دعا برای فرج حضرت حجه ابن الحسن العسگری , بخش پنجم کتاب مکیال المکارم

ادامه مبحث دعا برای فرج حضرت بخش چهارم

دنباله ای از بحث

 

ظاهر فرموده خدای تعالی : « کُلُّ شَی ءٍ هالِکٌ الّا وَجْهَهُ » ( ۱۰۹۰ ) ؛ همه چیز هلاک شونده است جز وجه او .

به ضمیمه اخباری که تصریح دارد : منظور از وجه اللَّه محمد و آل محمد علیهم السلام هستند [آن است که ایشان

فنا ندارند] . اخبار دیگری نیز دلالت می کند که هنگام دمیده شدن صور همه اشیاء فانی می شوند حتی ارواح – مگر ارواح محمد و آل معصوم او صلوات اللَّه علیهم اجمعین – و بعضی از علمای ما همین را اختیار کرده و بدان قائل گشته اند .

و علّامه مجلسی در بحار قول به فنای تمام مخلوقات را هنگام انقضای عالم به جماعتی از متکلّمین نسبت داده است ( ۱۰۹۱ ) .

و عدّه ای دیگر قائلند که همه ارواح زنده می مانند . احوط آن است که علم این مطلب را به ائمه اطهار علیهم السلام واگذاریم ، چون از مسائل اصولی است و دلیل قطعی هم بر هیچ کدام از دو قول نداریم .

و از جمله روایاتی که بر قول اول دلالت دارد : در احتجاج ضمن جوابهای امام صادق علیه السلام به سؤالات و اشکالات زندیق چنین آمده است : زندیق پرسید : آیا روح پس از بیرون شدن از قالب و کالبد خود متلاشی می شود یا باقی می ماند ؟ امام صادق علیه السلام فرمود : بلکه باقی است تا هنگامی که در صور دمیده می شود پس در آن وقت اشیاء باطل و فانی شوند که نه حس خواهد بود و نه محسوس ، سپس دوباره اشیاء بازگردانده شوند همچنان که مدبّر آنها آغازشان کرد ، و آن بعد از چهارصد سال است که خلق در آن ایام بیارامند و آن مابین دو دمیدن در صور می باشد ( ۱۰۹۲ ) .

و در نهج البلاغه در یکی از خطبه های امیرالمؤمنین علیه السلام آمده : و خدای سبحان پس از فنای اشیاء به وحدت و

یکتایی بازمی گردد که هیچ چیز با او نباشد ، همچنان که پیش از آفرینش مخلوقات چنان بود ، و بعد از فنای آنها خواهد بود بدون وقت و مکان و هنگام و زمان ، در آن هنگام اجلها و وقتها معدوم باشند ، و سالها و ساعتها زایل گردیده اند ، که هیچ نخواهد بود به جز ذات واحد قهّار او ( ۱۰۹۳ ) . . . .

امر دوم : در وجوب حفظ امانتها

حفظ امانت از نظر عقل و نقل واجب است ، و نیز باید به اهلش ادا گردد . امّا عقل : دلالت دارد که ترک امانتداری و سهل انگاری در ادای آن ظلم است و زشتی ظلم بر هیچ کس پوشیده نیست .

و امّا در قرآن کریم خداوند می فرماید : « إنَّ اللَّهَ یَأمُرُکُمْ أنْ تُؤَدُّوا الأماناتِ إلی أهْلِها » ( ۱۰۹۴ ) ؛ خداوند شما را امر می کند که امانتها را به أهل آنها ادا نمایید .

« وَ الَّذینَ هُمْ لِاَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ » ؛ و کسانی که به امانتها و عهدهایشان وفا کننده اند .

و نیز فرموده : « لا تَخُونُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ وَ تَخُونُوا اَماناتِکُمْ » ( ۱۰۹۵ ) ؛ به خدا و رسول خیانت نکنید امانتهایتان را هم خیانت ننمایید .

و امّا اخبار در این باره بسیار است که در مظانّ خود مذکور می باشد .

امر سوم : در بیان چگونگی رعایت آن امانت الهی

در این باره باید گفت : این کار به چند امر حاصل می شود از جمله :

۱ – محبّت امامان علیهم السلام در دل و اعتقاد به ولایت آنان و وجوب اطاعتشان ، و این رعایت قلبی را به هر حال باید انجام داد و احدی را در ترک آن عذر نیست .

۲ – تمسُّک به ملازمت و پیروی آنان علیهم السلام در تمام اوامر و نواهی ایشان و تأسّی جستن به ایشان که غرض از نصب امام علیه السلام همین است .

۳ – تلاش کامل در جهت دور کردن آزار و اذیّت از آنان علیهم السلام و این مقدّمه حفظ خود و اسرار و خاندان و مال

و فرزندان و شیعیان ایشان است ، و همین است که تقیّه برایش تشریع گردیده ، و اوامر مؤکّدی درباره آن وارد شده است .

۴ – تمام سعی در رساندن منافع به آنان – به آنچه خداوند واجب یا مستحب نموده است – .

۵ – بیان حقّانیّت و امامت ایشان و بازگو کردن فضایل و مناقب آنان ، و آشکار کردن گمراهی مخالفینشان – البته برای کسی که اهلیّت داشته باشد و گرنه از آنکه باید با او تقیّه کرد این امور باید مکتوم بماند – .

۶ – اظهار محبّت قلبی به وسیله زبان و دست و غیر اینها . . . و اقسام دیگر نصرت و یاری و رعایت این امانت الهی .

امر چهارم : اینکه دعا برای تعجیل فرج از مصادیق رعایت امانت است

البته این امر واضح است و نیازی به بیان ندارد ، زیرا که دعا برای حضرت قائم علیه السلام و درخواست تعجیل فرج و ظهور آن حضرت ، تأسّی جستن به حجّتهای برگزیده الهی و یاری کردن آن حضرت به زبان و تمسّک به شیوه اولیای خدا است ، و همین مقدار اشاره برای آنکه گوش شنوا دارد کافی است .

۲۷ – إشراق نور امام علیه السلام در دل دعا کننده

این مطلب با بیان سه نکته روشن می شود :

اول : اینکه بدون تردید حالتها و تغییرات مختلفی به سبب اعمالی که از انسان صادر می شود در دل او حاصل می گردد ، و این معنی را با وجدانمان درک می کنیم ، اضافه بر این آیاتی از قرآن و احادیثی از خاندان عصمت علیهم السلام بر آن دلالت دارد . خداوند متعال در وصف اهل ایمان فرموده : « الَّذینَ إذا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُم » ( ۱۰۹۶ ) ؛ آنان که چون خداوند یاد شود دلهایشان را ترس می گیرد .

و درباره اهل کفر و طغیان فرموده : « ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُمْ مِنْ بَعْدِ ذَلِکَ فَهِیَ کَالْحِجارَهِ » ( ۱۰۹۷ ) ؛ سپس با آن همه آیات دلهایتان قساوت گرفت که همچون سنگ یا سخت تر از آن شد .

و آیات دیگر . . . .

و از رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم آمده که فرمود : یکدیگر را دیدار کنید و مذاکره و گفتگو نمایید که حدیث کردن مایه جلای دل است ، و به تحقیق که دلها سیاه می شوند همچنان که شمشیر سیاه می گردد .

و اخبار در این باره بسیار است ، خواستیم اشاره کنیم .

دوم : هر

قدر که عمل صالح نزد خداوند ارزنده تر و عظیم تر باشد ، تأثیرش هم در روشنایی دل بیشتر و تمام تر است . لذا بعد از معرفت خداوند و معرفت پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم چیزی مهمتر از محبّت و ولایت امیرالمؤمنین و اولاد طاهرینش علیهم السلام نیست . به همین جهت مولای ما حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام به ابوخالد کابلی فرمود : ای ابوخالد؛ به خدا سوگند که نور امام در دلهای مؤمنین از آفتاب درخشنده در روز ، روشنتر است ، و آنها ( امامان ) به خدا قسم دلهای مؤمنین را نورانی می کنند . خداوند عز و جل نورشان را از هر که بخواهد باز می دارد ، پس دلهای آن کسان تاریک می گردد . و اللَّه ای ابوخالد هیچ بنده ای ما را دوست ندارد و به ما تولی نجوید تا آنکه خداوند دلش را پاک سازد ، و خداوند دل هیچ بنده ای را پاک نمی نماید تا اینکه تسلیم ما شود و با ما سازگاری کند ، پس هرگاه چنین شد که با ما سازگاری نمود خداوند او را از سختی حساب نگه دارد و از هراس بزرگ روز قیامت ایمنی بخشد ( ۱۰۹۸ ) .

و از اموری که شاهد بر این معنی است روایتی است در خرایج از ابوبصیر که گفت : با حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام داخل مسجد شدم در حالی که مردم وارد و خارج می شدند ، پس آن حضرت به من فرمود : از مردم بپرس آیا مرا می بینند ؟ و من هر که را دیدم گفتم : آیا ابوجعفر علیه السلام را دیدی ؟ می گفت :

نه – با اینکه آن حضرت کناری ایستاده بود – تا اینکه ابوهارون مکفوف ( نابینا ) وارد شد . حضرت فرمود : از این بپرس ، به او گفتم : ابوجعفر را دیدی ؟ گفت : مگر این نیست که ایستاده ؟ گفتم : از کجا دانستی ؟ گفت : چگونه ندانم و حال آنکه او نور درخشنده است ( ۱۰۹۹ ) .

سوم : از تمامی مطالبی که قبل و بعد از این در کتاب آورده ایم ، عظمت و اهمّیت این عمل شریف یعنی مداومت و اهتمام در دعا برای مولای غایب از دیدگان علیه السلام نزد خداوند معلوم می شود ، و با توجه به آیات و اخبار فواید و آثار آن به دست می آید ، که پس از این همه برای کسی تردیدی نمی ماند که این عمل ارزنده مایه زیاد شدن إشراق نور امام علیه السلام در دل دعا کننده خواهد شد به خاطر کمال ایمان او که بر اثر این عبادت و احسان او به مولای خودش به مقدار توانش حاصل می گردد ، و موجب توجّه امام بر حق علیه السلام به او و اشراق نور حضرتش در دل او خواهد شد . ان شاء اللَّه تعالی .

دعا برای فرج

۲۸ – مایه طول عمر

اهتمام و مداومت در دعا برای حضرت قائم علیه السلام و تعجیل فرج و ظهور شریفش ، مایه طول عمر ، و نیز سایر آثار و فواید صله رحم است . ان شاء اللَّه تعالی .

و دلیل بر این معنی بطور خصوص روایتی است که در فضیلت دعای منصوصی آمده ، و آن اینکه : در مکارم الأخلاق مروی است که

هر که این دعا را پس از هر نماز واجب بخواند و بر آن مواظبت کند ، آنقدر زنده خواهد ماند که از زندگانی سیر و ملول شود و به دیدار مولی صاحب الزمان عجّل اللَّه فرجه مشرّف گردد . دعا چنین است : « اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ محمَّدٍ ، اللَّهُمَّ اِنَّ رَسُولَکَ الصّادِقُ الْمُصَدَّقُ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ آلِهِ قالَ : اِنَّکَ قُلْتَ : ما تَرَدَّدْتُ فی شَی ءٍ اِنَا فاعِلُهُ کَتَرَدُّدی فی قَبْضِ رُوحِ عَبْدِیَ الْمُؤْمِنِ یَکْرَهُ الْمَوْتَ وَ اَنَا أکْرَهُ مَساءَتَهُ ، اللَّهُمَّ فَصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ محمَّدٍ وَ عَجِّلْ لِأوْلِیائکَ الفَرَجَ وَ الْنَصْرَ وَ الْعافِیَهَ ، وَ لا تُسُؤْنی فی نَفْسی وَ لا فی فُلانٍ » . به جای کلمه فلان نام هر کس را بخواهد می برد ( ۱۱۰۰ ) .

اگر بگوئید : چه جهت دارد که دلالت این دعا برای تعجیل فَرَجِ حضرت صاحب الزمان علیه السلام باشد ؟

می گویم : وجه استدلال به این دعا در بخش چهارم کتاب در حرف فاء گذشت که با فرج آن حضرت ، فرج تمام اولیای خدا حاصل می گردد ، و نیز عافیت و نصرت آنان در زمان ظهور تحقق خواهد یافت ، اضافه بر اینکه در بعضی از روایات این عبارت چنین است : « وَ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الفَرَجَ . . . » .

که برای کاوشگران در روایات و اخباری که از امامان بر حق علیهم السلام رسیده و دعاهایی که از ایشان نقل شده تردیدی نیست که : منظور از ولیّ – در آنجا که بطور مطلق بیاید مثل همین مورد – خصوص مولی صاحب الزمان علیه السلام

است . برای روشن شدن صحت مطلب به دعای مولای ما حضرت ابوالحسن علی بن موسی الرضا علیهما السلام و دعایی که بعد از نماز شب روایت شده ، و زیارت روز جمعه و . . . مراجعه شود .

اگر بگویید : احتمال دارد که ولیّ در اینجا به معنی مؤمن باشد ، چون اطلاق ولیّ بر آن نیز در روایات شایع است .

