قسمتی از حقوق و مراحم آن حضرت نسبت به ما

حقوق آن بزرگوار بر ما بسیار و الطاف و مراحمش بیرون از شمار است ، بلکه همچون دریای خروشان و موّاجی است که غوّاصی در آن نتوانم کرد ، ولی به مقدار کف دستی از آن برمی گیرم ، و در پی تقرّب به درگاهش ره می پویم ، و توفیق از خدا است و بس ، بر او توکل دارم و به سوی او روی آورم .

اول : حقّ وجود و هستی

خداوند به برکت وجود آن حضرت تو و هر موجودی را آفرید ، و اگر او نبود هیچ کس نبود ، بلکه اگر او نبود نه زمین وجود می یافت و نه فلک بر این معنی روایاتی دلالت دارد از جمله :

۱ – از توقیعات شریفه آن حضرت در کتاب اَلْاحتِجاج آمده است که فرمود : « وَ نَحْنُ صَنایِعُ رَبِّنا وَ الْخَلْقُ بَعْدُ صَنایِعُنا . . . » ( ۵۲ ) .

البته معنی این سخن بر دو وجه وارد است : یکی همان است که در توقیع دیگری در همان کتاب آمده : جماعتی از شیعیان اختلاف کردند در اینکه آیا خداوند آفرینش و روزی دادن مخلوق را به ائمه علیهم السلام واگذار کرده ؟ پس عدّه ای گفتند : که این محال است زیرا که اجسام را کسی جز خدای نمی تواند خلق کند ، ولی عدّه ای دیگر گفتند : خداوند قدرت خلق را به ائمه واگذار نموده است و آنان آفریده و روزی بخشیده اند ، و در این مسئله اختلاف شدیدی بین آنها درگرفت تا اینکه شخصی پیشنهاد کرد که چرا به سراغ ابوجعفر محمد بن عثمان نمی روید که از او سؤال

کنید تا حقّ را برای شما آشکار سازد ؟ چون که راه به سوی امام زمان اوست ، همه به این معنی راضی شدند و نامه ای به ابوجعفر نوشتند در آن نامه مسئله را توضیح دادند پس از طرف امام عصر عجل اللَّه تعالی فرجه توقیع آمد که : خداوند تعالی خود اجسام را آفرید و روزیها را تقسیم کرد زیرا که نه جسم است و نه در جسمی حلول کرده ، هیچ چیز مثل او نیست و او است شنوای بینا ، و امّا امامان؛ از خداوند تعالی درخواست می کنند و او می آفریند و او روزی می دهد به خاطر

اجابت درخواست آنها و تعظیم حقّ ایشان ( ۵۳ ) .

حاصل این وجه اینکه امام زمان و پدران بزرگوارش علیهم السلام واسطه هستند در رساندن فیضهای الهی به سایر مخلوقات ، و به همین معنی در دعای ندبه اشاره شده که : « اَیْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَیْنَ الْاَرْضِ وَ السَّماء » ؛ کجاست آن وسیله ای که فیوضات آسمان را به اهل زمین می رساند .

البته نسبت دادن فعل به سبب و واسطه در لغت و عرف بسیار است .

وجه دوم اینکه : مقصود از آفرینش تمام آنچه خداوند متعال آفریده آن حضرت و پدران طاهرینش می باشند ، یعنی اینها علّت غایی آفرینش هستند و آنچه هست به خاطر اینها آفریده شده است .

مؤیّد این وجه روایتی است که از امیرالمؤمنین علی علیه السلام آمده : « نَحْنُ صَنایِعُ رَبِّنا وَ الْخَلْقُ بَعْدُ صَنایِعُ لَنا » ( ۵۴ )

و احادیث فراوانی بر این معنی دلالت دارد از جمله :

روایت مسندی است که

شیخ صدوق در کتاب کمال الدین از حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام از پدرش موسی بن جعفر از پدرش جعفر بن محمد از پدرش محمد بن علی از پدرش علی بن الحسین از پدرش حسین بن علی از پدرش علی بن ابی طالب علیهم السلام آورده است که پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود : خداوند مخلوقی از من بهتر نیافریده و آفریده ای نیست که نزد او گرامی تر از من باشد .

