹ ) .

می گویم : چون وجود امام علیه السلام از مهمترین آن علامتها و نشانه ها است ، بدون تردید تعظیم آن حضرت بهترین اقسام آن می باشد . و از جمله اقسام تعظیم : دعا برای آن حضرت است .

۸۱ – ثواب کسی که در رکاب رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم شهید شده است
۸۲ – ثواب شهادت زیر پرچم حضرت قائم علیه السلام

دلیل بر دو مکرمت فوق روایتی است که در مجمع البیان از حارث بن المغیره آمده که گفت : در محضر ابوجعفر باقر علیه السلام بودیم ، فرمود : آنکه از شما این امر را شناخته و منتظر آن باشد و خوبی را در آن ببیند ، مانند کسی است که به خدا قسم در رکاب قائم آل محمد صلی الله علیه وآله وسلم با شمشیر خود جهاد کرده باشد . سپس فرمود : بلکه و اللَّه مثل کسی است که در خدمت رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم با شمشیرش جهاد کرده باشد . و بار سوم فرمود : بلکه به خدا قسم همچون کسی است که در خیمه رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم شهید شده باشد ( ۱۳۲۰ ) .

می گویم : وجه استشهاد اینکه ، دعا کننده برای تعجیل فرج مولی صاحب الزمان علیه السلام از جمله مصادیق این عنوان است ، چون از آثار انتظار ، دعا

کردن به زبان می باشد .

و نیز در تفسیر البرهان از حسن بن ابی حمزه از پدرش ابوحمزه است که گفت : به حضرت ابی عبداللَّه صادق علیه السلام عرضه داشتم : فدایت شوم سنّم بالا رفته و استخوانم سست گشته ، و مرگم نزدیک شده است ، و می ترسم پیش از آنکه این أمر [حکومت شما ]را دریابم مرگم فرا رسد . فرمود : ای ابوحمزه هر که به ما ایمان آورد و حدیث ما را تصدیق کرد ، و به انتظار دوران ما نشست مانند کسی است که زیر پرچم قائم علیه السلام کشته شود ، بلکه به خدا سوگند زیر پرچم رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم [به شهادت رسد ( ۱۳۲۱ ) ] .

می گویم : پوشیده نیست که هر کس با نیّت پاک برای تعجیل ظهور مولایش دعا کند ، و نصرت حضرتش را بر دشمنان خواستار باشد ، مصداق این عنوان خواهد بود ، و به این فایده بزرگ نایل خواهد شد .

۸۳ – ثواب إحسان به مولایمان صاحب الزَّمان علیه السلام

این مطلب به چند جهت بیان می گردد :

یکی اینکه : دعا – چنانکه پیشتر توضیح دادیم – تعظیم و گرامی داشت افراد و از أقسام إحسان و نیکی است ، که پرواضح است .

دوّم : اینکه دعا کردن در پیش افتادن فَرَج و ظهور ، تأثیر و مدخلیّت دارد ، چنانکه در حدیثی این معنی گذشت و آن را توضیح دادیم ، و إهتمام ورزیدن به تمام آنچه در این أمر عظیم مؤثر است احسان به مولای خائف و غایب از نظرمان می باشد .

سوّم : اینکه این دعا اطاعت از أمر آن حضرت است

، و فرمانبرداری نسبت به مولی به هرگونه که باشد احسان به او است .

بلکه می گوییم : دعا برای آن حضرت احسان به خاتم أنبیا ، و امامان معصوم ، و تمام پیغمبران و رسولان و همه مؤمنان است . زیرا که فَرَجِ آن جناب در واقع فَرَجِ تمام اولیای خدا است . چنانکه امام صادق علیه السلام در دعای خود بعد از نماز ظهر بیست و یکم ماه رمضان به این مطلب تصریح کرده . پس طلب کردن آن از واضح ترین اقسام إحسان است .

۸۴ – ثواب گرامی داشت و اداء حقِّ عالم

با توجه به اینکه دعا کردن تجلیل و احترام و نوعی گرامی داشت است ، چنانکه در بحار از امام صادق علیه السلام روایت است که فرمود : هر کس فقیه مسلمانی را گرامی بدارد ، روز قیامت در حالی خدای تعالی را ملاقات خواهد کرد که از او راضی باشد ( ۱۳۲۲ ) .

و نیز در بیان حقّ عالم از امیرالمؤمنین علیه السلام است که فرمود : باید که در حضور و غیاب احترام او حفظ شود ، و حقّ او شناخته گردد ، که عالِم از روزه داری که شبها را به عبادت به سر بَرَد ، و در راه خدا جهاد کند أجرش بیشتر است ( ۱۳۲۳ ) .