می گویم : این احتمال بعید و توجیه بی پایه ای است ، زیرا که آنچه ما ذکر کردیم به چند وجه نیز تأیید می شود ، از جمله :

۱ – آنچه در فضیلت این دعا روایت گردیده که موجب تشرّف به دیدار حضرت صاحب الأمر علیه السلام می شود ، بر آگاهان به شیوه ها و سَبْکها و ویژگیهای دعاها پوشیده نیست که مترتّب شدن این اثر بدین جهت است که این دعا در حقّ صاحب الامر عجل اللَّه فرجه می باشد .

۲ – آنچه از بعضی دعاها – مثل دعای روز عرفه از صحیفه سجّادیّه – و بعضی از روایات استفاده می شود که از آداب دعا مقدّم داشتن دعا در حق صاحب الزمان روحی فداه پس از حمد خداوند و صلوات بر پیغمبر و آل او علیهم السلام ، می باشد ، که پیش از دعا برای خودش برای آن حضرت دعا کند ، و دعای مورد بحث به همین ترتیب است .

۳ – غالباً دعا برای فرج و پیروزی و عافیت در دعاهایی که از امامان علیهم السلام رسیده مخصوص به حضرت صاحب الزمان صلوات اللَّه علیه است . پس از تمام این مطالب کسی که با کلمات ائمه علیهم السلام انس

دارد ، اطمینان می یابد بلکه قطع و یقین پیدا می کند که منظور از ولیّ در اینجا خصوص مولایمان صاحب الزمان علیه السلام است ، اضافه بر اینکه دعا برای آن حضرت عجل اللَّه فرجه که در تعقیب نمازهای امامان واقع بوده نیز مؤید آن است که بگوییم منظور از ولیّ – در این دعا – همان حضرت است .

تمام این بحثها در صورتی است که روایت لِوَلِیِّکَ باشد ، امّا بر مبنای روایت لِأَوْلِیائکَ ، باز دعا برای تعجیل فرج و ظهور آن حضرت است ، چون به فرج آن حضرت فَرَجِ حقیقی کلّی برای همه اولیای خدا حاصل می گردد – چنانکه بیان کرده ایم – .

و امّا شرح و توجیه این عبارت : « ما تَرَدَّدْتُ فی شَی ءٍ اِنَا فاعِلُهُ » .

در بخش آینده کتاب خواهد آمد ان شاء اللَّه تعالی و نیز سند این دعا را همانجا بررسی و بیان خواهیم نمود .

و دلیل بر مطلب مورد بحث : آنچه به طور عام در فضیلت صله رحم و احسان به نزدیکان رسیده که مایه طول عمر است ، می باشد ، به ضمیمه آنچه در روایات آمده که صله نزدیکان پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم و امیرالمؤمنین علیه السلام از صله خویشاوندان نسبی بهتر است ، پس هرگاه صله رحم و محترم شمردن پیوندهای نسبی موجب طول عمر باشد ، احسان به نزدیکان پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم به طریق اولی این اثر را دارد . و در نزدیکان پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم و امیرمؤمنان علیه السلام کسی بهتر از مولای ما صاحب الزمان علیه السلام نیست

. بنابراین آن حضرت از مهمترین مصادیق این عنوان است . و در اینجا درباره چند موضوع بحث می کنیم :

اول : در بیان اینکه صله رحم مایه طول عمر است .

دوم : اینکه صله رحم پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم مؤکَّدتر و بهتر است .

سوم : بیان اینکه دعا کردن صله و احسان است .

موضوع اول : صله رحم مایه طول عمر است

دلیل بر این موضوع به سند صحیحی از محمد بن عبیداللَّه منقول است که گفت : حضرت ابوالحسن الرضا علیه السلام فرمود : بسا مردی که سه سال از عمرش باقی مانده رَحِمش را صله می کند ، پس خداوند عمرش را سی سال قرار می دهد و خدا هر چه که خواهد می کند ( ۱۱۰۱ ) .

و نیز از حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام آمده که فرمود : صله ارحام؛ اعمال را پاک؛ و اموال را افزون؛ و بلا را دور می سازد ، و حساب را آسان نموده و اجل را به تأخیر می اندازد ( ۱۱۰۲ ) .

و از همان حضرت علیه السلام است که فرمود : صله ارحام خُلق و خوی را خوش؛ و دست و دل را باز؛ و نفس را پاکیزه؛ و روزی را فراخ می سازد ، و اجل را به تأخیر می اندازد ( ۱۱۰۳ ) .

و به سند دیگری از امام باقر علیه السلام آمده که فرمود : صله ارحام اعمال را پاکیزه و بلا را دفع و اموال را افزون می گرداند ، و عمر را طولانی و روزی شخص را فراخ می نماید ، و در خانواده به او محبوبیّت دهد (

۱۱۰۴ ) .

و از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمود : صله رحم و خوشرفتاری با همسایگان شهرها را معمور و عمرها را زیاد گردانند ( ۱۱۰۵ ) .

و به سند دیگری از آن حضرت است که فرمود : رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم فرموده : هر آنکه مایل باشد مرگش به تأخیر افتد و روزیش وسعت یابد صله رحم نماید ( ۱۱۰۶ ) .

و به سند دیگری نیز از امام صادق علیه السلام روایت شده که فرمود : رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند : بسا قومی فاجر و بدکار که افراد خوبی نیستند ، چون صله رحم به جای آورند اموالشان برکت یابد و عمرهایشان طولانی شود ، تا چه رسد به اینکه نیکوکار باشند ( ۱۱۰۷ ) .

و اخبار بسیار دیگر که آوردن آنها کتاب را طولانی می کند غرض این بود که اشاره ای بشود .

موضوع دوم : صله رَحِم پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم مؤکَّدتر و بهتر است

دلیل بر آن : در کافی به سند صحیحی از عمر بن زید روایت است که گفت : به حضرت ابی عبداللَّه صادق علیه السلام عرض کردم : « اَلَّذینَ یَصِلُونَ ما أمرَ اللَّهُ بِهِ أنْ یُوصَلَ » ( ۱۱۰۸ ) ؛ و کسانی که آنچه را خداوند به پیوندش امر فرموده پیوند آن را رعایت کنند . فرمود : در رحم آل محمد صلی الله علیه وآله وسلم می باشد درباره رحم و نزدیکان تو نیز هست . سپس فرمود : از آنان مباش که موضوعی را تنها به یک مورد اختصاص می دهند ( ۱۱۰۹ )

.

و نیز در همان کتاب از حضرت رضا علیه السلام آمده که فرمود : همانا رحم آل محمد ، امامان علیهم السلام به عرش آویخته ، می گوید : خدایا پیوسته دار آنکه مرا پیوندد و بریده ساز هر که از من ببُرد ، سپس همین امر در ارحام مؤمنین جاری است . آنگاه این آیه را تلاوت کرد : « وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذی تَسائلُونَ بِهِ وَ الأَرْحام » ( ۱۱۱۰ ) ؛ و تقوای خدای را پیشه کنید که هنگامی که از یکدیگر چیزی می خواهید نام او را می برید و از ( قطع ) خویشاوندانتان بپرهیزید .

و در تفسیر امام و مولای ما حضرت ابومحمد الحسن العسکری علیه السلام است که فرمود : رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمودند : هر آنکه حق نزدیکان پدر و مادرش را رعایت کند در بهشت هزار درجه داده می شود که فاصله هر دو درجه آن ، مقدار دویدن اسب سریع تربیت شده به مدت صد هزار سال است ، یکی از درجات از نقره؛ دیگری از طلا و دیگری از مروارید و دیگری از زمرد و دیگری از مشک و دیگری از عنبر و دیگری از کافور ، و آن درجات از این اصناف است . و هر که حقّ نزدیکان محمد و علی را رعایت نماید درجات و ثوابهای فزونتری خواهد یافت به قدر بالاتر بودن و افضلیت محمد و علی بر والدین خودش .

و فاطمه علیها السلام به یکی از زنها فرمود : دو پدرِ دینِ خود – محمد و علی – را خشنود بدار با خشم و ناخشنودی والدین نسبی ات؛ امّا

والدین نسبی خود را با خشم ابوین دینت خشنود مکن ، که اگر ابوین نسبی تو ناخشنود گردند محمد و علی علیهما السلام آنان را با ثواب یک جزء از صد میلیون جزء از ثواب یک ساعت عبادتشان ، راضی و خشنود خواهند کرد . و اگر ابوین دینت ناخشنود شوند پدر و مادر نَسَبی تو نمی توانند آنان را راضی کنند ، چون ثواب طاعات اهل دنیا هم با خشم ایشان یکسان نیست .

و حسن بن علی علیهما السلام فرمود : بر تو باد که به بستگان ابوین دینت محمد و علی احسان نمایی ، هر چند که ( لازمه اش ) تضییع حقوق نزدیکان پدر و مادر نسبی تو باشد ، و مبادا که حقوق بستگان والدین دینت را با رعایت حقوق بستگان نسبی خود ، تضییع نمائی ، زیرا که شکرگزاری آنها نزد ابوین دینت محمد و علی ثمربخش تر است برای تو از شکرگزاری اینها نزد پدر و مادر نسبی تو ، به درستی که نزدیکان ابوین دینت محمد و علی اگر مقدار بسیار اندکی نزد ایشان از تو سپاسگزاری کنند ، پس نظر و توجه آن دو به تو گناهانت را می ریزد هر چند که از زمین تا عرش را پر کرده باشد . ولی اگر نزدیکان ابوین نسبی تو نزد ایشان از تو تشکر نمایند در صورتی که خویشاوندان ابوین دینت را تضییع کرده باشی هیچ کاری برایت نمی توانند انجام دهند .

و علی بن الحسین علیه السلام فرمود : به درستی که حق نزدیکان ابوین دینمان محمد و علی صلوات اللَّه علیهما و اولیائهما ، از قرابتهای ابوین نسبی ما

برتر و سزاوارتر است ، ابوین دینمان ابوین نسبی ما را راضی خواهند کرد ، ولی ابوین نسبی ما نمی توانند ابوین دینمان را از ما راضی نمایند .

و محمد بن علی علیه السلام فرمود : هر آن کس ابوین دینش محمد و علی و نزدیکان آنها نزد او گرامی تر و محبوب تر باشند از ابوین خودش و نزدیکانشان ، خداوند متعال به او خواهد گفت : آنکه بهتر بود برتر داشتی و آنکه شایسته تر بود ایثار کردی ، حتماً تو را در بهشت جاویدانم و همدمی اولیائم پیشتر قرار می دهم .

و جعفر بن محمد علیه السلام فرمود : هر کس از قضاء حوائج نزدیکان ابوین دینش و نزدیکان ابوین نسبی اش عاجز بماند که با یکدیگر مخالفت داشته باشند ، پس اقربای ابوین دینش را مقدم بدارد و بر نزدیکان ابوین نسبی ترجیح دهد ، خداوند عز و جل روز قیامت می فرماید : همچنان که خویشاوندی ابوین دینش را مقدم داشت شما [ ای فرشتگان] نیز او را در بهشتم مقدم بدارید ، پس در آن درجات بالاتر از آنچه خداوند برایش آماده کرده بود هزار هزار برابر فزونی یابد .

و موسی بن جعفر علیه السلام در حالی که به آن حضرت عرض شد : فلانی پولی داشت به مبلغ هزار درهم ، دو کالا بر او عرضه شد که آنها را بخرد ولی پولش به مقدار خرید هر دو نبود ، پرسید کدامیک برای من سودمندتر است ؟ گفتند : این یکی هزار برابر سودش بیشتر است ، حضرت فرمود : آیا به عقل او لازم نیست که آن بهتر را اختیار کند

؟ عرض کردند : چرا ، فرمود : پس این چنین است ایثار کردن خویشان ابوین دینت محمد و علی ، ثوابش بهتر و چندین برابر آن است ، چون فضل آن به مقدار فضل و برتری محمد و علی علیهما السلام بر ابوین نَسَبی او است .

و به حضرت رضا علیه السلام گفته شد : آیا خبر ندهیم به شما که زیان دیده وا مانده کیست ؟ فرمود : چه کسی است ؟ گفتند : فلانی دینارهای خود را در مقابل درهمهایی که گرفته فروخته است ، پس ثروت او از ده هزار دینار به ده هزار درهم برگشته است . حضرت رضا علیه السلام فرمود : اگر کسی یک بدره زر به هزار درهم تقلّبی بفروشد آیا عقب مانده تر و زیانبارتر از او نیست ؟ گفتند : چرا . فرمود : به شما خبر دهم چه کسی از این هم زیانبارتر و حسرتمندتر است ؟ عرض کردند : آری . فرمود : اگر کسی هزار کوه طلا داشته باشد آنها را به هزار نخود طلای تقلّبی بفروشد آیا عقب مانده تر و حسرتمندتر از این نیست ؟ گفتند : آری . فرمود : آیا خبرتان ندهم از این هم وامانده تر و حسرتمندتر کیست ؟ گفتند : چرا . فرمود : آنکه در نیکی و احسان خویشان ابوین نَسَبی خود را بر خویشان ابوین دینش محمد و علی صلی اللَّه علیهما و آلهما ترجیح دهد ، زیرا که ارزش و فضیلت خویشان محمد و علی ابوین دین او بر خویشان ابوین نسبی اش از فضل و ارزش و فضیلت خویشان محمد و علی ابوین دین

او بر خویشان ابوین نسبی اش از فضل و ارزش هزار کوه طلا بر هزار نخود طلای تقلّبی برتر است .