علی علیه السلام فرماید : عرض کردم : یا رسول اللَّه تو بهتری یا جبرئیل ؟ فرمود : یا علی خداوند تبارک و تعالی پیغمبران مرسل را بر فرشتگان مقرَّب خویش برتری داده و مرا بر همه پیغمبران و مرسلین برتری بخشیده ، و ای علی؛ بعد از من برتری از آنِ تو و امامان بعد از توست ، زیرا که فرشتگان خدمتگزار ما و دوستان ما هستند ، یا علی آنان که عرش را حمل نموده و یا اطراف آنند تسبیح به حمد پروردگارشان گویند و برای آنان که به ولایت ما گرویدند طلب آمرزش کنند ، ای علی؛ اگر ما نبودیم خداوند آدم و حوا و بهشت و دوزخ و آسمان و زمین را نمی آفرید ، چگونه ما از فرشتگان برتر نباشیم و حال آن که در توحید و خداشناسی پیشی گرفتیم ، و در معرفت و تسبیح و تقدیس و تهلیل پروردگارشان عزّ و جل بر آنها سبقت جستیم ، زیرا که نخستین چیزی که خداوند آفرید ارواح ما بود ، خداوند ما را به توحید و تمجید خود گویا ساخت ، سپس فرشتگان را آفرید و

چون ارواح ما را یک نور مشاهده کردند امور ما را عظیم شمردند پس ما تسبیح گفتیم تا فرشتگان بدانند که ما هم مخلوق هستیم و آفریدگار از صفات ما منزَّه است ، از تسبیح ما ملائکه نیز تسبیح گفتند و خدا را از صفات ما منزّه دانستند ، و چون عظمت مقام ما را مشاهده کردند ما تهلیل گفتیم تا ملائکه بدانند که الهی به جز اللَّه نیست ، پس هنگامی که بزرگی محل [و مقام] ما را دیدند ، خداوند را تکبیر گفتیم تا بدانند که خدا بزرگتر از آن است که درک شود و موقعیّت او عظیم است ، و ما خدایانی نیستیم که واجب باشد در عرض خدا یا در مرتبه پایین تری عبادت شویم پس هنگامی که قدرت و قوّه ما را دیدند گفتیم : لا حَوْلَ وَ لا قُوَّهَ اِلّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظیمِ؛ – یعنی هیچ توان و نیرویی جز به خداوند بلند مرتبه بزرگ نیست – تا بدانند که هیچ نیرو و قدرتی نیست جز از ناحیه خداوند ، و چون نعمتی را که خداوند به ما داده ، و طاعت ما را واجب فرموده ، مشاهده کردند ، « اَلْحَمْدُلِلَّهِ » گفتیم تا بدانند که حقوق خداوند متعال بر ما از جهت نعمتهایی که به ما ارزانی داشته است چه می باشد ، پس فرشتگان نیز ، « اَلْحَمْدُلِلَّهِ » گفتند ، بنابراین فرشتگان به وسیله ما به معرفت و تسبیح و تهلیل و تمجید خداوند متعال راهنمایی شدند ، سپس وقتی خداوند متعال آدم را آفرید ما را در پشت او سپرد و به فرشتگان دستور فرمود تا