می گویم : پوشیده نیست که مولایمان صاحب الزمان علیه السلام کاملترین مصادیق این عنوان بلکه عالِم حقیقی است ، چنانکه در خصال از حضرت امام صادق علیه السلام آمده که فرمود : مردم بر سه گونه اند : عالِم و متعلّمِ و خاشاک ، پس ما علماییم ، و شیعیانمان متعلّمند ، و سایر مردم خاشاک

می باشند ( ۱۳۲۴ ) .

می گویم : چون دعا کردن حفظ حرمت آن حضرت است در حضور و غیاب ، بر مؤمن لازم است که به آن إهتمام ورزد ، زیرا که آن جناب از دیدگان غایب ، و نزد اهل بیتش حاضر است . و به فارسی در این باره سروده ام :

ای غایب از نظر نظری سوی ما فکن

آشفته بین ز غیبت روی تو مرد و زن

پوشیده نیست حالت افکار ما ز تو

حاضر میان جمعی و غایب ز انجمن

پیش از این نیز مطالبی مناسب این موضوع آورده ایم .

۸۵ – ثواب گرامی داشت شخص کریم

با توجّه به مطالب مختلفی که در این کتاب آمده معنی فوق نیازی به بیان و توضیح ندارد .

۸۶ – محشور شدن در زمره امامان علیهم السلام

نظر به اینکه دعا برای مولایمان صاحب الزمان علیه السلام از اقسام یاری آن جناب به وسیله زبان است ، این اثر بر آن مترتب می باشد . چنانکه در حدیث شریف نبوی که حضرت سیّد الشهدا علیه السلام شب عاشورا برای اصحاب خود بیان فرمود چنین آمده : به تحقیق که جدّم خبرم داد که فرزندم حسین در طف کربلا غریب تنها و تشنه کشته خواهد شد ، پس هرکه او را یاری کند مرا یاری کرده و فرزندش قائم را یاری کرده ، و هر کس به زبانش ما را یاری نماید روز قیامت در حزب ما خواهد بود ( ۱۳۲۵ ) .

۸۷ – بالا رفتن درجات در بهشت

دلیل بر این روایتی است که در تفسیر امام عسکری علیه السلام آمده ، در حدیثی طولانی از پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم که فرمود : اگر می خواهید که محمد و علی علیهما السلام نزد خداوند منزلتهای شما را والا سازند ، پس شیعیان محمد و علی را دوست بدارید و در برآوردن حوائج مؤمنین جدّیت نمایید ، که هرگاه خدای تعالی شما گروههای شیعیان و دوستان ما را داخل بهشت گرداند ، منادی او در بهشت بانگ زند : ای بندگان من به رحمت من داخل بهشت شده اید ، پس آن را به مقدار محبّت خود نسبت به شیعیان محمد و علی و برآوردن حقوق برادران ایمانی خویش بین خود تقسیم نمایید ، آنگاه هر کدام که محبّتش نسبت به شیعه بیشتر و در ادای حقوق برادران مؤمن پیش قدم تر بوده؛ درجاتش در بهشت بالاتر خواهد بود تا آنجا که در بین آنان کسی باشد که از دیگری

به مقدار پانصد سال راه در کاخها و بهشتهای بالاتری قرار گیرد ( ۱۳۲۶ ) .

می گویم : پیشتر یادآور شدیم که دعا در حقِّ مولایمان حضرت حجّت علیه السلام ، برآوردن بعضی از حقوق بزرگ و بسیار آن حضرت بر ما است ، اضافه بر اینکه برآوردن حاجت آن جناب نیز هست که مؤمنین را در توقیع شریف امر فرمود : و بسیار دعا کنید برای تعجیل فَرَج . . . ، و نیز زیاد دعا کردن در این باره از شدّت محبّت به آن حضرت و شیعیانش سرچشمه می گیرد ، زیرا که گشایش وضع مؤمنین به ظهور و فَرَج آن جناب بستگی دارد ، چنانکه مکرّر بیان کرده ایم .

۸۸ – ایمنی از سختی حساب در قیامت

زیرا که این دعا صله رحم آل محمد صلی الله علیه وآله وسلم می باشد ، و خدای تعالی فرموده : « وَ الَّذینَ یَصِلُونَ مَا أمَرَ اللَّهُ بِهِ أنْ یُوصَلَ وَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ یَخافُونَ سُوءَ الحِسَابِ » ( ۱۳۲۷ ) ؛ و آنان که پیوندی که خداوند به آن أمر فرموده می پیوندند و از عذاب پروردگارشان و [سختی ]حساب می ترسند .