و محمد بن علی الرضا علیهما السلام فرمود : هر کس خویشاوندان دو پدر دینش محمد و علی صلی اللَّه علیهما و آلهما را بر خویشاوندان ابوین نسبی اش برگزیند ، خداوند متعال بطور علنی روز قیامت او را برگزیند و به خلعتهای گرامی خویش او را شهرت دهد ، و بر بندگان شرافت و برتری بخشد مگر بر کسی که با او در فضایل یا مرتبه و مقام مساوی باشد .

و علی بن محمد علیه السلام فرمود : از گونه های بزرگداشت جلال خداوند : ترجیح دادن نزدیکان ابوین دینت محمد و علی بر نزدیکان ابوین نَسَبی ات می باشد ، و از کوچک شماری جلال الهی ایثار کردن خویشان ابوین نسبی ات بر ابوین دینت محمد و علی علیهما السلام می باشد .

و حسن بن علی علیه السلام فرمود : مردی که عیالش گرسنه شده بودند از خانه بیرون رفت و در طلب غذایی برای آنها کوشش نمود ، پس درهمی کسب کرد ، و با آن نان و خورشی خرید ، بین راه به یک مرد و زن از نزدیکان محمد و علی علیهما السلام رسید و آنها را گرسنه یافت ، با خود گفت : اینها از بستگان خودم شایسته ترند ، پس آنچه داشت به آنها داد ، و ندانست که چه عذری در منزلش بیاورد ، سپس راه رفت و فکر می کرد که چه علّتی برای خانواده اش بگوید و چه جوابی بدهد که چیزی برایشان نبرده است .

در همین حال که متحیّرانه قدم

می زد ، قاصدی در پی او آمده بود که راهنماییش کردند و نامه ای از مصر با پانصد دینار به او داد و گفت : این مقدار از ثروت پسر عموی تو است که در مصر از دنیا رفت ، و صد هزار دینارش در دست تجار و بازرگانان مکّه و مدینه است و چندین برابر هم املاک و اموال در مصر ترک گفته است .

پس آن پانصد دینار را گرفت و بر خانواده اش وسعتی داد ، شب هنگام در خواب رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم و علی علیه السلام را دید ، فرمودند : چگونه می بینی ثروتی را که به تو رسید به خاطر ایثار خویشاوندانمان بر خویشان خودت .

سپس در مکّه و مدینه کسی نماند که از آن صد هزار دینار چیزی بر ذمه اش بود مگر اینکه محمد و علی علیهما السلام در خوابش آمدند و به او فرمودند : آیǠفردا اقدام șǠپرداخت حق فلانی از ارث پسر عمویش می کنی یا تو را هلاک و نابود کنیم و نعمتها و حشمتها را از تو بگیریم ؟

پس همگی آنچه بر ذمّه داشتند برای آن شخص فرستادند تا اینکه صد هزار دینار نزد وی جمع گردید ، و نیز در مصر احدی باقی نماند از کسانی که از اموال او چیزی بر عهده شان بود مگر اینکه محمد و علی علیهما السلام به خوابش آمدند و او را با تهدید امر فرمودند که به سرعت اقدام به پرداخت مال آن شخص نماید ، و محمد و علی علیهما السلام بار دیگر به خواب آن شخص آمدند و به او فرمودند : چگونه یافتی

کار سازی خدا را نسبت به تو ؟ و ما دستور دهیم کسانی را که در مصر بودند که به سرعت اموال تو را بفرستند و حاکم آن را دستور دهیم که املاک و مستغلات را بفروشد و توسط پیکی پولهایش را برایت بفرستد تا در مدینه به جای آنها املاکی خریداری نمایی . عرض کرد : آری .

پس محمد و علی علیهما السلام به خواب حاکم مصر رفتند و به او فرمودند : که املاک مزبور را بفروشد و توسط پیکی قیمت آنها را برای آن شخص بفرستد ، آنگاه سیصد هزار دینار برایش ارسال شد و ثروتمندترین افراد مدینه گردید ، سپس رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم به خوابش آمد و فرمود : ای بنده خدا این پاداش تو در دنیا است به خاطر ایثار نزدیکانم بر نزدیکان خودت ، و در آخرت به جای هر دانه از این مال در بهشت هزار قصر به تو بدهم که کوچکترین آنها از دنیا بزرگتر باشد و یک سر سوزنش از دنیا و آنچه در آن است بهتر است ( ۱۱۱۱ ) .

موضوع سوم : اینکه دعا صله و احسان است

به بیان اینکه : احسان و صله به دو امر حاصل می شود :

یکی : منفعت رساندن به دیگری .

دوم : دفع زیان از غیر ، و این هر دو با دعا کردن حاصل می گردد .

چون از منافع بزرگ و ارزشمند احترام است ، و بدون تردید دعاکردن نوعی احترام است . همچنین قبلاً گذشت که دعا برای تعجیل ظهور حضرت صاحب الزمان عجل اللَّه فرجه – با شروطی که

مقرّر شده – سبب جلو افتادن آن است و با آن؛ همه گونه خیر و برکت آشکار می گردد و همه ضررها از بین می رود ، و نیز از جمله آثار دعا مسرّت و خرسندی کسی است که برایش دعا می شود ، و سرور آن حضرت خود منفعتی عظیم است .

و دیگر اینکه : دانستیم دعا در جلو افتادن ظهور حضرت قائم عجل اللَّه فرجه تأثیر دارد ، و با ظهورش از خود و شیعیانش غم و اندوه برطرف می شود و همّ و غمّ و سختی و مشقّت دور می گردد ، بلکه خود دعا در دفع همّ و غمّ مؤثّر می باشد .

و از دلایل اینکه اعانت و احترام به زبان از مصادیق صله و احسان است روایتی است که در مجلّد یازدهم بحار مسنداً از جابر از حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام آمده که گفت : بر آن حضرت داخل شدم و نیازمندیم را شکایت کردم ، حضرت فرمود : ای جابر نزد ما درهمی نیست ، دیری نگذشت که کُمَیت بر آن حضرت وارد شد و عرضه داشت : فدایت شوم اگر اجازه دهید قصیده ای برایتان بخوانم ؟ فرمود : بخوان . کمیت قصیده ای خواند . حضرت فرمود : ای جوان از آن اتاق بدره ای بیرون بیاور به کمیت بده .

سپس کُمَیت عرضه داشت : فدایت شوم اگر بخواهید اجازه دهید سومین قصیده را بخوانم ؟ فرمود : بخوان ، بعد از خواندن کمیت؛ امام فرمود : ای جوان از آن اتاق بدره ای بیرون آور به کمیت بده ، جابر گوید : پس بدره ای بیرون آورد و به کمیت داد .

کمیت

گفت : فدایت شوم به خدا قسم من شما را به خاطر دنیا دوست نمی دارم ، و از این اشعار جز صله رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم و حقوقی که خداوند بر من قرار داده چیزی نخواستم . گوید : پس حضرت باقر علیه السلام برای او دعا کرد سپس فرمود : ای جوان این بدره ها را به جای خود باز گردان . جابر گوید : در دلم گفتم : به من فرمود درهمی ندارم و برای کمیت سی هزار درهم امر فرمود!

گوید : آنگاه کمیت برخاست و رفت ، به آن حضرت عرض کردم : فدایت شوم فرمودی : نزد من درهمی نیست با این حال برای کمیت سی هزار درهم امر کردی! فرمود : ای جابر ، برخیز و به آن اتاق برو ، جابر گفت : برخاستم و به آن اتاق رفتم هیچ اثری از آن درهم ها نیافتم ، به خدمت آن حضرت برگشتم ، فرمود : ای جابر آنچه از شما مخفی داشته ایم بیش از آن است که برای شما آشکار کرده ایم ، سپس برخاست دستم را گرفت و به آن اتاق برد ، و با پایش به زمین زد ناگاه چیزی شبیه گردن شتر از طلا بیرون آمد ، سپس فرمود : ای جابر این را بنگر و به کسی – جز افراد مورد اطمینان از برادرانت – مگوی ، خداوند بر آنچه بخواهیم ما را توانا ساخته ، و اگر بخواهیم زمین را برانیم این کار را می کنیم ( ۱۱۱۲ ) .

وجه دلالت این حدیث اینکه : کمیت مدح با زبان را صله پیغمبر صلی الله علیه

وآله وسلم دانست و امام علیه السلام نیز این معنی را امضا و تصدیق کرد ، دعا برای امام علیه السلام نیز همین طور است زیرا که آن نیز احسان و احترام است .

۲۹ – تعاون در نیکیها و تقوی

دعا کردن برای تعجیل فرج حضرت قائم علیه السلام کمک و تعاون بر نیکی و تقوی است که خداوند متعال به آن امر فرموده است : « تَعاوَنوا عَلَی البِرِّ وَ التَّقوی » ( ۱۱۱۳ ) ؛ در نیکی و تقوی یکدیگر را یاری کنید .

۳۰ – یاری خداوند متعال

این دعا موجب نصرت و یاری خداوند تعالی برای دعا کننده ، و پیروزی او بر دشمنانش می باشد ، دلیل بر این فرموده خدای تعالی : « وَ لَیَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ یَنْصُرُهُ » ( ۱۱۱۴ ) ؛ و به تحقیق هر که خدا را یاری کند او را کمک خواهد کرد .

و نیز فرموده : « اِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ یَنْصُرْکُمْ » ( ۱۱۱۵ ) ؛ اگر خدا را یاری کنید او هم شما را یاری خواهد فرمود .

توضیح اینکه : بی تردید خداوند تبارک و تعالی نیازی به یاری احدی از خلایق ندارد ، پس مراد به یاری و نصرتی که امر فرموده آن است که اولیای او را یاری کنند ، و چون دعا برای تعجیل ظهور صاحب الزمان علیه السلام از اقسام نصرت و یاری به زبان است از مصادیق این عنوان می باشد ، شاهد این مطلب احادیث بسیاری است ، از جمله :

۱ – در فوائد المشاهد از مولای مظلوم ما حضرت ابی عبداللَّه الحسین علیه السلام آمده که در شب عاشورا فرمود : جدم به من خبر داد که : فرزندم حسین علیه السلام در طف کربلا غریب و تنها و تشنه کشته می شود ، پس هر که او را یاری کند مرا یاری کرده و فرزندش قائم علیه السلام را نیز یاری

نموده است ، و هر کس با زبان ما را یاری کند روز قیامت در حزب ما خواهد بود .

۲ – فرموده حضرت رضا علیه السلام به دعبل : مَرْحَباً بناصِرِنا بیدِهِ وَ لسانِهِ؛ آفرین به یاری کننده ما به دست و زبانش ( ۱۱۱۶ ) .

۳ – در وصیت مولای ما حضرت جعفر بن محمد صادق علیهما السلام به عبداللَّه بن جُندَب آمده : ای پسر جُنْدَب برای خداوند تبارک و تعالی دژی از نور است که آن را زبرجد و حریر احاطه کرده ، و با دیبا و سندس بالا رفته است ، این در را میان دوستان و دشمنان ما می زند ، پس چون مغز سر می جوشد و دلها به حنجره ها می رسد و کبدها از طولانی شدن موقف قیامت می پزد ، اولیای خدا را به این در داخل می کنند که در امن و پناه الهی خواهند بود ، داخل آن؛ آنچه دلها اشتها کند و چشمها لذّت برد برای آنهاست در حالی که دشمنان خدا را عرق تا دهان رسیده و پراکندگی آنان را فرا گرفته و به آنچه خداوند برای آنها [ از عذاب] مهیّا نموده است نگاه می کنند و می گویند : « مَالنَا لا نَری رِجَالاً کُنّا نَعُدُّهُمْ مِنَ الأَشْرار » ( ۱۱۱۷ ) ؛ چه شده که امروز مردان مؤمنی که از اشرار می شمردیم نمی بینیم ، پس اولیای خدا به آنها می نگرند و به آنها می خندند ، و همین است فرموده خدای تعالی که : « اِتَّخَذْناهُمْ سُخْرِیّاً أمْ زاغَتْ عَنْهُمُ الأبْصارُ » ( ۱۱۱۸ ) ؛ [ اهل عذاب گویند] : ما مؤمنان را [در دنیا

]به مسخره می گرفتیم [آیا در دوزخ نیستند] یا چشمان ما آنها را نمی بیند . و نیز فرموده : « فالیَوْمَ الَّذینَ آمَنُوا مِنَ الکُفّارِ یَضْحَکُونَ عَلَی الأرائکِ یَنْظُرُونَ » ( ۱۱۱۹ ) ؛ پس در این روز [قیامت ]آنها که ایمان آورده اند از حال کافران می خندند بر تختها تماشا می کنند . آنگاه کسی که مؤمنی از دوستان ما را به کلمه ای کمک کرده باشد باقی نماند مگر اینکه خداوند او را بی حساب وارد بهشت نماید .

و شاهد مطلب در آخر حدیث مشهود است .

۳۱ – هدایت به نور قرآن مجید

چنانکه گفته ایم : دعا برای حضرت قائم علیه السلام موجب فزونی اشراق انوار الهی در دل می گردد ، و چون زمین دل به نور پروردگارش روشن و درخشان شود ، انسان به نور کلام مجید خداوند هدایت و راهنمایی گردد ، بطوری که به راه دیگری نرود ، و از قرآن چیزهایی خواهد فهمید که دیگران نمی فهمند ، و قرآن بر دردهای دلش شفا و رحمت خواهد بود .