به خاطر تعظیم و احترام ما که در پشت آدم بودیم برای او سجده کنند ، در واقع سجده آنها بندگی خداوند؛ و احترام و اطاعت آدم بود که ما در پشتش بودیم ، و چگونه از ملائکه افضل نباشیم و حال آنکه همه آنها برای آدم سجده کردند ، و هنگامی که مرا به آسمانها بردند جبرئیل فصول اذان را دو به دو ادا کرد ، و دو به دو اقامه گفت سپس گفت : ای محمد جلو بایست [برای نماز] گفتم : ای جبرئیل بر تو پیشی بگیرم ؟ گفت : آری زیرا که خدای تبارک و تعالی پیغمبرانش را بر همه فرشتگان برتری داده و تو را به خصوص برتری بخشیده است . من جلو ایستادم و برای آنان اقامه نماز کردم ، و به این کار فخر فروشی ندارم . و چون به حجابهای نور رسیدیم جبرئیل به من گفت : پیش برو امّا خودش همانجا ماند . گفتم : ای جبرئیل! در چنین جایی از من جدا می شوی ؟ گفت : خداوند به من دستور داده که از اینجا فراتر نروم که اگر از آن بگذرم پرهایم بسوزد زیرا که از حدود پروردگارم تجاوز کرده ام .

پس خداوند مرا به طور ناگفتنی در نور فرو برد و تا آنجا که خدا خواسته بود در ملکوتش منتهی شدم ، آنگاه ندا رسید یا محمد گفتم : لَبِّیْکَ رَبّی وَ سَعَدَیْکَ تَبارَکْتَ وَ تَعالَیْتَ . باز ندا شدم یا محمد تو بنده من هستی و من پروردگار توأم ، مرا عبادت کن و بر من توکل نمای زیرا که تو نور من

در بندگانم و رسول من در مخلوقاتم و حجّت من در آفریدگانم می باشی ، بهشتم را برای کسی که از تو پیروی کند آفریدم و دوزخم را برای آن کس که نافرمانیت نماید قرار دادم؛ و کرامت خود را برای اوصیای تو واجب نمودم و ثوابم را برای پیروان تو لازم ساختم .

گفتم : پروردگارا اوصیای من کیانند ؟ پس ندا شدم که ای محمد اوصیای تو همانها هستند که بر ساق عرش نامشان نوشته شده است ، اول آنان علی بن ابی طالب و آخرین ایشان مهدی امت من است .

گفتم : پروردگارا آنان اوصیای پس از منند ؟ ندا رسید : ای محمّد آنان بعد از تو اولیا و احبّا و اصفیا و حجج من هستند و اوصیا و خلفای تو و بهترین خلق بعد از تو می باشند . قسم به عزّت و جلالم که دینم را به وسیله ایشان ظاهر می کنم و کلمه ام را به وجود آنان بلند می نمایم و زمین را به آخرین ایشان از دشمنانم پاک می کنم و مشارق و مغارب زمین را ملک؛ او و بادها را در تصرّف و تسخیر او قرار می دهم ، و گردنهای سخت را برای او رام می گردانم و او را بر وسائل پیروزی مسلّط می گردانم و با لشکریانم کمکش می کنم و با فرشتگانم مددش می رسانم . تا دعوت مرا بلند و خلق مرا بر توحید من جمع سازد . سپس ملک او را استمرار دهم و حکومتش را به دست اولیای خود دست به دست تا روز قیامت ادامه دهم .

وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ وَ الصَّلاهُ عَلی نَبِیِّنا وَ آلِهِ

الطَّیِّبینَ الطَّاهِرینَ وَ سَلَّمَ تَسْلیماً ( ۵۵ ) .

دوّم : حقّ بقاء در دنیا

باید توجه داشته باشی که اگر امام زمان عجل اللَّه فرجه نبود یک ساعت هم زنده نمی ماندی و بلکه هیچ چیز در این دنیا برقرار نمی بود ، دلیل بر این معنی روایتی است که ثقه الاسلام کلینی در کافی به سند صحیحی از حسن بن علی الوشّا آورده است که گفت از حضرت ابوالحسن امام رضا علیه السلام پرسیدم که : آیا زمین به غیر امام باقی می ماند ؟ فرمود : نه ، گفتم : این طور روایت کرده اند که در حالی زمین [بدون امام] باقی بماند که خداوند بر بندگان خشم گرفته باشد ؟

فرمود : خیر ، باقی نماند ، در این صورت در هم فرو ریزد ( ۵۶ ) .