و شیخ کلینی در اصول کافی به سند صحیحی از صفوان جمّال آورده که گفت : میان حضرت ابی عبداللَّه صادق علیه السلام و عبداللَّه بن الحسن سخنی درگرفت تا کار به جنجال کشید و مردم جمع شدند ، پس شب هنگام را به همان گونه از هم جدا شدند ، صبح که در پی کاری می رفتم ناگاه حضرت ابی عبداللَّه صادق علیه السلام را بر در خانه عبداللَّه دیدم در حالی که می فرمود : ای کنیزک به ابومحمد عبداللَّه بن الحسن بگو

بیرون بیاید . راوی گوید : پس بیرون آمد و عرضه داشت : ای ابوعبداللَّه چه سبب شده که اول صبح آمده ای ؟ فرمود : دیشب آیه ای در کتاب خدای عز و جل تلاوت کردم که مرا پریشان ساخت . عبداللَّه گفت : کدام آیه ؟ فرمود : فرموده خداوند – که یادش بلند و گرامی است – : « وَ الَّذینَ یَصِلُونَ مَا أمَرَ اللَّهُ بِهِ أنْ یُوصَلَ وَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ یَخافُونَ سُوءَ الحِسَابِ » . عبداللَّه گفت : راست گفتی گویا من این آیه را هرگز در کتاب خدای عز و جل نخوانده بودم ، سپس دست به گردن یکدیگر افکندند و گریستند ( ۱۳۲۸ ) .

و در همان کتاب به سند صحیحی از عمر بن یزید – که مورد وثوق است – آمده : به حضرت ابی عبداللَّه صادق علیه السلام عرضه داشتم : « وَ الَّذینَ یَصِلُونَ مَا أمَرَ اللَّهُ بِهِ أنْ یُوصَلَ » . فرمود : در مورد رَحِمِ آل محمد صلی الله علیه وآله وسلم نازل شده ، و در خویشاوندانِ تو نیز می باشد . سپس آن حضرت علیه السلام فرمود : از کسانی مباش که نسبت به چیزی گویند : درباره یک مورد است ( ۱۳۲۹ ) .

و در تفسیر البرهان به سند خود از محمد بن الفضیل از حضرت ابوالحسن موسی بن جعفر علیهما السلام آمده که فرمود : همانا خویشاوندی آل محمّد صلی الله علیه وآله وسلم به عرش آویخته می گوید : خداوندا پیوند ده آنکه مرا پیوسته دارد ، و قطع کن آن را که از من ببُرد ، و این در هر

خویشاوندی جاری است ، و این آیه در مورد آل محمد و هر کسی که با آنان بر این أمر هم پیمان شود نازل شده است ( ۱۳۳۰ ) .

و نیز به نقل از عیّاشی از عمر بن مریم آورده که گفت : از حضرت صادق علیه السلام درباره فرموده خداوند : « وَ الَّذینَ یَصِلُونَ مَا أمَرَ اللَّهُ بِهِ أنْ یُوصَلَ » . سؤال کردم . فرمود : از جمله آن صله رحم است ، و نهایت تأویل آن اینکه پیوند با ما داشته باشی ( ۱۳۳۱ ) .

می گویم : از این اخبار و غیر اینها – که در صورت آوردن آنها کتاب طولانی می شود – روشن شد که پیوند با إمام علیه السلام مایه إیمنی از سختی حساب است ، و در اینجا دو مطلب باقی می ماند :

یکی : توضیح اینکه پیوند با دعا انجام می شود .

دوّم : بیان منظور از سختی حساب .

دلیل مطلب اوّل اینکه : مقصود از پیوند و صِلِه ، مطلق نیکی و احسان است به هر گونه که باشد ، خواه با زبان یا به نحوه دیگر . و دعا از بهترین انواع إحسان به وسیله زبان است ، و شاهد بر این روایتی است که در اصول کافی به سند خود از حضرت ابی عبداللَّه صادق علیه السلام آمده که امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود : ارحام خود را هر چند با سلام کردن باشد پیوسته دارید ( ۱۳۳۲ ) .

و نیز به سند صحیحی از اسحاق بن عمّار است که گفت : شنیدم حضرت ابی عبداللَّه علیه السلام فرمود : همانا صله رحم

و نیکی ، حساب را آسان نموده و از گناهان محفوظ می دارند ، پس ارحامتان را بپیوندید و به برادران خود نیکی کنید هر چند که با سلام گرم و جواب سلام خوب باشد ( ۱۳۳۳ ) .