و نیز : شکّی نیست که هر قدر ایمان کاملتر و تمام تر باشد ، استفاده شخص از قرآن و بهره وریش از آثار آن بیشتر و بهتر است ، همانطور که اگر کسی مزاجش سالم باشد از غذاهای لذیذ و خوشمزه بهرمند می شود و لذّت می برد ، ولی اگر مزاجش فاسد باشد نه تنها از آنها لذّت نمی برد که برای بدنش زیانبار و اذّیت کننده نیز هست تا وقتی که خودش را معالجه نماید و آن را مداوا کند و ریشه بیماری را از بدنش بیرون برد ، پس هر چه سوء مزاج کم بشود آثار غذاهای پاکیزه و لذیذ در

بدن بیشتر آشکار می گردد تا آنگاه که به کلّی مرض برطرف شد تمام آثار غذاهای لذیذ و منافع آنها در بدن ظاهر می شود .

دل نیز همین طور است ، اگر مُهر و شک و زنگار به وسیله نور ایمان از آن برداشته شود ، آثار هدایت قرآن در آن آشکار می گردد ، و هر قدر که ایمان کاملتر شود ، صاحبش بینش و علم و انتفاع و هدایت بیشتری یابد ، خداوند عز و جل در بیان این امر فرموده : « قُلْ هُوَ للّذینَ آمنُوا هُدیً وَ شفاءٌ وَ الّذینَ لا یُؤمنونَ فی آذانِهِمْ وَ قْرٌ وَ هُوَ عَلَیْهِمْ عَمَیً » ( ۱۱۲۰ ) ؛ بگو این قرآن برای آنها که ایمان آورده اند هدایت و شفا است ، و کسانی که ایمان نمی آورند گوشهایشان سنگین است و این موجب کوری و جهل آنان است .

و چون در گذشته بیان داشتیم که اهتمام در دعا برای مولایمان حضرت صاحب الزمان عجل اللَّه فرجه از اموری است که مایه کمال ایمان است ، پس هدایت شدن کامل به قرآن بر آن مترتّب می باشد ، و شاهد بر این فرموده خدای عز و جل است که : « ذَلِکَ الکِتابُ لا رَیبَ فیهِ هُدَیً للمتَّقین » ( ۱۱۲۱ ) ؛ آن کتاب هیچ تردیدی در آن نیست که روشنگر راه تقوی پیشگان است .

و در کمال الدین درباره آیه شریفه : « الَّذینَ یُؤمِنُونَ بِالْغَیْبِ » ( ۱۱۲۲ ) ؛ آنان که به غیب ایمان می آورند .

از امام صادق علیه السلام آمده که فرمود : آنکه به قیام قائم علیه السلام ایمان آورده

که حق است .

و نیز در روایات دیگری از آن حضرت است که فرمود : غیب ، حجّت غایب است ، و شاهد آن فرموده خداوند عز و جل می باشد که : « وَ یَقُولُونَ لَولا اُنْزِلَ عَلَیهِ آیَهٌ مِنْ رَبِّهِ فَقُل اِنَّما الْغَیْبُ لِلَّهِ فَانْتَظِرُوا إِنّی مَعَکُمْ مِنَ الْمُنْتَظِرینَ » ( ۱۱۲۳ ) ؛ و ( کافران ) می گویند چرا آیتی از پروردگارش بر او نازل نمی شود پس بگو منتظر باشید که ما نیز از منتظران هستیم .

وجه استشهاد اینکه : دعا کننده مصداق ایمان آورنده به حقّانیّت قیام قائم علیه السلام است ، و دلیل بر آن دعای او است . و در کتاب ابواب الجنّات در این باره مطالبی بیان نموده ام که شبهه ها را زایل می سازد .

۳۲ – شناخته شدن نزد اصحاب اعراف

چون با دعا کردنِ مولایمان صاحب الزمان عجل اللَّه فرجه اصحاب اعراف را یاری کرده ، و نزد آنان شناخته شده است ، پس در حق او شفاعت می کنند و به شفاعت آنها وارد بهشت گردد . خداوند عز و جل فرموده : « وَ عَلَی الأعْرافِ رجالٌ یَعْرِفُونَ کُلًّا بِسیماهُمْ » ( ۱۱۲۴ ) ؛ و بر أعراف رجالی هستند که هر یک را به چهره هایشان می شناسند .

سخن در اینجا پیرامون سه امر می باشد :

اوّل : معنی اعراف : علی بن ابراهیم قمی در تفسیر خود به سند صحیحی از حضرت ابی عبداللَّه صادق علیه السلام آورده که فرمود : اعراف بلندیی است بین بهشت و جهنم ، و رجال : امامان صلوات اللَّه علیهم می باشند ( ۱۱۲۵ ) . . . .

دوّم : رجال أعراف کیانند ؟ چنانکه

در حدیث فوق – در روایت علی بن ابراهیم – دانسته شد آنها امامان علیهم السلام هستند .

و نیز در مجمع البیان از حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام است که فرمود : آنان آل محمد صلی الله علیه وآله وسلم هستند ، داخل بهشت نشود مگر کسی که ایشان را شناخته و آنها او را شناخته باشند ، و به جهنم داخل نشود مگر آن کس که آنان را انکار کند و آنان او را انکار نمایند ( ۱۱۲۶ ) .

و در تفسیر البرهان از آن حضرت آمده که فرمود : ماییم آن رجال . امامان از ما ، می شناسند چه کسی داخل جهنم و چه کسی داخل بهشت می شود ، همانطور که شما در قبائلتان مرد را می شناسید که خوب است یا بد ( ۱۱۲۷ ) .

و نیز در همان تفسیر مسنداً از امام باقر و امام صادق علیهما السلام درباره فرموده خدای عز و جل : « وَ عَلَی الأعْرافِ رجالٌ یَعْرِفُونَ کُلًّا بِسیماهُمْ » ، فرمود : آنان امامان هستند .

و نیز به سند صحیحی از بُرَید بن معاویه عجلی آمده که گفت : از حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام درباره فرموده خدای تعالی : « وَ عَلَی الأعْرافِ رجالٌ یَعْرِفُونَ کُلًّا بِسیماهُمْ » ، پرسیدم . فرمود : درباره این امت نازل شد ، و رجال؛ امامان از آل محمد علیهم السلام هستند . عرض کردم : أعراف چیست ؟ فرمود : پُلی بین بهشت و جهنم است ، پس امام از ما برای هر کدام از مؤمنین گنهکار شفاعت کند نجات یابد ، و هر که

را که شفاعت نکند سقوط می نماید ( ۱۱۲۸ ) .

و روایات در این باره بسیار است و بین این خبر و روایت علی بن ابراهیم قمی در معنی اعراف منافاتی نیست .

سوّم : دعا برای صاحب الزمان علیه السلام مایه شفاعت اصحاب اعراف است : در مجمع البیان مرفوعاً از اصبغ بن نباته روایت است که گفت : در حضور علی علیه السلام نشسته بودم که ابن الکَوّا ، به خدمتش آمد و درباره این آیه : « وَ عَلَی الأعْرافِ . . . » ، از آن حضرت پرسید ، فرمود : خدا بر تو رحم آرد ، ای ابن الکَوّا ، ما روز قیامت بین بهشت و جهنم می ایستیم ، پس هر که ما را [در دنیا ] یاری کرده از چهره اش می شناسیم ، و او را وارد بهشت می کنیم ، و هر که ما را دشمن داشته از چهره اش می شناسیم و به جهنم روانه می سازیم ( ۱۱۲۹ ) .

وجه دلالت این حدیث اینکه سابقاً گفتیم : دعا برای مولایمان صاحب الزمان علیه السلام از اقسام یاری آن حضرت به زبان است ، و چون یاری کردن – در این روایت – وسیله رستگاری به شفاعت و شناخته شدن نزد اصحاب اعراف شمرده شده ، پس دعا کننده مشمول آن می گردد .

۳۳ – ثواب تحصیل علم

هرگاه دعاکننده برای تعجیل فرج و ظهور مولی صاحب الزمان عجل اللَّه فرجه قصدش این باشد که با ظهور آن حضرت علوم برایش کشف و روشن گردد – که علوم حقّه و حقیقی جز به ظهورش آشکار نمی شود – ثوابهای بسیاری که برای طالب علم بیان شده

است به او عطا خواهد شد ، چنانکه در حرف کاف از بخش چهارم کتاب اشاره گردید .

۳۴ – ایمنی از عقوبتهای اخروی

از آثار دعا برای تعجیل فرج حضرت قائم علیه السلام : ایمنی از عقوبتهای اخروی و أهوال روز قیامت است ، شاهد بر این معنی چند آیه است :

۱ – خداوند عز و جل فرماید : « إنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ الَّذینَ هادُوا وَ النَّصاری وَ الصّابئینَ مَنْ آمَنَ باللَّهِ وَ الیَومِ الآخِرِ وَ عَمِلَ صالِحاً فَلَهُمْ أجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ » ( ۱۱۳۰ ) ؛ به تحقیق آنان که ایمان آورده اند و کسانی که یهودی شدند و نصاری و صابئین هر کس به خداوند و روز آخِر ایمان آورده و عمل صالح انجام دهد پاداش آنها نزد پروردگارشان محفوظ است و نه ترسی بر آنان هست و نه اندوهگین می شوند .

بنابر اینکه مراد از روز آخر ، زمان دولت حضرت قائم علیه السلام باشد ، چنانکه در اصول کافی درباره آیه : « مَنْ کانَ یُریدُ حَرْثَ الآخرَه . . . » ؛ از امام صادق علیه السلام آمده که فرمود : « مَنْ کانَ یُریدُ حَرْثَ الآخِرَه . . . » ؛ هر کس کشت آخرت خواهد . فرمود : یعنی معرفت امیرمؤمنان و أئمه علیهم السلام . « نَزِدْلَهُ فی حَرْثِهِ » ؛ در کِشتش بیفزاییم . فرمود : معرفتش را فزون سازیم تا بهره خویش را از دولت امامان دریافت نماید . « وَ مَنْ کَانَ یُرِیدُ حَرْثَ الدُّنیا نُؤتِهِ مِنْها وَ مَالَهُ فی الآخِرَهِ مِنْ نَصِیبٍ » ؛ و هر کس کِشْت

دنیا را بخواهد چیزی از آن به او می دهیم و در آخرت او را بهره ای نیست .

فرمود : یعنی برای او در دولت حق با امام قائم علیه السلام بهره ای نیست ( ۱۱۳۱ ) .

یا اینکه منظور از عمل صالح معرفت امامان علیهم السلام باشد ، چنانکه در تفسیر عیّاشی از امام صادق علیه السلام آمده که درباره فرموده خدای تعالی : « فَلْیَعْمَلْ عَمَلاً صالحاً » ( ۱۱۳۲ ) ؛ پس لازم است عمل صالحی انجام دهد .

فرمود : منظور از عمل صالح معرفت امامان علیهم السلام است ( ۱۱۳۳ ) .

و از امام باقر علیه السلام درباره فرموده خدای تعالی : « الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالحاتِ » ( ۱۱۳۴ ) ؛ آنان که ایمان آورده و کارهای نیک انجام دادند . آمده که فرمود : یعنی آنان که ایمان آوردند به خدا و به رسول او و امامان اولی الأمر علیهم السلام و ایشان را اطاعت کردند ، که آن ایمان و عمل صالح است ( ۱۱۳۵ ) . . . .

وجه استشهاد اینکه : دعا کننده برای تعجیل ظهور حضرت صاحب الزمان علیه السلام در هر دو عنوان داخل است .

۲ – فرموده خدای تعالی در سوره بقره : « بَلَی مَنْ أسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَ لا خَوفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ » ( ۱۱۳۶ ) ؛ آری کسی که در برابر اللَّه تسلیم گردید در حالی که نیکوکار باشد پس اجر او نزد پروردگارش محفوظ است ، و نه ترسی بر آنهاست و نه غمگین شوند

.

بنابر اینکه منظور از مُحْسِنٌ : نیکوکار پیرو علی علیه السلام باشد ، چنانکه در مشکاه الاسرار به نقل از تفسیر عیاشی و غیر آن آمده که : امام باقر علیه السلام درباره فرموده خدای تعالی : « إنَّ اللَّهَ یَأمُرُ بالعَدْلِ وَ الإحسانِ وَ ایتآء ذِی الْقُرْبی » ( ۱۱۳۷ ) ؛ خداوند امر می کند به عدل و احسان و عطای خویشاوند .

فرمود : عدل؛ محمد صلی الله علیه وآله وسلم است که هر کس اطاعتش کند عدالت کرده ، و احسان؛ علی علیه السلام است که هرکس از او پیروی کند احسان نماید ، و محسِن در بهشت است ، « وَ ایتآء ذِی الْقُرْبی » ، از جهت خویشاوندی ما؛ خداوند بندگان را به مودت و توجه به سوی ما امر فرموده است ( ۱۱۳۸ ) .

وجه استشهاد اینکه : دعا برای مولایمان حضرت قائم علیه السلام از تولّای قلبی نسبت به امیرمؤمنان علیه السلام برخاسته ، بلکه از واضحترین اقسام تولّای زبانی نسبت به آن حضرت است ، پس هر که برای آن حضرت دعا کند در حقیقت به ولای امیرالمؤمنین علیه السلام تمسک جسته ، و مُوالی آن جناب محسن است و در عداد افرادی که آیه شریفه بر آنها دلالت دارد ، ان شاء اللَّه تعالی .