۲ – در روایت دیگری از حضرت ابوعبداللَّه صادق علیه السلام آمده است : اگر زمین بدون امام بماند از هم می پاشد ( ۵۷ ) .

۳ – شیخ صدوق در کتاب کمال الدین به سند قوی مثل صحیح یا صحیح – بنا بر قول صحیح – از ابوحمزه ثمالی از حضرت جعفر بن محمد صادق از پدرش از پدرانش علیهم السلام روایت کرده که : پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود : جبرئیل از پروردگار عالم جل جلاله برایم نقل کرد که فرمود : هر آنکه بداند که جز من هیچ خدایی نیست و محمد بنده و رسول من و علی بن ابی طالب خلیفه من و امامان از فرزندان او حجّتهای من می باشند ، به رحمت خود او را به بهشت داخل نمایم ، و به عفو و بخشش

از آتش نجاتش می دهم ، و او را در پناه خود جای خواهم داد ، و کرامت خود را برای او واجب و نعمتم را بر وی تمام نمایم ، و اگر درخواستی داشته باشد ، برآورده سازم؛ و اگر سکوت کند [با رحمت و نعمت] آغاز کنم و اگر بدی کند او را رحم نمایم و اگر از من فرار کند او را فراخوانم ، و اگر [پس از اعراض ]به سوی من بازگردد او را بپذیرم و اگر درِ خانه ام را بکوبد به رویش بگشایم .

و هر کس شهادت به لا اِلهَ اِلَّااللَّه ندهد ، یا آن را شهادت بدهد ولی محمّد را به عنوان بنده و فرستاده من گواهی ندهد یا آن را شهادت بدهد؛ امّا نپذیرد که علی بن ابی طالب خلیفه من است ، یا به آن اعتراف کند ولی نپذیرد که امامان از فرزندان او حجّتهای منند ، نعمت مرا انکار کرده و عظمت مرا کوچک شمرده و به آیات و کتب کفر ورزیده است ، اگر مرا قصد کند محجوب سازم و اگر درخواستی داشته باشد ، محرومش نمایم و اگر مرا فراخواند ترتیب اثر ندهم ، و اگر دعا کند اجابت ننمایم ، و اگر به من امید بندد نومیدش کنم این جزایی است که از من به او می رسد و من به بندگانم ظلم نمی کنم .

در این هنگام جابر بن عبداللَّه انصاری برخاست و عرضه داشت : یا رسول اللَّه امامان از فرزندان علی بن ابی طالب کیانند ؟ فرمود : حسن و حسین دو سیّد جوانان اهل بهشت ، سپس سید العابدین زمانش علی بن

الحسین سپس باقر محمد بن علی – که ای جابر تو البته او را درک خواهی کرد پس هرگاه او را دیدی سلام مرا به او برسان – سپس صادق جعفر بن محمد ، سپس کاظم موسی بن جعفر ، سپس رضا علی بن موسی ، سپس تقی محمد بن علی ، سپس نقی علی بن محمد ، سپس زکی حسن بن علی ، سپس فرزندش قائم به حقّ مهدی امت من که زمین را از عدل و داد پر کند همانطور که از ظلم و ستم پر شده باشد ، ای جابر آنان خلفا و اوصیا و اولاد و عترت منند ، هر آن که آنان را اطاعت کند مرا اطاعت کرده و هر که ایشان را معصیت کند مرا معصیت نموده ، و هر آنکه منکر یکی یا همه ایشان گردد مرا منکر شده ، خداوند آسمان را به آنها نگهداشته تا بر زمین خراب نشود و زمین را حفظ کرده تا اهلش را نلرزاند ( ۵۸ ) .