و امّا منظور از سختی حساب : رسیدگی کامل و دقیق به آن است ، چنانکه در البرهان به سند صحیحی از حضرت ابی عبداللَّه صادق علیه السلام آمده که به مردی فرمود : فلانی ، با برادر خود چه [مشکل] داری ؟ عرض کرد : فدایت شوم حسابی با او داشتم که حقّم را از او به طور کامل رسیدگی کردم . امام ابوعبداللَّه صادق علیه السلام فرمود : برایم بگو از گفتار خداوند که : « وَ یَخافُونَ سُوءَ الحِسَابِ » آیا چنین می پنداری که می ترسند [خداوند] به آنها ستم کند و ظلم نماید! نه به خدا سوگند ، آنها از رسیدگی کامل و همه جانبه می ترسند ( ۱۳۳۴ ) .

در کافی نیز به سند دیگری مثل همین آمده ، و در آن هست : نه به خدا؛ جز از رسیدگی کامل نترسیدند ، پس خدای عز و جل آن را سختی حساب نامید ، و هر که حسابرسی کامل کند بد کرده است ( ۱۳۳۵ ) .

از عیاشی نیز مثل این روایت شده است .

و معنی استقصاء ( = حسابرسی و رسیدگی کامل ) که در تفسیر این آیه شریفه آمده : در البرهان از عیّاشی است از هشام بن سالم که حضرت ابی عبداللَّه صادق علیه السلام درباره فرموده خدای تعالی : « یَخافُونَ سُوءَ الحِسَابِ » . فرمود : اینکه بدیهای

آنان شمارش شود ، و حسنات آنان به حساب نیاید ، و استقصاء همین است ( ۱۳۳۶ ) .

و طبرسی نیز از هشام بن سالم از حضرت ابی عبداللَّه صادق علیه السلام آورده که فرمود : سوء الحساب آن است که بدیهایشان به حساب بیاید ، و حسنات و نیکیهای آنان شمارش نشود ، و إستقصاء همین است ( ۱۳۳۷ ) .

می گویم : این حدیث و امثال آن دلالت دارند بر اینکه اثر بعضی از گناهان منع از قبولی کارهای نیک و حسنات است ، مانند احادیثی که درباره عقوبت ترک نماز و خودداری از پرداخت زکات ، و عقوق والدین وارد شده است ، و این به هیچ وجه ظلم نیست .

۸۹ – رستگاری به عالی ترین درجات شهدا

از آثار این دعا نایل آمدن به عالی ترین درجات شهدا در قیامت است ، چنانکه در منهج الرّشاد از حضرت ابوالحسن موسی بن جعفر علیه السلام ضمن حدیثی آمده : . . . از برترین درجه داران شهدا روز قیامت کسی است که خدا و رسول او را در غیاب یاری نموده ، و از خدا و رسول او دفاع کرده باشد .

می گویم : وجه شاهد آوردن این حدیث آن است که مکرّر گفته ایم که دعا برای تعجیل فَرَج حضرت قائم علیه السلام و یاری کردن او ، یاری خدا و رسول او صلی الله علیه وآله وسلم می باشد .

۹۰ – رستگاری به شفاعت فاطمه اطهر علیها السلام

دلیل بر این روایتی است که در مجلّد سوم بحار به نقل از تفسیر فرات بن ابراهیم در حدیثی طولانی از پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم آمده که پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم فرمود : سپس جبرئیل می گوید : ای فاطمه حاجت خود را بخواه ، پس می گویی : خدایا شیعیانم . خدای تعالی خواهد فرمود : آنان را آمرزیدم . پس می گویی : پروردگارا شیعیان فرزندانم . خداوند فرماید : البته آنان را آمرزیدم . پس خواهی گفت : پروردگارا پیروان شیعیانم . آنگاه خداوند خواهد فرمود : برو که هر که به تو پناه جُسته با تو در بهشت باشد . در آن هنگام است که خلایق آرزو کنند که فاطمی می بودند ( ۱۳۳۸ ) . . . .

و بدون تردید دعا درباره مولایمان صاحب الزَّمان علیه السلام از واضح ترین اقسام پناه جُستن به سیّده زنان است ، اضافه بر اینکه از نشانه های تشیُّع و محبّت می باشد ،

پس سبب نایل آمدن به این مکرمت ارزنده خواهد شد إن شاء اللَّه تعالی .

دوازده نتیجه

مقدمه

بدان که برآوردن حاجت مؤمن از بهترین اعمال ، و پسندیده ترین آنها نزد خداوند قادر متعال است ، و در احادیث رسیده از ائمه اطهار علیهم السلام آثار و فواید بسیاری برای آن بیان گردیده است .