۳ – فرموده خدای تعالی : « وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی سَبیلِ اللَّهِ أمْواتاً بَلْ أحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ فَرِحینَ بِما آتیهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ یَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذینَ لَمْ یَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ ألّا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ » ( ۱۱۳۹ ) ؛ و البته

مپندار آنان را که در راه خدا کشته شده اند مرده باشند بلکه زنده اند نزد پروردگارشان متنعم اند ، آنان به فضل الهی شادمانند و به آن مؤمنانی که هنوز به آنان ملحق نشده اند بشارت دهند که نه ترسی بر آنها هست و نه اندوهگین شوند .

به جهت آنچه خواهد آمد که دعا کننده برای حضرت قائم علیه السلام داخل در شهیدان است با پیغمبر و امیرالمؤمنین علیهما السلام ، پس به آنچه ایشان رسیده اند او نیز نایل خواهد شد ، و از جمله آثاری است که در این آیه شریفه یاد شده است .

۴ – فرموده خداوند متعال : « ألا إنَّ أولیآءَ اللَّهِ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحزَنُونَ » ( ۱۱۴۰ ) ؛ آگاه باشید که اولیای خدا نه ترسی برایشان هست و نه محزون می شوند .

به ضمیمه روایتی که در کمال الدین آمده : امام صادق علیه السلام فرمود : خوشا به حال شیعیان قائم ما که در زمان غیبتش منتظر ظهورش باشند و در زمان ظهور فرمانبردار و مطیع او ، آنان هستند اولیای خدا که نه ترسی بر ایشان هست و نه محزون می شوند ( ۱۱۴۱ ) .

وجه استدلال اینکه : دعا کردن نشانه انتظار است چنانکه بر اهل بینش پوشیده نیست .

۵ – آیه شریفه در سوره احقاف : « إنَّ الَّذینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ استَقامُوا فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزنُون » ( ۱۱۴۲ ) ؛ به تحقیق آنان که گفتند : پروردگار ما اللَّه است آنگاه استقامت کردند پس هیچ ترسی بر آنها نیست و نه اندوهگین شوند .

به

جهت روایتی که در اصول کافی از محمد بن مسلم آمده که گفت : از حضرت ابی عبداللَّه صادق علیه السلام درباره فرموده خدای عز و جل : « الَّذِینَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ استقامُوا » ، پرسیدم ، فرمود : در اعتقاد به امامان یکی پس از دیگری استقامت نمایند ( ۱۱۴۳ ) . . . .

تردیدی نیست که دعا کردن برای تعجیل فرج و ظهور مولایمان صاحب الزمان علیه السلام دلیل و نشانه استقامت دعا کننده بر اعتقاد به امامان علیهم السلام است .

از آیات دیگری نیز می توان این مکرمت ارزنده را استفاده کرد که از ترس إطاله سخن از ذکر آنها صرف نظر کردیم ، و همچنین از روایات متعددی این مطلب به دست می آید از آن جمله : شیخ ثقه جلیل علی بن ابراهیم قمی در تفسیر خود به سند صحیحی درباره آیه شریفه : « وَ عَلَی الأعْرافِ رِجالٌ یَعْرِفُونَ کُلًّا بِسیماهُمْ » ( ۱۱۴۴ ) ، و بر أعراف مردانی هستند که هر یک را به چهره هایشان می شناسند .

از امام صادق علیه السلام روایت کرده که فرمودند : اعراف؛ توده ریگی بین بهشت و جهنم است ، و مردان : امامان صلوات اللَّه علیهم هستند که بر أعراف با پیروانشان می ایستند ، در حالی که مؤمنین بدون حساب به سوی بهشت سبقت جسته اند و امامان علیهم السلام به پیروان گنهکار خود می گویند : بنگرید برادرانتان را در بهشت که بدون حساب به سوی آن رفته اند ، و این است فرموده خداوند تبارک و تعالی : « سَلامٌ عَلَیْکُمْ لَمْ یَدْخُلُوها وَ هُمْ یَطْمَعُونَ » ؛ سلام بر

شما داخل بهشت نشده اند ولی در انتظار و امید آن هستند . سپس به آنها گفته می شود : دشمنانتان را در جهنم بنگرید ، و همین است فرموده خدای تعالی : « وَ إذا صُرِفَتْ أبصارُهُمْ تِلْقآء اَصْحابِ النّارِ قالوا رَبَّنا لا تَجْعَلْنا مَعَ القَوْمِ الظّالِمینَ وَ نَادی أصْحابُ الأعْرافِ رِجالاً یَعْرِفُونَهُمْ بِسیماهُمْ فِی النَّارِ فقالوا ما أغْنی عَنْکُمْ جَمْعُکُمْ فی الدُّنیا وَ ما کُنْتُمْ تَسْتَکْبِرُونَ » ؛ و چون نظر آنها ( گنهکاران اصحاب اعراف ) به سوی اهل جهنم معطوف گردد گویند : پروردگارا ما را با ستمکاران قرار مده ، و اصحاب أعراف مردانی را که به سیمایشان می شناسند و در آتشند آواز دهند و گویند : [دیدید که ]جمع شما در دنیا ، و تکبّری که داشتید هیچ خطری از شما دور نساخت .

آنگاه ائمه علیهم السلام به کسانی که در جهنم هستند از دشمنانشان می گویند : اینها شیعیان و برادرانمان هستند که شما در دنیا سوگند می خوردید که خداوند رحمتی به آنها نمی رساند ، سپس امامان به شیعیان خود می گویند : داخل بهشت شوید نه ترسی بر شما هست و نه محزون خواهید گشت ( ۱۱۴۵ ) .

می گویم : حدیثی که در مکرمت سی و دوم از امیرمؤمنان علیه السلام آوردیم دلالت می کند بر شفاعت امامان علیهم السلام برای هر کس که آنها را یاری کند ، و نیز در همانجا گفتیم که دعا کننده برای مولایمان صاحب الزمان علیه السلام در آن عنوان داخل است ، پس به شفاعت امامان در عداد کسانی خواهد بود که نه ترسی بر آنان هست و نه اندوهگین می شوند .

۳۵ – بشارت و مدارا هنگام مرگ

چند روایت شاهد این مطلب است از جمله : حدیث شریفی است که در تفسیر امام علیه السلام آمده که فرمود : مؤمن دوست دار محمد و آل او ، که علی را بعد از محمد صلی الله علیه وآله وسلم امام خویش دانسته که الگوی او باشد ، و سرور خود که سخنانش را تصدیق و افعالش را صحیح دانسته و او را اطاعت کند ، و به اطاعت آن کس که به اطاعتش در امور دین و سیاست [ اداره امورش] دعوت نموده است ، هرگاه ( چنین مؤمنی را ) اجل حتمی که بازگردانده نشود و قضای الهی که مانعی جلویش نمی ایستد فرا رسد ، و ملک الموت و اعوانش نزد او حاضر شوند ، محمد رسول اللَّه صلی الله علیه وآله وسلم را از یک سوی و علی سیدالوصیین را از سوی دیگر بالای سرش می بیند ، و در کنار پاهایش از یک سمت حسن نواده سیّدالانبیا و از سوی دیگر حسین سیّد الشهداء را مشاهده می کند و پیرامونش پشت سرشان خواص و دوستانشان که سادات این امت هستند در مرتبه بعد از آقایانشان آل محمد علیهم السلام قرار دارند ، پس بیمار مؤمن به آنان نظر می کند و خطاب می نماید بطوری که خداوند صدای او را از گوشهای حاضران محجوب می دارد ، همچنان که دیدن ما اهل البیت را نیز از آنها مخفی می نماید تا ایمانشان به آن ثواب بیشتری داشته باشد به خاطر محنت شدیدی که بر آنها وارد می شود .

مؤمن می گوید : پدر و مادرم فدای تو ای رسول خداوند رب العزه ، پدر و مادرم فدای تو

ای وصی پیغمبر رحمت ، پدر و مادرم فدای شما دو شیر بچگان محمد صلی الله علیه وآله وسلم و ای نوادگان و فرزندان او ، ای دو سیّد جوانان اهل بهشت که به رحمت و رضوان خداوند نزدیک هستید ، و خوش آمدید شماها خوبان اصحاب محمد صلی الله علیه وآله وسلم و علی علیه السلام و فرزندانشان ، چقدر اشتیاق دیدارتان را داشتم و اکنون به شدّت از دیدارتان خوشحالم ای رسولخدا اینک ملک الموت به بالینم حاضر است ، و تردید ندارم که در دل او بزرگ هستم به خاطر موقعیت شما و موقعیت برادرتان ، پس رسول اللَّه صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید : همین طور است .

سپس رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم به سوی ملک الموت متوجه می شود و می فرماید : ای ملک الموت سفارش خداوندی را در احسان به پیرو ما و خادم ما و محب ما و ایثارگر ما [بر هر چیز دیگر] رعایت کن . ملک الموت گوید : ای رسولخدا به او بفرمائید که به آنچه خداوند برایش در بهشت مهیا کرده نظری افکند ، رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم به او فرماید : به بلندی نگاه کن ، پس نظر می افکند بر آنچه اندیشه ها آن را درنیابند و به حدّ و حساب نیایند ، آنگاه ملک الموت می گوید : چگونه آسان نگیرم بر کسی که آن ثواب او است و این محمد ( و عترت او – خ ل ) دیدار کنندگانش ، ای رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم اگر خداوند مرگ را گردنه ای قرار نداده بود که به

بهشت نرسد مگر آن که از آن بگذرد ، روح او را نمی گرفتم ، ولی خادم و دوستت تأسی جوید به تو و به سایر پیغمبران و رسولان و اولیای خدا که به حکم الهی مرگ را چشیدند .

سپس محمد صلی الله علیه وآله وسلم می فرماید : ای ملک الموت بگیر برادرمان را که به تو تسلیم کردیم و سفارش خیر را درباره اش بپذیر .

آنگاه آن حضرت و همراهانش به سوی باغهای بهشت بالا روند در صورتی که حجاب و پرده از چشم آن مؤمن بیمار کنار رفته باشد ، پس آنها را در جایگاه خودشان می بیند پس از آنکه پیرامون رختخوابش بودند ، می گوید : ای ملک الموت بشتاب بشتاب روح مرا بگیر و اینجا مرا مگذار که از دوری محمد و عترت او صبر ندارم ، مرا به آنها ملحق ساز ، در این هنگام ملک الموت روح او را می گیرد ، و همچون مویی که از آرد برکشند جان او را از کالبد برآورد ، و اگر شما او را در شدّت می بینید در حقیقت او در سختی نیست ، بلکه در راحتی و لذّت است و چون او را در قبر گذارند افراد ما را آنجا می یابد .

و هنگامی که منکر و نکیر به سراغش بیایند ، به یکدیگر گویند : محمد و علی و حسن و حسین و نیکان اصحابشان نزد این شخص حاضرند ، باید برای آنها کوچکی کنیم ، سپس می آیند بر محمد صلی الله علیه وآله وسلم جداگانه یک سلام می کنند و بر علی علیه السلام جداگانه یک سلام می کنند ، سپس بر حسنین

علیهما السلام با هم یک سلام می کنند ، و آنگاه سلامی بر تمام یارانی که همراه ما می باشند ، می نمایند .

بعد از آن گویند : دانستیم ای رسولخدا که از خادم و پیرو خودت دیدن کردی ، و اگر چنین نبود که خداوند می خواهد فضیلت او را برای فرشتگانی که حضور دارند و فرشتگانی که بعداً جریان را خواهند شنید آشکار سازد ، از او سؤال نمی کردیم ، ولی امر الهی را باید امتثال کرد .

آنگاه از او می پرسند : خدای تو کیست ؟ دین تو چیست ؟ و پیغمبر تو کیست ؟ و امام تو کیست ؟ و قبله ات کدام است ؟ و برادرانت کیانند ؟ می گوید : اللَّه پروردگار من است ، و محمد صلی الله علیه وآله وسلم پیغمبر من است ، و علی علیه السلام جانشین محمد صلی الله علیه وآله وسلم امام من ، و کعبه قبله ام ، و مؤمنان پیروان محمد و علی و آل آنها دوستان ایشانند ، و دشمنان معاندان ایشان برادران منند ، و شهادت می دهم که جز خدای یکتا معبودی نیست ، و خداوند شریک ندارد ، و گواهی می دهم که محمد بنده و فرستاده او است ، و اینکه برادرش علی ولیّ خدا است ، و آنها که از پاکیزگان عترتش برای امامت نصب کرد خلفای امت و والیان بر حق و قیام کنندگان به عدل می باشند . پس ( نکیر و منکر ) گویند : بر این باور زندگی کردی ، و بر همین مُردی ، و بر همین عقیده ان شاء اللَّه برانگیخته خواهی شد ، و با آن کس

که ولایتش را داشته ای در منزلگاه کرامت و قرارگاه رحمت الهی خواهی بود . . . .