و در غیبت نعمانی از امام صادق از امیرمؤمنان علی علیه السلام آمده است که فرمود : و بدانید که زمین از حجّت الهی خالی نمی ماند و لیکن خداوند چشم باطن بندگانش را از شناختن امام کور می کند به خاطر ظلم و ستم و اسراف آنان بر خودشان ، و اگر زمین یک ساعت از حجّت الهی خالی بماند اهلش را فرو می برد ( ۵۹ ) .

و اخبار در این باره بسیار زیاد است .

سوّم : حقّ قرابت و خویشاوندی پیغمبر صلی الله علیه وآله وسلم

که در سوره حمعسق [شوری] آمده : « قُلْ لا اسئَلُکُم عَلَیهِ أجْراً اِلّا المَودَّهَ فی القُربی

» ( ۶۰ ) ؛ بگو که من از شما بر تبلیغ رسالت توقع مزدی ندارم جز اینکه در مورد خویشاوندانم مودّت ورزید .

از حضرت ابوجعفر امام محمد باقر علیه السلام روایت شده که منظور از ( القربی ) در این آیه امامان هستند ( ۶۱ ) .

و در حدیث ندای حضرت قائم عجل اللَّه فرجه هنگام ظهورش آمده است : و از شما می خواهم شما را به خدا و حق رسول خدا و حقّ خودم بر شما – که مرا بر شما حقّ قرابت و خویشاوندی پیغمبر هست – ( ۶۲ ) .

چهارم و پنجم : حقّ منعم بر متنعم و حقّ واسطه نعمت

که در روایتی از پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم آمده که : هر آنکه نسبت به شما کار نیکی انجام داد به او پاداش دهید ، اگر نمی توانستید برای او دعا کنید تا اطمینان یابید که کار نیک آن شخص را جبران کرده اید .

و این دو حقّ برای مولایمان حضرت صاحب الزمان عجل اللَّه تعالی فرجه جمع شده است زیرا که تمام بهره ها و استفاده هایی که به مردم می رسد به برکت وجود امام آن زمان است . در زیارت جامعه درباره امامان علیهم السلام می خوانیم : ( وَ اَوْلِیاءَ النِّعَمِ ) .

و نیز در کتاب کافی روایت شده که فرمود : خداوند ما را آفرید و خلقت ما را نیکو قرار داد و ما را صورتگری نمود و نیکو صورتگری کرد ، و ما را دیده خود در میان بندگانش قرار داد [تا شاهد و ناظر اعمال و رفتار آنان باشیم] و زبان گویای او و دست رحمت و رأفت خود که بر سر بندگانش گسترده است

و وجه خود که به وسیله ما به سوی خداوند توجه می شود و دری که [بندگان را به علم و ایمان و اطاعت او ]دلالت کند ، و گنجهای [علم و معرفت و رحمت او] در آسمان و زمینش .

به برکت ما درختها بارور گردیده و میوه ها رسیده و نهرها جاری شده و باران از آسمان باریده و گیاه از زمین روئیده است ، و به عبادت ما خداوند عبادت شده است و اگر ما نبودیم خداوند پرستش نمی شد ( ۶۳ ) .

و در کتاب خرائج از حضرت صادق علیه السلام آمده که : ای داوود اگر ما نمی بودیم نه نهرها جاری می شد و نه میوه ها می رسید و نه درختها سبز می گشت ( ۶۴ ) .

و در کافی در حدیث مرفوعی از حضرت ابوجعفر امام باقر علیه السلام آمده که : رسول اللَّه صلی الله علیه وآله وسلم فرمود : خداوند آدم را آفرید و زمین را به او واگذار کرد ، پس هر چه از آنِ آدم بود برای رسولخدا است ، و هر چه برای رسولخدا است از آنِ ائمه آل محمد است ( ۶۵ ) .

و در حدیث دیگری آمده است : دنیا و هر چه در آن هست از خدای تبارک و تعالی و رسول او و ما است ، پس هر که بر چیزی از آن دست یافت ، تقوی پیشه کند و حقّ خداوند ( خمس و زکات و . . . ) را ادا نماید و به برادران ایمانی خود احسان کند ، و اگر چنین نکند خدا و رسول او و ما ( خاندان

پیغمبر ) از او بیزاریم ( ۶۶ ) .