و مخفی نیست که هر چه مؤمن بالاتر و مهمتر باشد ثواب برآوردن حاجت او نیز مهمتر و کاملتر است ، و منظور از حاجت چیزی است که آن مؤمن درخواست می کند – از امور مشروع از قبیل وسیله ای که با آن دفع ضرر کند یا منفعتی دینی یا دنیوی را جلب نماید – .

و چون دعا برای تعجیل فَرَج مولایمان صاحب الزمان علیه السلام از اموری است که آن حضرت از مؤمنین خواسته اند – در توقیع شریفی که در آغاز این بخش آوردیم – که فرمودند : وَ أکْثِرُوا الدُّعَاء بِتَعجیل الفَرَج؛ و برای تعجیل فَرَج بسیار دعا کنید .

به طور قطع و یقین فواید و نتایج برآوردن حاجت مؤمن بر انجام این عمل ارزنده به گونه بهتری مترتّب است ، چون که فرقی نیست بین اینکه امام علیه السلام به کسی بفرماید : به من آب بده ، یا ، فلان کار را إصلاح کن ، و اینکه بفرماید : برای فلان کار دعا کن . هر دو نوع طلب حاجت است ، و این واضح است . ولی ما دوازده فایده از فواید و نتایج ارزنده این عمل را می آوریم که به ضمیمه مکرمتها و آثار گذشته جمعاً صد و دو بشود :

اوّل : ثواب حجّ بیت اللَّه الحرام

بر این امر دلالت می کند روایتی که در اصول کافی به سند صحیحی از حضرت ابی عبداللَّه صادق علیه السلام

است که فرمود : هر کس در برآوردن حاجت برادر مسلمان خود گام بردارد و در آن جدّیت کند ، و خداوند برآورده شدن آن حاجت را به دست او قرار دهد ، خدای عز و جل برایش ثواب یک حج و یک عمره و إعتکاف دو ماه در مسجد الحرام و روزه آنها را می نویسد ، و اگر در آن تلاش کند ولی خداوند برآورده شدن آن حاجت را بر دست او قرار ندهد ، خدای عز و جل یک حج و یک عمره برای او خواهد نوشت ( ۱۳۳۹ ) .

ونیز از آن حضرت است که فرمود : راستی که برآوردن حاجت یک مؤمن نزد من از بیست حج خوشایندتر است که در راه هر حج صاحب آن صد هزار دینار یا درهم خرج کرده باشد ( ۱۳۴۰ ) .

می گویم : شاید اختلاف در ثواب از جهت اختلاف درجات حاجت یا درخواست کننده آن باشد .

دوّم : ثواب عمره
سوّم : ثواب إعتکاف

( ماندن حدّ أقل سه روز در مسجد جامع شهر برای عبادت ) دو ماه در مسجد الحرام

چهارم : ثواب روزه دو ماه

و بر اینها حدیث فوق و روایات دیگر دلالت می کند .

پنجم : قبول شدن شفاعت او در قیامت

چنانکه ثقه الاسلام کلینی در اصول کافی به سند خود از مفضّل از حضرت ابی عبداللَّه صادق علیه السلام آورده که فرمود : ای مفضّل بشنو چه می گویم و بدان که حقّ است و آن را انجام ده و برادران بزرگوارت را از آن خبر کن . عرض کردم : فدایت شوم برادران بزرگوارم کیانند ؟ فرمود : آنان که در رواساختن حوائج برادران خود راغب هستند . سپس فرمود : و هر کس برای برادر مؤمن خود حاجتی روا سازد خدای عزّ و جل برای او روز قیامت صد هزار حاجت برآورده سازد ، از جمله اوّلین آنها بهشت است و از جمله اینکه خویشاوندان و آشنایان و برادرانش را – به شرط اینکه ناصبی نباشند – داخل بهشت گرداند ( ۱۳۴۱ ) . . . .

ششم : روا شدن صد هزار حاجت او در قیامت

که حدیث یاد شده بر آن دلالت دارد .

هفتم : ثواب ده طواف خانه کعبه

چنانکه در اصول کافی به سند صحیحی از أبان بن تغلب آمده که گفت : شنیدم حضرت ابوعبداللَّه امام صادق علیه السلام می فرمود : هر کس هفت شوط خانه کعبه را طواف کند ، خداوند عز و جل برایش شش هزار حسنه می نویسد و شش هزار سیئه از او محو می سازد . اسحاق بن عمّار افزوده : و شش هزار حاجت او را برآورد . وی گفت : سپس امام علیه السلام فرمود : برآوردن حاجت مؤمن بهتر است از طوافی و طوافی دیگر – تا ده طواف برشمرد – ( ۱۳۴۲ ) .