می گویم : وجه استشهاد به این روایت شریف که نکات جالبی دارد اینکه مؤمن به آن مکرمتها و سعادتها و نعمتهای بزرگ می رسد به سبب چهار امر : موالات و پیروی پیغمبر و ائمه اطهار علیهم السلام ، و خدمت به آنها و محبّت به ایشان و مقدم داشتن آنها بر دیگران ، چنانکه از فرموده حضرت که : در احسان به پیرو ما ، و خادم ما ، و محبّ ما ، و ایثارگر ما [بر هر چیز دیگر] رعایت کن . . . استفاده می شود .

و تردیدی نیست که این چهار صفت در دعا کننده برای مولایمان صاحب الزمان علیه السلام جمع است ، زیرا که دعا برای آن جناب نوعی از پیروی و خدمت و محبّت به امامان است و نیز ایثار کردن ایشان در دعا بر سایر افراد می باشد .

و نیز بر این مطلب دلالت می کند تمام آنچه در بشارتها برای مؤمن در اخبار بسیار وارد شده که در فروع کافی – باب مایعاین المؤمن و الکافر عند موته – و مجلّد سوّم بحار ( ۱۱۴۶ ) و غیر اینها آمده ، و ما به یک حدیث از کافی اکتفا می کنیم که برای عارف سالک بس است و هر که مایل باشد به کتابهای مزبور مراجعه نماید .

در کافی از محمد بن یحیی ، از احمد بن محمد ، از ابن سنان ( ۱۱۴۷ ) ، از عمار بن مروان است که گفت : شخصی که از حضرت ابی عبداللَّه صادق علیه

السلام شنیده بود برایم نقل کرد که : آن حضرت فرمود : به خدا سوگند از شما قبول می کند و سوگند به خدا که شما را می آمرزد ، میان هر یک از شما و جایگاهی که بر آن مورد غبطه است و خوشی و روشنی چشم در آن است جز اینقدر فاصله نیست که جانش به اینجا رسد – و با دست به گلویش اشاره کرد – آنگاه فرمود : وقتی چنین شود و به احتضار برسد ، رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم و علی علیه السلام و جبرئیل و ملک الموت علیهما السلام نزد او حاضر گردند ، آنگاه علی علیه السلام به او نزدیک می شود و می گوید : یا رسول اللَّه این شخص؛ ما خاندان را دوست می داشت پس او را دوست بدار ، و رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم به جبرئیل می فرماید : این شخص خدا و رسول او و خاندانش را دوست می داشته پس او را دوست بدار ، و جبرئیل به ملک الموت می گوید : این کسی است که خدا و رسول و خاندانش را دوست داشته است پس او را دوست بدار و بر او آسان بگیر ، پس ملک الموت به او نزدیک می شود و می گوید : ای بنده خدا آزادی گردنت را گرفتی ؟ تذکره تبرئه خود را گرفتی ؟ در زندگی دنیا به عصمت کبری متمسک شدی ؟ فرمود : پس خداوند او را توفیق می دهد که می گوید : آری ، سؤال می کند : آن چیست ؟ می گوید : ولایت علی بن ابی طالب .

ملک الموت گوید : راست گفتی ، و از آنچه

حذر داشتی خداوند تو را از آن ایمن نمود ، و به آنچه امیدوار بودی رسیدی ، مژده باد تو را به سلف صالح مرافقت با رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم و علی علیه السلام و فاطمه علیها السلام .

سپس به آسانی روحش را می گیرد ، و بعد کفنش از بهشت و حنوطش از مشک اذفر از بهشت نازل می گردد ، که به آن کفن و حنوط تجهیز ، و آنگاه با حُلّه زردی از حُلّه های بهشتی پوشانده می شود ، و چون در قبرش قرار دهند دری از درهای بهشت برایش گشوده می شود که از نسیم ملایم و بوی گلهای آن ، بر او برسد .

سپس به مقدار یک ماه ، راه از پیش رویش و از سمت راست و سمت چپش وسعت داده می شود . آنگاه به او گفته شود : همچون عروسی که بر رختخوابش آرام گیرد ، آسوده بخواب ، بشارت باد تو را به آسایش و استراحت و بهشت و نعمت ، و پروردگاری که ( بر تو ) غضبناک نیست . آنگاه آل محمد علیهم السلام را در جنان رضوی دیدار می کند ، با ایشان از غذایشان می خورد و از آبشان می آشامد ، و با آنان در مجالسشان سخن می گوید ، تا آن هنگام که قائم ما اهل البیت بپاخیزد . و چون قائم ما بپاخیزد ، خداوند تعالی آنان را برانگیزد ، پس لبیک گویان گروه گروه به سویش می آیند . در آن هنگام باطل جویان به تردید افتند ، و هتک کنندگان حرمتهای الهی از هم پاشیده شوند – که اندک خواهند بود – عجله

کنندگان هلاک گردند ، و آنها که فَرَج را نزدیک دانند نجات یابند . از این جهت است که رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم به علی علیه السلام فرمود : تو برادر منی و وعده من و تو وادی السلام باشد ( ۱۱۴۸ ) . . . .

وجه استشهاد به این روایت اینکه ، پیشتر اشاره کرده ایم ، و نیز بیان خواهیم کرد که دعا برای حضرت قائم علیه السلام و تعجیلِ فَرَج آن حضرت مایه کمال ایمان و ثبوت آن تا هنگام مرگ می باشد ، پس سبب غیر مستقیم است برای رستگاری به این فضیلت ، اضافه بر اینکه خود این دعا تمسّک به عصمت کبری – یعنی ولایت علی بن ابی طالب علیه السلام – است ، پس سبب رسیدن به این مقام می باشد .

و نیز از دلایل این موضوع روایتی است که در اصول کافی به سند صحیحی از ابن ابی عمیر از حکم بن مسکین از حضرت ابی عبداللَّه صادق علیه السلام که فرمود : هر کس به مؤمنی سروری رساند خداوند عز و جل از آن سرور مخلوقی می آفریند که به هنگام مرگ دیدارش کند و به او گوید : مژده باد تو را ای دوست خدا به کرامت و رضوان او . و همچنان با او خواهد بود تا اینکه داخل قبرش شود . باز همان سخن را گوید و چون از قبر برخیزد باز آن سخن را تکرار نماید . سپس همواره با او بماند و در مواقع ترس او را مژده دهد و همان سخن را بگوید . مؤمن از او پرسد . تو کیستی خدایت رحمت

کند ؟ می گوید : من آن سرور و شادمانی هستم که بر فلانی وارد ساختی ( ۱۱۴۹ ) .

می گویم : وجه دلالت اینکه : بدون تردید مولایمان صاحب الزمان و پدران گرامیش علیهم السلام از این دعا خرسند و مسرور می شوند ، پس این ثواب به نحو اتم بر آن مترتب است .

۳۶ – اجابت دعوت خدا و رسول او صلی الله علیه وآله وسلم

خداوند عز و جل می فرماید : « یا أیُّها الَّذینَ آمَنُوا اسْتَجیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إذا دَعاکُمْ لِما یُحْییکُمْ » ( ۱۱۵۰ ) ؛ ای کسانی که ایمان آورده اید اجابت کنید خدا و رسول را ، هرگاه شما را فرا خوانند بدان چه شما را زنده می کند .

بدون شک منظور از زندگی در این آیه ، زندگی ابدی و معیشت خوش و خرّم است که با پیروی کردن از پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم حاصل می گردد ، و قبلاً بیان کرده ایم که تمام آنچه جانشینان معصوم پیغمبر امر نموده یا انجام داده اند ، امر و فرمان خدا و رسول است . و از مباحث گذشته و آینده اهتمام امامان علیهم السلام در دعا برای مولایمان صاحب الزمان و تعجیل فرج و ظهور آن حضرت – صلوات اللَّه علیه – معلوم گشته و جایی برای تأمل و تردید نیست که اهتمام بنده در این امر بزرگ اجابت دعوت خدا و رسول او صلی الله علیه وآله وسلم می باشد .

این معنی تحت عناوین دیگری نیز در آیات مختلف قرآن آمده است از جمله فرموده خدای تعالی : « یا أیُّها الَّذینَ آمنُوا أطیعُوا اللَّهَ وَ أطیعُوا الرَّسُولَ وَ اوُلی الأمْرِ مِنکُمْ » ( ۱۱۵۱ ) ؛ ای کسانی که

ایمان آورده اید اطاعت کنید خدا را و اطاعت کنید رسول و اولی الأمر از خودتان را .

و نیز تمام آیاتی که به انجام کارهای نیک امر می کند و تأسّی جستن و پیروی و اظهار محبّت نسبت به پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم را دستور می دهد .

۳۷ – قرار گرفتن در درجه امیرمؤمنان علی علیه السلام

دلیل بر اینکه دعاکننده برای تعجیل فرج و ظهور مولی صاحب الزمان علیه السلام روز قیامت همراه امیرمؤمنان علیه السلام در درجه اش خواهد بود ، روایتی است که در کمال الدین از آن حضرت آمده که فرمود : قائم ما را غیبتی است که مدتش طول می کشد ، گویی شیعه را می بینم که در دوران غیبت او بسان گوسفندی که دنبال چراگاه می گردد ، دنبال چراگاهند امّا آن را نمی یابند ، توجه کنید که هر یک از آنان بر دین خود ثابت بماند و دلش بر اثر طول غیبت امامش قساوت نگیرد ، روز قیامت با من در درجه ام خواهد بود .

سپس فرمود : به درستی که چون قائم ما علیه السلام بپاخیزد ، برای احدی در گردنش بیعتی نخواهد بود . به همین جهت ولادتش مخفیانه انجام می گیرد و خودش از انظار غایب می شود ( ۱۱۵۲ ) .

بیان استدلال به دو وجه است :

یکم : اینکه دعا برای تعجیل فرج و ظهور مولایمان صاحب الزمان علیه السلام نشانه پایداری و ثبات ایمان و دین است . چون اگر – اَلْعَیاذُ بِاللَّهِ – در این امر تردید داشت برای تحقق یافتن آن تضرّع و دعا نمی کرد ، بنابراین در عداد کسانی است که بر دین خود ثابت مانده اند و امیرمؤمنان علیه السلام به

ایشان آن ثواب بزرگ را وعده داده است .

دوم : اینکه این دعا سبب کامل شدن ایمان و ثبوت آن برای انسان می شود ، به این گونه که از فتنه های آخر الزمان نجات می یابد . همانطور که مولای ما ابومحمد امام حسن عسکری علیه السلام به احمد بن اسحاق قمی فرمود : به خدا سوگند غیبتی طولانی خواهد داشت که در آن دوران از هلاکت نجات نمی یابد مگر کسی که خداوند او را بر اقرار به امامتش ثابت بدارد ، و به دعا کردن برای تعجیل فرجش توفیق دهد . . . .

که تمام این حدیث در بخش چهارم کتاب گذشت . پس دعا برای آن حضرت سبب آن است که دعا کننده در درجه امیرالمؤمنین علیه السلام باشد ، چون سبب ثابت ماندن ایمان در زمان غیبت صاحب الزمان علیه السلام است .

مؤید اینکه این دعا سبب کمال ایمان است آنکه : این عمل خیراندیشی برای اهل بیت پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم می باشد که مایه کامل شدن ایمان است . چنانکه صدوق رحمه الله در مجالس خود از مولای ما حضرت کاظم علیه السلام از پدرانش از رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم آورده که فرمود : هر کس وضویش را کامل گیرد و نمازش را خوب بخواند ، و زکات دراییش را بپردازد ، و زبانش را حفظ نماید ، و خشمش را فرو نشاند ، و برای گناهش استغفار کند ، و خیرخواهیش را نسبت به خاندان پیامبرش صلی الله علیه وآله وسلم انجام دهد ، حقایق ایمان را کامل گردانیده و درهای بهشت برایش گشوده است

( ۱۱۵۳ ) .

۳۸ – محبوبترین خلایق نزد خداوند

دعا کننده برای مولای ما صاحب الزمان علیه السلام و برای تعجیل فرج و ظهور آن جناب محبوب ترین افراد نزد خدای تعالی است ، زیرا که او به عموم مؤمنین نفع رسانیده ، و نیز شادمانی و سرور را بر ائمه اطهار و خاندان رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم وارد ساخته است .

شیخ اقدم ثقه الاسلام محمد بن یعقوب کلینی قدس سره در اصول کافی به سند موثّقی از حضرت ابی عبداللَّه صادق علیه السلام روایت کرده که رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود : خلایق عیال خداوند هستند ، پس محبوب ترین افراد نزد خداوند آن است که به عیال خداوند نفع رساند و خاندانی را مسرور نماید ( ۱۱۵۴ ) .

و نیز به سند مرسلی از حضرت ابوعبداللَّه صادق علیه السلام آمده که فرمود : از رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم سؤال شد : محبوبترین مردم نزد خداوند چه کسی است ؟ فرمود : سودمندترین افراد به حال مردم ( ۱۱۵۵ ) .

می گویم : سرور و شادمانی پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم و امامان علیهم السلام به دعا کردن برای حضرت قائم عجّل اللَّه فرجه امری روشن و واضح است . و امّا اینکه این دعا نفع دهنده به تمام مؤمنین بلکه همه اهل عالم است ، به دو وجه بیان می شود :

اول : آنچه در بخش چهارم – حرف نون – گذشت که تمام اهل عالم به ظهور آن حضرت نفع می برند . پس دعا برای تعجیل آن ، سود رسانی به اهل جهان است .