و در کتاب دارالسَّلام به نقل از بصائر الدرجات از ابوحمزه ثمالی روایت کرده است که : امام چهارم علی بن الحسین علیه السلام به او فرمود : ای ابوحمزه پیش از طلوع آفتاب هرگز مخواب که برایت خوش ندارم ، به تحقیق که خداوند در آن وقت روزیهای بندگان را تقسیم می کند و بر دست ما آنها را جاری می سازد .

ششم : حقّ پدر بر فرزند

شیعیان از باقیمانده گل خاندان وحی آفریده شده اند همانطوری که فرزند از پدر به وجود می آید در کتاب کافی از حضرت رضا علیه السلام روایت شده که فرمود : اَلْامامُ؛ الْاَنیسُ الرَّفیقُ وَ الْوالِدُ الشَّفیقُ؛ امام؛ همدمِ همراه و پدر مهربان است ( ۶۷ ) .

و از پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم روایت است که فرمود : من و علی دو پدر این امت هستیم ( ۶۸ ) .

از حضرت ابوعبداللَّه صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود : خداوند ما را از علیّین آفرید و ارواح ما را از بلندای آن خلق کرد ، و ارواح شیعیان ما را از علیّین و بدنهایشان را از پایین آن آفرید ، از همین روی بین ما و آنان نزدیکی برقرار است و دلهای ایشان به سوی ما مشتاق ( ۶۹ ) .

و از حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام روایت شده که فرمود : به تحقیق که خداوند ما را از اعلی علیّین خلق فرموده و دلهای شیعیان ما را از خمیر مایه خلقت ما و تنشان را از پایین تر از آن آفرید ، پس دلهایشان در هوای ما

است زیرا که از آنچه ما آفریده شدیم آنها نیز آفریده شده اند ( ۷۰ ) .

و در کمال الدین از عمر بن صالح السابری روایت شده که گفت : از حضرت ابوعبداللَّه صادق علیه السلام درباره این آیه « اَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِی السَّماء » ( ۷۱ ) ؛ ریشه آن پای برجا و شاخه اش در آسمان است .

پرسیدم . فرمود : اصل و ریشه آن درخت پاکیزه رسول اللَّه و شاخه آن امیرالمؤمنین است و حسن و حسین میوه آن هستند ، و نُه تن از فرزندان حسین شاخه های کوچکتر آنند و شیعه برگهای آن درخت می باشند ، به خدا که وقتی یکی از آنها ( شیعیان ) می میرد یکی از برگهای آن درخت می افتد ( ۷۲ ) .

و در بحار به نقل از امالی شیخ طوسی از پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم روایت است که فرمود : من درختی هستم که فاطمه شاخه و علی پیوند و حسن و حسین میوه و دوستانشان از امت من برگهای آن درخت می باشند ( ۷۳ ) .

البته روایات در این باره زیاد است که در کافی و برهان و غیر اینها آمده ، ولی ما از ترس اطاله سخن و ملالت خوانندگان از ذکر همه آنها خودداری کردیم که دانا را اشاره بس است و چه خوش گفت آنکه گفت :

یا حَبَّذا دَوْحَهٍ فی الْخُلْدِ نابِتَهٍ

ما مثْلُها نَبَتَتْ فِی الْخُلْدِ مِنْ شَجَرِ

اَلْمُصْطَفی اَصْلُها وَ الْفَرْعُ فاطِمَهٌ

ثُمَّ اللِّقاحُ عَلیٌّ سَیّدُ الْبَشَرِ

وَالْها شِمِیَّانِ سَبْطاها لَها ثَمَرٌ

وَ الشّیعَهُ الْوَرَقُ الْمُلْتَفُّ بالثَّمَرِ

هذا مَقالُ رَسُولِ اللَّهِ جاء بِهِ

اَهْلُ الرِّوایاتِ فِی الْعالی مِنَ الْخَبَرِ

اِنّی بِحُبِّهِمُ

اَرْجُو النَّجاهَ غَداً

وَ الْفَوْزَ مَع زُمْرَهٍ مِنْ اَحْسَنِ الزُّمَرِ

وه چه بالنده درختی که در خلد برین روییده

که مانندش هیچ درختی در بهشت نروییده است!