هشتم : ثواب آزاد کردن بردگان

چنانکه در کتاب مزبور به سند خود از حضرت ابی عبداللَّه صادق علیه السلام آورده که فرمود : برای من گام برداشتن در راه حاجت برادر مسلمانم خوش تر از این است که هزار برده آزاد کنم ، و در راه خدا هزار اسب زین و لجام کرده فرستم ( ۱۳۴۳ ) .

و در همان کتاب به سند خود از محمد بن مروان از حضرت ابی عبداللَّه صادق علیه السلام است که فرمود : برای گام برداشتن مرد در راه روا ساختن حاجت برادر مؤمنش ده حسنه نوشته می شود و ده سیِّئه محو می گردد ، و ده درجه بالا می رود . و جز این نمی دانم که فرمود : و این کار برابر آزاد کردن ده برده و بهتر از اعتکاف ده ماه در مسجد الحرام می باشد ( ۱۳۴۴ ) .

می گویم : مخفی نماند که مترتّب بودن این ثواب بر گام برداشتن در جهت روا سازی حاجت مؤمن به خاطر آن است که مقدّمه برآورده ساختن آن است . پس در حقیقت

ثواب برای همان می باشد ، بنابراین پاداش مزبور بر روا ساختن حاجت مُؤمن مترتب می شود هر چند که بر گام برداشتن متوقف نباشد .

و امّا اختلاف داشتن این حدیث با حدیث قبلی – که ثواب طواف در آن آمده بود – می تواند بر تفاوت مراتب نیاز و حاجت حمل گردد ، یا از جهت تفاوت مراتب مؤمنین باشد ، یا تفاوت حسنات یا سیّئات و یا اینکه بگوییم : ثواب مذکور در حدیث مزبور بر مقدّمات روا ساختن حاجت مترتّب می شود ، هر چند که منظور خواهنده حاجت انجام نگردد ، و ثوابی که در حدیث سابق آمده بر ذی المقدمه یعنی ، برآوردن حاجت مترتّب است ، و اللَّه تعالی هو العالم .

نهم : ثواب روانه ساختن هزار اسب

زین و لجام کرده در راه خدای تعالی چنانکه در حدیث سابق گذشت .

دهم : حمایت هفتاد و پنج هزار فرشته

در اصول کافی به سند خود از حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام آمده که فرمود : هر کس در راه روا ساختن حاجت برادر مسلمانش قدم بردارد ، خداوند او را با هفتاد و پنج هزار فرشته سایه می دهد ، و هیچ گامی برنمی دارد مگر اینکه به خاطر آن حسنه ای برایش نوشته شود ، و گناهی از او دور گردد ، و درجه ای بالا رود ، پس هرگاه از انجام حاجت او فراغت یافت خدای عز و جل برای او به خاطر آن پاداش یک حج و یک عمره می نویسد ( ۱۳۴۵ ) .

یازدهم : ثواب هزار سال خدمت پروردگار

روایتی است که شیخ صدوق به سند خود از ابوالدُّنیا از امیرالمؤمنین علیه السلام از رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم آورده که فرمود : هر کس در جهت روا ساختن حاجت برادر مؤمن خویش که رضای خدای عز و جل در آن باشد و برای او مصلحتی در آن هست؛ تلاش کند ، مثل آن است که خدای عز و جل را هزار سال خدمت کرده که یک چشم بر هم زدن در معصیت او نیفتاده باشد ( ۱۳۴۶ ) .

دوازدهم : ثواب نُه هزار سال نماز و روزه

روایتی است که شیخ مهدی فتونی در نتایج الأخبار و نوافج الأزهار از شیخ طوسی آورده که به سند خود از میمون بن مهران حدیث کرده که گفت : در محضر مولایم حضرت حسن بن علی علیهما السلام بودم که مردی آمد و عرضه داشت : ای پسر رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم فلانی از من پولی طلبکار است و می خواهد مرا زندان کند . فرمود : به خدا سوگند مالی ندارم که از سوی تو بپردازم . عرضه داشت : پس با او سخن بگوی . فرمود : من که با او دوستی و انسی ندارم و لیکن از پدرم شنیدم که از جدّم رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم حدیث گفت که آن جناب فرمودند : هر کس در روا ساختن حاجت برادر مؤمن خود سعی کند چنان است که نُه هزار سال خداوند را عبادت کرده روزها روزه دار و شبها به نماز اشتغال داشته باشد ( ۱۳۴۷ ) .

در اینجا به توفیق خدای وهّاب این بخش از کتاب را به پایان رساندیم ، و شایسته است که

چند تذکر دهیم .