دوم : در مکرمت

چهل و چهارم خواهد آمد که خداوند متعال به برکت دعا کنندگان برای فرج و ظهور آن حضرت ، عقوبت را از اهل زمین دور می سازد ، ان شاء اللَّه تعالی .

۳۹ – گرامی ترین خلایق نزد رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم

از آنچه در مکرمت بیست و یکم گفته شد که دعا کننده برای مولی صاحب الزمان علیه السلام از برادران پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم می باشد ، این مکرمت نیز استفاده می شود ، چون واضح است که برادران آن حضرت ، گرامی ترین افراد نزدش می باشند .

و نیز مؤید این معنی روایتی است که در بحار به سند خود از رفاعه بن موسی و معاویه بن وهب از حضرت امام صادق علیه السلام آورده که فرمود : رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود : خوشا به حال کسی که قائم اهل بیتم را دریابد در حالی که پیش از قیامش به او اقتدا کرده باشد ، دوست او را دوست بدارد و از دشمنش بیزاری جوید و ولایت امامان هدایت کننده پیش از او را داشته باشد . آنها رفقای من و اهل دوستی و مودّت من و گرامی ترین افراد امتم بر من می باشند . ( به روایت رفاعه ) : و گرامی ترین خلق خدا نزد من ( ۱۱۵۶ ) .

چون دعا برای فرج و ظهور آن حضرت از اقسام اقتدا کردن به او است ، چنانکه در حدیث ولادتش آمده که خودش برای این امر دعا کرد و گفت : اللّهُمَّ أنجِزْلی وَعْدی ، وَ أتِممْ لی أمْری وَ ثبِّت وَ طْاَتی ، وَ امْلاَءِ الأرضَ بی عدلاً وَ قسطاً؛ پروردگارا وعده مرا تنفیذ کن و أمرِ [قیام]

مرا به اتمام رسان و گامهایم را استوار گردان و زمین را به واسطه من پر از عدل و داد گردان ( ۱۱۵۷ ) .

و در کمال الدین از عبداللَّه بن جعفر حمیری است که گفت : از محمد بن عثمان عَمْری پرسیدم : آیا صاحب این امر را دیده ای ؟ گفت : آری ، و آخرین باری که او را دیدم کنار بیت اللَّه الحرام بود ، در حالی که می گفت : بار خدایا آنچه به من وعده داده ای تنفیذ کن ( ۱۱۵۸ ) .

و نیز در همان کتاب از عبداللَّه بن جعفر حمیری است که گفت : شنیدم محمد بن عثمان عَمْری رحمه الله می گفت : آن حضرت – صلوات اللَّه علیه – را دیدم که به دامن کعبه – رکن مستجار – چنگ زده بود و می گفت : خدایا از دشمنانم انتقام بگیر ( ۱۱۵۹ ) .

۴۰ – داخل شدن به بهشت به ضمانت رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم

دلیل بر این – اضافه بر آنچه قبلاً گذشت که این دعا مایه شفاعت است – روایتی است که صدوق در خصال مسنداً آورده که رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود : هر کس پنج چیز را برای من ضامن شود ، بهشت را برای او ضمانت کنم . گفته شد : یا رسول اللَّه آنها چیست ؟ فرمود : نصیحت برای خداوند عز و جل ، و نصیحت [و خیرخواهی] برای رسول او ، و نصیحت برای کتاب خدا ، و نصیحت برای دین خدا ، و نصیحت برای جامعه مسلمین ( ۱۱۶۰ ) .

می گویم : نصیحت ، خیرخواهی است ، و تردیدی نیست که تمام اقسام پنج گانه فوق

با دعا کردن برای تعجیل فرج مولایمان صاحب الزمان علیه السلام حاصل می شود ، زیرا که با ظهور آن حضرت غم و ناراحتی از اولیای خدا برطرف شده و رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم مسرور گشته و احکام کتاب الهی آشکار شده ، و دین خدا بر جهان غالب و فرج برای جامعه مسلمین حاصل خواهد گشت .

۴۱ – مشمول دعای رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم

در احتجاج آمده که رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم پس از یاد کردن أئمه اطهار علیهم السلام دستهای خود را به دعا برداشت و گفت : خدایا دوست بدار هر کس خلفای مرا دوست بدارد و ولای امامان امتم را پس از من داشته باشد ، و دشمن بدار هر آنکه با آنها دشمنی کند ، و هر که آنها را یاری کند یاریش کن و هر کس خواریشان را بخواهد خوارش گردان ( ۱۱۶۱ ) . . . .

و بدون شک دعا برای مولی صاحب الزمان علیه السلام موالات و یاری آن حضرت و تمام امامان بر حق علیهم السلام است . [و چنین کسی مشمول دعای خیر رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم می شود] . مطالب دیگری که دلالت بر این معنی دارد نیز خواهد آمد ان شاء اللَّه تعالی .

۴۲ – آمرزش گناهان و مبدّل شدن سیئات به حسنات

بر این امر دلالت می کند روایتی که شیخ احمد بن فهد حلّی رحمه الله در کتاب عدّه الداعی از رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم آورده که فرمود : هیچ قومی به ذکر خدای عز و جل ننشینند مگر اینکه فرشته ای از آسمان آنان را آواز دهد که : برخیزید به تحقیق که سیئات شما مبدّل به حسنات شد و همگیتان آمرزیده شدید ( ۱۱۶۲ ) .

وجه دلالت اینکه : دعا برای مولایمان صاحب الزمان علیه السلام از اقسام ذکر خداوند است . پس در هر جلسه ای که مؤمن برای مولایش دعا کند به این مکرمت نائل گردیده است . دلیل بر اینکه یاد آن حضرت از اقسام ذکر خدا است ، روایتی است که در

وسائل و کافی از حضرت ابی عبداللَّه صادق علیه السلام آمده که فرمود : هر آن گروه که در جلسه ای گرد هم آیند و ذکر خدا نکنند ، و از ما یاد ننمایند ، جز این نیست که آن مجلس روز قیامت مایه حسرت آنها خواهد بود .

سپس فرمود : ابوجعفر علیه السلام می فرمود : ذکر ما از [اَقسام] ذکر خدا است ، و یاد دشمنان ما از [مصادیق] یاد شیطان می باشد ( ۱۱۶۳ ) .

۴۳ – وسیله تأیید خداوند در عبادت

مداومت در دعا برای مولایمان صاحب الزمان علیه السلام سبب می شود که خداوند متعال انسان را در عبادت تأیید می نماید . دلیل بر آن روایتی است در عدّه الدّاعی از پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم آمده که فرمود : خداوند سبحان فرموده : هرگاه بدانم که اشتغال به من بر بنده ام غالب است ، شهوتش را در سؤال و مناجات خودم قرار می دهم ، و هرگاه بنده ام چنین شد ، پس اگر خواست اشتباه کند بین او و اشتباه کردنش حایل شوم ، حقا که آنان اولیای من هستند ، حقا که آنان قهرمانان اند ( ۱۱۶۴ ) .

بیان دلالت اینکه : همانطور که آیات و روایات دلالت دارند ، دعا از مهمترین اقسام عبادتها می باشد و شکی نیست که ارزنده ترین و عظیم ترین انواع دعا آن است که برای کسی باشد که خداوند حقش را بر تمام خلایق واجب ساخته ، و به برکت وجود او فیض به همه موجودات رسیده است ، و نیز بدون تردید مراد از إشتغال به خداوند ، مشغول بودن به عبادت او است ، و همان است که مداومت بر آن

سبب می شود که خداوند انسان را در عبادت تأیید و مدد نماید ، و او را از اولیای خود قرار دهد . نتیجه اینکه : مواظبت و مداومت در دعا برای مولایمان صاحب الزمان علیه السلام و درخواست فرج و ظهور آن حضرت از خداوند موجب حصول این فایده عظیم می گردد . بنابراین بر اهل ایمان لازم است که در هر زمان و مکان به این امر اهتمام ورزند .

و از اموری که مناسب و مؤید این مطلب است اینکه ، برادر عزیز ایمانی فاضل مؤیَّد به تأیید سبحانی ، آقا میرزا محمد باقر اصفهانی ( ۱۱۶۵ ) – که خداوند بر بزرگیش بیفزاید و آنچه آرزومند است به او عنایت فرماید – همین روزها برایم نقل کرد که : شبی از شبها در خواب – یا بین خواب و بیداری – مولایم امام همام حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام را دیدم که نزدیک به این تعبیر ، فرمود : بر منبرها به مردم بگویید و به آنها امر کنید که توبه کنند و برای فرج و تعجیل ظهور حضرت حجّت علیه السلام دعا نمایند ، و این دعا مثل نماز میّت نیست که واجب کفایی باشد و با انجام دادن آن از سوی بعضی از مکلّفین از سایرین ساقط گردد ، بلکه مانند نمازهای یومیه است که بر تمام مکلّفین واجب است آن را انجام دهند . . . .

۴۴ – دفع عقوبت از اهل زمین

خداوند متعال به برکت دعا کنندگان برای مولایمان صاحب الزمان علیه السلام عذاب و عقوبت را از اهل زمین دفع می نماید . تقریر این مطلب به دو گونه است :

اوّل

: در آخر حدیث قدسی که از عدّه الدّاعی قبلاً آوردیم چنین است : . . . آنهایند که اگر خواسته باشم زمین را به کیفر و عقوبت هلاک گردانم ، به خاطر آن قهرمانان از آنها ( اهل زمین ) دفع نمایم ( ۱۱۶۶ ) .

دوّم : در کمال الدین به سند خود از حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام آورده که فرمود : زمانی بر مردم خواهد رسید که امام آنها از ایشان غایب شود ، خوشا به حال آنان که در آن زمان بر امر ما پایدار بمانند ، کمترین چیز از ثواب که به آنها رسد اینکه ، خداوند متعال به آنها ندا کند : بندگان و کنیزان من به سرّ من ایمان آوردید و غیب مرا تصدیق کردید ، پس بشارت باد شما را به ثواب نیک از من . ای بندگان و کنیزانم حقّا که از شما قبول می کنم و شما را عفو می نمایم و شما را می آمرزم ، و به شما بندگانم را از باران سیراب گردانم و بلا را از آنها دفع نمایم ، اگر شما نبودید عذابم را بر آنها نازل می کردم ( ۱۱۶۷ ) . . . .

وجه استشهاد برای بیان مقصود اینکه ، اهتمام و مداومت در دعا برای حضرت صاحب الزمان علیه السلام سبب پایدار ماندن بر سنّت و شیوه امامان علیهم السلام است ، و بدین ترتیب وسیله ای می شود برای رسیدن به این مکرمت ارزنده .

۴۵ – ثواب کمک و یاری مظلوم

اینکه امام عصر – ارواحنا فداه – مظلوم است ، بر کسی پوشیده نیست .

و امّا حُسن نصرت و یاری مظلوم ، به

دلالت عقل و نقل ثابت است . چنانکه در بحار و غیر آن از امام صادق علیه السلام آمده که فرمود : خداوند عزّ و جل یار مؤمن است تا وقتی که مؤمن در یاری برادر مؤمنش باشد ( ۱۱۶۸ ) .

و از آن حضرت است که فرمود : هیچ مؤمنی مظلومی را یاری نکند مگر اینکه بهتر است از روزه یک ماه و اعتکاف آن در مسجد الحرام ، و هر مؤمنی برادرش را یاری کند در حالی که قدرت بر یاریش داشته باشد ، خداوند او را در دنیا و آخرت یاری نماید ( ۱۱۶۹ ) .

و از آن حضرت منقول است که فرمود : هر کس به فریاد برادر مؤمن ستمدیده خود برسد – به قدر توانش – غم او را برطرف سازد ، و او را در برآورده شدن حاجتش یاری نماید ، بدین کار نزد خداوند هفتاد و دو رحمت برای او خواهد بود ، یکی از آنها را به زودی به او رساند که زندگیش را سامان دهد ، و هفتاد و یک رحمت را برای اهوال و صحنه های ترسناک قیامت ذخیره نماید ( ۱۱۷۰ ) .

و روایات دیگری که ذکر آنها مایه طولانی شدن مطلب است ، و همین مقدار که آوردیم برای خردمندان کافی است .

و امّا اینکه دعا برای حضرت صاحب الأمر و تعجیل فرج و ظهور آن جناب ، اعانت و کمک به او می باشد : سابقاً گفتیم : دعا برای صاحب الزمان علیه السلام از اقسام یاری آن حضرت به زبان است . توضیح اینکه ، منظور از اعانت و

یاری آن است که اقدام به امری بشود که در حقیقت سبب – یا جزئی از سبب – باشد ، و یا در نظر یاری کننده برای دفع زیان یا جلب منفعت یا قضاء حاجت از برای کسی که یاری می شود . و این عنوان در دعا برای مولای ما صاحب الزمان علیه السلام ثابت است ، زیرا که مؤثر بودن دعا در هر یک از امور یاد شده به روایات بسیاری که در کتابهای معتبر آمده ثابت شده است . چنانکه در باب فضل دعاء کتابهای کافی ، وسائل ، و بحار ، احادیث در این باره رسیده است . پس چون مؤمن در دعا برای زدودن همّ و غمّ و اندوه از قلب امام بزرگوارش کوشش کند و تعجیل ظهور او را از درگاه خداوند بخواهد – با شرایطی که در جای خود گفته شده – اثر آن به مقتضای وعده الهی حاصل می گردد .