محمّد مصطفی صلی الله علیه وآله وسلم ریشه آن و ساقه اش فاطمه

آنگاه پیوندش سرور مردم علی است

و آن دو هاشمی دو نواده پیغمبر میوه آن درختند

و شیعیان برگهایی که به دور میوه ها پیچیده اند

این گفتار رسول خدا است که آن را اهل روایت

با سندهای عالی در حدیث آورده اند

من با محبّت آنان امید نجات فردای [قیامت]

و رستگاری دارم ، همراه با گروهی که از بهترین گروههایند

هفتم : حقّ آقا و ارباب بر بنده

در زیارت جامعه آمده است : « وَ السَّادَهُ الْوُلاهِ » ؛ و سرورانِ سرپرست .

و در حدیثی از رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم از طریق مخالفین وارد شده : ما فرزندان عبدالمطلب سرورانِ اهل بهشت هستیم ، من و علی و جعفر و حسن و حسین و مهدی علیهم السلام .

می گویم : بیان سیادت و آقایی امامان علیهم السلام نسبت به ما ، از آنچه گذشت ظاهر و ثابت می شود ، و معنی سیادت آن بزرگواران اینکه : ایشان از خود ما در تمام امور اولی و شایسته تر هستند ، چنانکه خداوند متعال فرموده : « اَلنَّبِیُّ اَوْلی بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ اَنْفُسِهِمْ . . . » ( ۷۴ ) ؛ پیامبر؛ نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است .

و در کفایه الأثر روایت مسندی از حسین بن علی علیهما السلام آورده که فرمود : رسول اللَّه صلی الله علیه وآله وسلم به علی علیه السلام فرمود : من به مؤمنین از خودشان به خودشان اولی و سزاوارترم سپس تو ای علی از مؤمنین به

خودشان سزاوارتری آنگاه بعد از تو حسن سزاوارتر است به مؤمنین از خودشان و پس از او حسین به مؤمنین از خودشان سزاوارتر است ، سپس بعد از او علی سزاوارتر است به مؤمنین از خودشان ، و بعد از او محمد سزاوارتر است به مؤمنین از خودشان ، و بعد از او جعفر سزاوارتر است به مؤمنین از خودشان ، و بعد از او موسی سزاوارتر است به مؤمنین از خودشان ، و بعد از او علی سزاوارتر است به مؤمنین از خودشان و بعد از او محمد سزاوارتر است به مؤمنین از خودشان ، و بعد از او علی سزاوارتر است از مؤمنین به خودشان ، و بعد از وی حسن سزاوارتر است به مؤمنین از خودشان ، و حجّت بن الحسن به مؤمنین سزاوارتر است از خودشان ، امامان نیکوکار ، آنها با حقّ و حقّ با آنها است ( ۷۵ ) .

نزدیک به همین مضمون در کافی و کمال الدین نیز روایت شده است . و از حضرت ابوالحسن موسی علیه السلام روایت شده که فرمود : مردم در اطاعت کردن بردگان ما هستند ( ۷۶ ) .

هشتم : حقّ عالم بر متعلّم

که امام زمان و پدران طاهرینش راسخین در علم هستند ، چنانکه در چند روایت از امام صادق علیه السلام آمده . و نیز خداوند متعال دستور فرموده تا مردم هر چه می خواهند از خاندان وحی بپرسند که ایشان ( اَهْلُ الذِّکْر ) اند که : « فَاسْئَلُوا اَهْلَ الذِّکْرِ اِنْ کُنْتُمْ لاتَعْلَمُونَ » ( ۷۷ ) ؛ پس از اهل ذکر سؤال کنید اگر نمی دانید .