چند تذکّر

اوّل : فواید یاد شده و مکارم مزبوره با دعا کردن به هر زبان و به هرگونه که باشد حاصل می گردد ، چون عموم و اطلاق دلایلی که در مورد آنها هست تخصیصی نگرفته است ، و همه انواع را شامل می شود .

دوّم : بیشتر این مکرمتها با بسیار دعا کردن برای تعجیل فَرَجِ مولای قائم ما عجّل اللَّه تعالی فرجه حاصل می گردد ، چون که آن حضرت فرموده : و برای تعجیل فَرَج بسیار دعا کنید .

سوّم : کمال این آثار با تحصیل ملکه تقوی و پاک سازی نفس از بدیها و زشتیها امکان می پذیرد ، و گستردن سخن در این باره با اراده اختصار ما سازگار نیست . پس به همین مقدار اشاره کافی است و از درگاه خدای تعالی خواهانیم که در فَرَجِ مولای غایب از نظر ما تعجیل دهد ، و با لطف و عنایت خود ما را در عداد یارانش به شمار آورد .

به دلیل طولانی بودن مبحث دعا برای حضرت , این بخش را به چند بخش تقسیم کردیم , میتونید بخشهای مختلف رو در زیر ببینید.

دعا برای فرج حضرت حجه ابن الحسن, بخش اول

دعا برای فرج حضرت حجه ابن الحسن, بخش دوم

دعا برای فرج حضرت حجه ابن الحسن, بخش سوم

دعا برای فرج حضرت حجه ابن الحسن, بخش چهارم

دعا برای فرج حضرت حجه ابن الحسن, بخش پنجم

 

منابع این قسمت

 

۱۲۷۱ ) بحار الانوار ، ۸ / ۱۲۱ .

۱۲۷۲ ) تحف العقول ، ۲۲۶ .

۱۲۷۳ ) کافی ، ۲ / ۲۰۷ .

۱۲۷۴ ) کافی ، ۲ / ۲۰۷ .

۱۲۷۵ ) کافی ، ۲ / ۲۰۶ .

۱۲۷۶ ) کافی ، ۲ / ۲۰۶ .

۱۲۷۷ )کافی ، ۲ / ۲۰۸ .

۱۲۷۸ ) کافی ، ۲ / ۲۰۸ .

۱۲۷۹ ) کافی ، ۲ / ۲۰۸ .

۱۲۸۰ ) کافی ، ۲ / ۲۰۸ .

۱۲۸۱ ) بحار الانوار ، ۱ / ۲۰۵ .

۱۲۸۲ ) کافی ، ۲ / ۱۸۷ .

۱۲۸۳ ) کافی ، ۲ / ۴۸۷ .

۱۲۸۴ ) کافی ، ۲ / ۴۸۷ .

۱۲۸۵ ) بحار الانوار ، ۱ / ۲۰۲ و عوالی اللئالی ، ۴ / ۶۸ .

۱۲۸۶ ) بحار الانوار ، ۱ / ۲۰۰ .

۱۲۸۷ ) بحار الانوار ، ۱ / ۲۰۰ .

۱۲۸۸ ) سوره نساء ، آیه ۵۹ .

۱۲۸۹ ) تفسیر برهان ، ۱ / ۳۸۱ .

۱۲۹۰ ) تفسیر برهان ، ۱ / ۳۸۳ .

۱۲۹۱ ) تفسیر برهان ، ۱ / ۳۸۴ .

۱۲۹۲ ) کافی ، ۱ / ۱۸۷ .

۱۲۹۳ ) کافی ، ۱ / ۱۸۸ .

۱۲۹۴ ) کافی ، ۱ / ۱۸۸ .

۱۲۹۵ ) کافی ، ۱ / ۱۹۵ .

۱۲۹۶ ) کافی ، ۱ / ۱۸۸ .

۱۲۹۷ ) کافی ، ۱ / ۱۸۹ .

۱۲۹۸ ) کافی ، ۱ / ۱۸۸ .

۱۲۹۹ ) کافی ، ۱ / ۱۸۹ .

۱۳۰۰ ) کافی ، ۱ / ۱۹۰ .

۱۳۰۱ ) بحار الانوار ، ۴۴ / ۱۹۴ و مناقب ، ۳ / ۲۲۹ .

۱۳۰۲ ) کافی ، ۱ / ۳۳۳ .