از بیان گذشته معلوم شد که دعا ، کمک و یاری امام است ، به اضافه امر مطاع آن حضرت که در توقیع شریف آمده : و بسیار دعا کنید برای تعجیل فرج که همانا آن فرج شما است ( ۱۱۷۱ ) . . . .

آن حضرت از دوستان خود حاجتی را خواسته که آنها می توانند به آن اقدام نمایند و آن زیاد دعا کردن برای تعجیل فرج است . در مکرمت بیست و دوم مطالب مناسبی شاهد بر این موضوع گذشت ، در مکرمت چهل و نهم نیز به طور واضحی بیان خواهد گشت .

و در حدیثی که در کافی روایت شده ، از عیسی

بن ابی منصور آمده : امام صادق علیه السلام بی مقدمه به عبداللَّه بن ابی یعفور فرمود : ای پسر ابویعفور رسولخدا صلی الله علیه وآله وسلم فرمود : شش خصلت است که در هر کس باشد در پیشگاه خداوند عز و جل و جانب راست او باشد . ابن ابی یعفور گفت : فدایت گردم آنها چیست ؟ فرمود : مرد مسلمان دوست بدارد برای برادرش آنچه را که برای عزیزترین خاندانش دوست می دارد ، و ناخوش دارد برای برادرش آنچه را که برای عزیزترین خاندانش خوش ندارد ، و در دوستی با او صمیمیّت داشته باشد .

ابن ابی یعفور گریه کرد و گفت : چگونه با او صمیمیّت کند ؟ امام صادق علیه السلام فرمود : هرگاه به آن مرتبه برسد همه آنچه در دل دارد به او می گوید ، پس اگر خوشحال شد او هم مسرور می گردد ، و هرگاه اندوهگین باشد او نیز محزون می شود ، و اگر بتواند ناراحتی هایش را برطرف می سازد و گرنه برای او به درگاه خداوند دعا می کند ( ۱۱۷۲ ) . . . .

در این حدیث ، امام صادق علیه السلام دعا کردن را برای کسی که به گونه دیگری نمی تواند کمک نماید ، کمک و گره گشایی دانسته است . تمام این حدیث با شرح بعضی از قسمتهای آن – به خواست خدا – خواهد آمد .

و شاهد بر موضوع مورد بحث و مؤید آن قسمتی از دعای حضرت سیّد السّاجدین علیه السلام برای رزمندگان و مرابطین است . در این دعا آمده : پروردگارا و هر آن بنده مسلمانی که رزمنده یا مرزبانی را در امور خانه اش

جانشین شود ، یا در غیاب او متعهد نگهداری خانواده اش گردد ، و یا او را با مقداری از دارایی خود کمک رساند و یا در ابزارهای جنگی وی را مدد نماید ، یا او را به جهاد برانگیزاند ، و یا اینکه او را در راهی که پیش رو دارد دعا کند ، یا حرمتش را در پشت سرش حفظ نماید ، پس [خدایا ]برای او نیز سنگ به سنگ و وزن به وزن و مثل به مثل آن ( رزمنده یا مرزبان ) پاداش ده ( ۱۱۷۳ ) . . . .

چنانکه می بینید امام سجّاد علیه السلام دعا برای رزمندگان و مرزبانان را از اقسام اعانت و کمک آنها توصیف کرده و برای دعا کنندگان ، مقدار اجرشان خواسته شده است .

و باید گفت : از اقسام اعانت و یاری به وسیله دعا ، دعا برای هلاکت و نابودی دشمنان و ظلم کنندگان آن حضرت است ، که تردیدی نیست دعای مؤمن برای نابودی ظالمین – در صورتی که با شرایط بیان شده در روایات ائمه اطهار علیهم السلام مقرون باشد – مؤثر است . پس هرگاه مؤمن نتواند دشمنان امام خود را به وسیله ابزارهای جنگی از قبیل نیزه و شمشیر به قتل برساند ، ولی با دعا می تواند این کار را انجام دهد ، بر او واجب است که به همین وسیله در عداد یاران و انصار آن حضرت قرار گیرد . لذا از امامان علیهم السلام برانگیختن بر لعنت و نفرین دشمنانشان و دعا برای هلاکت آنها رسیده است ، چنانکه از دعاهایی که امامان علیهم السلام بیان

داشته اند – و در بخشهای ششم و هفتم خواهد آمد – این امر به وضوح مشاهده می شود .

۴۶ – آثار تواضع و تجلیل بزرگتر

مقدمه

آثار و فواید تجلیل و احترام بزرگتر و تواضع نسبت به او ، بر این دعا مترتب است . در این باره چند موضوع را مورد بررسی قرار می دهیم :

اوّل : بیان آثار و فواید تواضع .

دوّم : معنی تواضع

سوّم : بیان انواع تواضع و چگونگی حصول آن به دعا کردن برای خاتم اوصیا آخرین امام عجل اللَّه تعالی فرجه الشریف .

به دلیل طولانی بودن مبحث دعا برای حضرت , این بخش را به چند بخش تقسیم کردیم , میتونید بخشهای مختلف رو در زیر ببینید.

دعا برای فرج حضرت حجه ابن الحسن, بخش اول

دعا برای فرج حضرت حجه ابن الحسن, بخش دوم

دعا برای فرج حضرت حجه ابن الحسن, بخش سوم

دعا برای فرج حضرت حجه ابن الحسن, بخش پنجم

دعا برای فرج حضرت حجه ابن الحسن, بخش ششم

 

منابع این قسمت

 

۱۰۹۰ ) سوره قصص ، آیه ۸۸ .

۱۰۹۱ ) بحار الانوار ، ۶ / ۳۳۱ .

۱۰۹۲ ) احتجاج ، ۲ / ۹۷ .

۱۰۹۳ ) نهج البلاغه خطبه ۱۸۴ . ( خطبه ۲۲۸ ، ص ۷۴۲ فیض ) .

۱۰۹۴ ) سوره نساء ، آیه ۵۸ .

۱۰۹۵ ) سوره انفال ، آیه ۲۷ .

۱۰۹۶ ) سوره انفال ، آیه ۲ .

۱۰۹۷ ) سوره بقره ، آیه ۷۴ .

۱۰۹۸ ) کافی ج ۱ ، ص ۱۹۴ .

۱۰۹۹ ) خرایج ، فصل اعلام محمد بن علی الباقر علیه السلام .

۱۱۰۰ ) مکارم الاخلاق ، ۲۸۴ .

۱۱۰۱ ) کافی ، ۲ / ۱۵۰ .

۱۱۰۲ ) کافی ، ۲ / ۱۵۰ .

۱۱۰۳ ) کافی ، ۲ / ۱۵۲ ح ۱۲ .

۱۱۰۴ ) کافی ، ۲ / ۱۵۲ ح ۱۳ .

۱۱۰۵ ) کافی ، ۲ / ۱۵۲ ح ۱۴ .

۱۱۰۶) کافی ، ۲ / ۱۵۲ ح ۱۶ .

۱۱۰۷ ) کافی ، ۲ / ۱۵۵ ح ۲۱ .

۱۱۰۸ ) سوره رعد ، آیه ۲۱ .

۱۱۰۹ ) کافی ، ۲ / ۱۵۶ ح ۲۸ .

۱۱۱۰ ) سوره نساء ، آیه ۱ ، و کافی ، ۲ / ۱۵۶ ، ح ۲۶ .

۱۱۱۱ ) تفسیر امام حسن عسکری علیه السلام ، ص ۱۱۳ .

۱۱۱۲ ) بحار الانوار ، ۴۶ / ۲۳۹ .

۱۱۱۳ ) سوره مائده ، آیه ۲ .

۱۱۱۴ ) سوره حج ، آیه ۴۰ .

۱۱۱۵ ) سوره محمد ، آیه ۷ .

۱۱۱۶ ) بحار الانوار ، ۴۵ / ۲۵۷ .

۱۱۱۷ ) سوره ص ، آیه ۶۲ .

۱۱۱۸ ) سوره ص ، آیه ۶۳ .

۱۱۱۹ ) سوره مطففین ، آیه ۳۴ .

۱۱۲۰ ) سوره فصلت ، آیه ۴۴ .

۱۱۲۱ ) سوره بقره ، آیه ۲ .

۱۱۲۲ ) سوره بقره ، آیه ۲ .

۱۱۲۳ ) سوره یونس ، آیه ۲۰ .

۱۱۲۴ ) سوره اعراف ، آیه ۴۶ .

۱۱۲۵ ) تفسیر قمی ، ۱ / ۲۳۱ .

۱۱۲۶ ) مجمع البیان ، ۴ / ۴۲۳ .

۱۱۲۷ ) البرهان ، ۲ / ۱۸ .

۱۱۲۸ ) البرهان ، ۲ / ۱۸ .

۱۱۲۹ ) مجمع البیان ، ۴ / ۴۲۳ .

۱۱۳۰ ) سوره بقره ، آیه ۶۲ .

۱۱۳۱ ) کافی ، ۱ / ۴۳۶ .

۱۱۳۲ ) سوره کهف ، آیه ۱۱۰ .

۱۱۳۳ ) تفسیر عیاشی ، ۲ / ۳۵۳ .

۱۱۳۴ ) سوره بقره ، آیه۸۲ .

۱۱۳۵ ) مرآه الانوار ، ۲۰۸ .

۱۱۳۶ ) سوره بقره ، آیه ۱۱۲ .

۱۱۳۷ ) سوره نحل ، آیه ۹۰ .

۱۱۳۸ ) تفسیر عیاشی ، ۲ / ۲۶۸ .

۱۱۳۹ ) سوره آل عمران ، آیه ۱۶۹ .

۱۱۴۰ ) سوره یونس ، آیه ۶۲ .

۱۱۴۱ ) کمال الدین ، ۲ / ۳۵۷ .

۱۱۴۲ ) سوره احقاف ، آیه ۱۳ .

۱۱۴۳ ) کافی ، ۱ / ۲۲۰ .

۱۱۴۴ ) سوره اعراف ، آیه ۴۶ .

۱۱۴۵ ) تفسیر قمی ، ۱ / ۲۳۱ .

۱۱۴۶ ) الکافی ، ۳ / ۱۲۸؛ بحار الانوار ، ۶ / ۱۷۳ .

۱۱۴۷ ) منظور از ابن سنان در اینجا ، محمد بن احمد بن سنان است که از عمار بن مروان روایت می کند – چنانکه در رجال کبیر و منتهی المقال تصریح شده است – می گویم : اقوی – به پیروی از عده ای از محققین – آن است که به روایت محمد بن سنان اعتماد شود و او مورد وثوق و اطمینان است چنانکه سید اجل علی بن طاووس و دیگران گفته اند . و محمد بن یحیی همان معروف به عطار است و احمد بن محمد همان ابن عیسی اشعری قمی می باشد و عمار بن مروان مولی ( = وابسته ) بنی ثوبان است و همگی آنها – چنانکه علمای رجال گفته اند – ثقه هستند . ( مؤلف ) .

۱۱۴۸ ) فروع کافی ، ۳ / ۱۲۸ .

۱۱۴۹ ) کافی ، ۲ / ۱۹۱ .

۱۱۵۰ ) سوره انفال ، آیه ۲۴ .

۱۱۵۱ ) سوره نساء، آیه ۵۹ .

۱۱۵۲ ) کمال الدین ، ۱ / ۳۰۳ .

۱۱۵۳ ) امالی صدوق ، ۱ / ۲۷۴ ، مجلس ۵۴ .

۱۱۵۴ ) کافی ، ۲ / ۱۶۴ .

۱۱۵۵ ) کافی ، ۲ / ۱۶۴ .

۱۱۵۶ ) بحار الانوار ، ۵۲ / ۱۲۹ .

۱۱۵۷ ) بحار الانوار ، ۵۱ / ۱۳ .

۱۱۵۸ ) کمال الدین ، ۲ / ۴۴۰ .

۱۱۵۹ ) کمال الدین ، ۲ / ۴۴۰ .

۱۱۶۰ ) خصال صدوق ، ۱ / ۲۹۴ .

۱۱۶۱ ) احتجاج ، ۱ / ۸۸ .

۱۱۶۲ ) عدّه الداعی ، ۲۳۸ .

۱۱۶۳ ) وسائل الشیعه ، ۴ / ۱۱۸۰ و کافی ، ۲ / ۴۹۶ .

۱۱۶۴ ) عده الداعی ، ۲۳۵ .

۱۱۶۵ ) فقیه ایمانی مؤلف کتاب الفوز الاکبر فیما یتعلق بامام العصر علیه السلام . [ از آثار ارزشمندی است که به زبان فارسی تألیف شده ، و در این سالهای اخیر منتشر شده است . مترجم] .

۱۱۶۶ ) عدّه الدّاعی ، ۲۳۵ .

۱۱۶۷ ) کمال الدین ، ۱ / ۳۳۰ .

۱۱۶۸ ) بحار الانوار ، ۷۵ / ۲۰ .

۱۱۶۹ ) بحار الانوار ، ۷۵ / ۲۰ .

۱۱۷۰ ) بحار الانوار ، ۷۵ / ۲۱ .

۱۱۷۱ ) بحار الانوار ، ۵۲ / ۲۱ .

۱۱۷۲ ) کافی ، ۲ / ۱۷۲ .

۱۱۷۳ ) صحیفه سجادیه ، دعای بیست و هفتم .