نهم : حقّ امام بر رعیت

در کافی به سند خود از ابوحمزه روایت کرده که گفت : از حضرت ابوجعفر امام باقر علیه السلام پرسیدم که حقّ امام بر مردم چیست ؟ فرمود : حقّ او بر آنها اینکه آنچه می گوید بشنوند و او را اطاعت کنند ( ۷۸ ) .

و در خطبه ای که در روضه کافی از امیرالمؤمنین علیه السلام روایت شده آمده است که : امّا بعد به تحقیق خداوند متعال برای من بر شما حقی قرار داد به اینکه مرا ولی امر و سرپرست شما ساخته ، و منزلتی که خداوند عَزَّ ذِکْرُهُ مرا در آن منزلت برتر از شما جای داده ، . . . : پس مهمترین چیزی که خداوند از آن حقوق فرض کرده حقّ والی و زمامدار بر رعیت است ( ۷۹ ) .

اینها گوشه ای از حقوق امام زمان علیه السلام بر مردم است و قسمتی از اینها در بخش آینده برای شما روشن خواهد شد اِنْ شاء اللَّهُ تَعالی .

 بخش اول کتاب مکیال : شناخت حضرت صاحب الزمان واجب است .

منابع :

۵۲ ) الاحتجاج؛ ۲/۲۷۸ .

۵۳ ) الاحتجاج؛ ۲/۲۸۴ .

۵۴ ) در نهج البلاغه ، نامه ۲۸ ، چنین آمده : فانّا صنایع ربنا و الناس بعد صنایع لنا . یعنی : پس همانا ما ساخته شده پروردگارمان هستیم و مردم برای ما ساخته شده اند . ( مترجم )

۵۵ ) کمال الدین؛ ۱/۲۵۴ .

۵۶ ) اصول کافی؛ ۱/۱۷۹ .

۵۷ ) اصول کافی؛ ۱/۱۷۹ .

۵۸ ) کمال الدین؛ ۱/۲۵۸ .

۵۹ ) الغیبه؛ ابن ابی زینب نعمانی؛ ۱۴۱ .

۶۰ ) سوره شوری؛ آیه ۲۳ .

۶۱ ) تفسیر برهان؛ سیّد هاشم بحرانی؛ ۴/۱۲۱ .

۶۲ ) الغیبه؛ ابن ابی زینب نعمانی؛ ۱۴۹ .

۶۳ ) اصول کافی؛ ۱/ ۱۴۴ .

۶۴ ) الخرائج؛ سعید بن هبهاللَّه راوندی .

۶۵ ) اصول کافی؛ ۱/ ۴۰۹ .

۶۶ ) اصول کافی؛ ۱/ ۴۰۸ .

۶۷ ) اصول کافی؛ ۱/ ۲۰۰ .

۶۸ ) بحار الانوار ، ۳۶ / ۱۱ .

۶۹ ) اصول کافی؛ ۱/ ۳۸۹ .

۷۰ ) اصول کافی؛ ۱/۳۹۰ .

۷۱ ) سوره ابراهیم ، آیه۲۴ .

۷۲ ) کمال الدین؛ شیخ صدوق؛ ۱/۲۵۸ .

۷۳ ) امالی؛ شیخ الطائفه طوسی؛ ۱ / ۱۸؛ بحار الانوار ، ۳۷ / ۳۹ .

۷۴ ) سوره أحزاب؛ آیه ۶ .

۷۵ ) کفایه الاثر؛ ۳۱۱ و اصول کافی؛ ۱/۱۸۷ و کمال الدین؛ ۱/۲۷۰ .

۷۶ ) اصول کافی؛ ۱/۱۸۷ .

۷۷ ) سوره انبیاء؛ آیه ۷ .

۷۸ ) اصول کافی؛ ۱/۴۰۵ .

۷۹ ) روضه کافی؛ ۳۵ .