۱۳۰۳ ) کلینی در اصول کافی ، ۲ / ۴۶۶ ، باب فضیلت دعا و تأکید بر آن ، به سند صحیحی از زراره از حضرت ابوجعفر باقر

علیه السلام آورده که فرمود : خدای عز و جل می فرماید : « اِنَّ الَّذینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرین » ؛ همانا آنان که از پرستش من سر برافرازند ، زود است که با سرافکندگی داخل جهنم شوند . فرمود : [منظور از پرستش ]دعاست و بهترین عبادت دعا است . عرض کردم : کلمه أَوّاه در فرموده خداوند « اِنَّ ابراهیمَ لاوّاهٌ حلیم » ، معنایش چیست ؟ فرمود : اوّاه یعنی بسیار دعا کننده . ( مؤلف ) .

۱۳۰۴ ) کافی ، ۲ / ۵۰۷ .

۱۳۰۵ ) کافی ، ۲ / ۵۰۸ .

۱۳۰۶ ) کافی ، ۲ / ۵۰۸ .

۱۳۰۷ ) وسائل الشیعه ، ۴ / ۱۱۴۷ .

۱۳۰۸ ) سوره نساء ، آیه ۶۸ .

۱۳۰۹ ) کافی ، ۱ / ۳۹۰ .

۱۳۱۰ ) کافی ، ۱ / ۳۹۰ .

۱۳۱۱ ) خرایج ، ص ۹۲ .

۱۳۱۲ ) غایه المرام ، ص ۲۱۸ .

۱۳۱۳ ) سوره آل عمران ، آیه ۱۰۳ .

۱۳۱۴ ) غایه المرام ، ص ۲۴۲ .

۱۳۱۵ ) البرهان ، ۴ / ۵۲۱ – ۵۲۲ .

۱۳۱۶ ) بحار الانوار ، ۳۶ / ۲۹۶ .

۱۳۱۷ ) تفسیر برهان ، ۴ / ۵۲۱ . چنانکه محبّت امیرالمؤمنین علیه السلام نشانه حلال زاده بودن است که از اصحاب رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم در کتب شیعه و سنی مشهور است که می گفتند : ما فرزندان خود را به محبّت علی بن ابی طالب آزمایش می کردیم ، از درگاه خداوند خواهانیم که ما را بر دوستی و ولایت آن حضرت زندهبدارد و بمیراند و در دنیا و آخرت دست ما را از دامان حضرتش کوتاه نگرداند . ( مترجم ) .

۱۳۱۸ ) سوره حج ، آیه ۳۲ .

۱۳۱۹ ) مجمع البیان ، ۷ / ۸۳ .

۱۳۲۰ ) مجمع البیان ، ۹ / ۲۳۸ .

۱۳۲۱ ) برهان ، ۴ / ۲۹۳ .

۱۳۲۲ ) بحار الانوار ، ۲ / ۴۴ .

۱۳۲۳ ) بحار الانوار ، ۲ / ۴۳ .

۱۳۲۴ ) خصال ، ۱ / ۱۲۳ .

۱۳۲۵ ) معالی السبطین به نقل از ارشاد القلوب از کتاب نور العین .

۱۳۲۶ ) تفسیر امام عسکری ، ۱۵۵؛ چاپ جدید ، ۴۴۱ .

۱۳۲۷ ) سوره رعد ، آیه ۲۱ .

۱۳۲۸ ) کافی ، ۲ / ۱۵۵ .

۱۳۲۹ ) کافی ، ۲ / ۱۵۶ .

۱۳۳۰ ) تفسیر برهان ، ۲ / ۲۸۸ .

۱۳۳۱ ) تفسیر برهان ، ۲ / ۲۸۹ .

۱۳۳۲ ) کافی ، ۲ / ۱۵۵ .

۱۳۳۳ ) کافی ، ۲ / ۱۵۷ .

۱۳۳۴ ) تفسیر برهان ، ۲ / ۲۸۹ .

۱۳۳۵ ) کافی ، ۲ / ۱۰۰ .

۱۳۳۶ ) تفسیر برهان ، ۲ / ۲۸۹ .

۱۳۳۷ ) تفسیر برهان ، ۲ / ۲۹۰ .

۱۳۳۸ ) بحار الانوار ، ۸ / ۵۴ .

۱۳۳۹ ) کافی ، ۲ / ۱۹۸ .

۱۳۴۰ ) کافی ، ۲ / ۱۹۳ .

۱۳۴۱ ) کافی ، ۲ / ۱۹۲ .

۱۳۴۲ ) کافی ، ۲ / ۱۹۴ .

۱۳۴۳ ) کافی ، ۲ / ۱۹۷ .

۱۳۴۴ ) کافی ، ۲ /۱۹۶ .

۱۳۴۵ ) کافی ، ۲ / ۱۹۷ .

۱۳۴۶ ) کمال الدین ، ۲ / ۵۴۱ .

۱۳۴۷ ) بحار الانوار ، ۷۴ / ۳۱۵ .